(س 697) اُريد أن استفسر عن مسألة وهي هل تقبل الصلاة في البيت علماً بأن جار البيت مسجد قريب جداً للبيت وأنا قد سمعت أنّه لاصلاة لمن جاره مسجد فما أدري ماهو الحكم علماً بأن سبب عدم الذهاب هو اُمور نفسية أي الاستحياء اشكركم على إتاحة لي هذه الفرصة؟
ج ـ تقبل الصلاة فى البيت ومقصود الرواية من (لا صلاة لجار المسجد إلاَّ في المسجد) هو الكمال لاالصحة فيستحب الصلاة في المسجد مع عدم العذر كالمطر أو غيره. 18/1/83
(س 698) شخصى مسجدى را نجس كرده و فرد ديگرى جهت تطهير، كف مسجد را كه نجس شده، كنده است. خرج تعمير مسجد به عهده كدام يك است؟
ج ـ به عهده نجس كننده است، زيرا سبب خرابى مسجد شده است. 1/11/73
(س 699) اگر يك قسمت ديوار توالت مسجد به مسجد وصل شود، چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر موجب نجاست ديوار مسجد نگردد، مانعى ندارد. 16/11/74
(س 700) يك سيد عالمى مدّت سى وشش سال در يكى از مساجد بهشهر نماز جماعت و منبر وعظ و خطابه و تفسير قرآن را عهده دار بوده و مخصوصاً براى طلبه هاى جوان زياد زحمت كشيده است حال ميل دارد او را در بيرون كفشدارى مسجد يا در گوشه حياط دفن نمايند. آيا جايز بوده يا خير؟
ج ـ به طور كلّى دفن ميّت در مسجد جايز نيست امّا درجايى از آن كه مسجد نباشد و منع قانونى ويا منع ازطرف توليت و اهالى محل نباشد، مانعى ندارد و از قضيّة شخصيّه هم نه اطلاعى دارم ونه نظرى دارم. 27/2/81
(س 701)اگر نقطه اى از حياط مسجد يا شبستان و يا يكى از قالى هاى فرش شده در شبستان نجس شود، آيا قبل از تطهير آن نقطه، مى توان در مسجد اقامه نماز كرد يا حتماً بايد نماز را به بعد از تطهير قسمت نجس موكول كرد؟
ج ـ چنانچه مورد نجاست، مسجد يا فرش مسجد است، بايد براى نماز، اوّل نجاست را از بين ببرند، بعد نمازرا اقامه نمايند، وچنانچه وقت تنگ است ونماز قضا مى شود، اوّل نماز را اقامه نمايند، و بعد، ازاله نجاست شود و به هر حال، اگر در فرض سعه وقت اوّل نماز آورده شده، معصيت شده، ليكن نمازشان صحيح است. 16/10/77
(س 702)اگر افرادى با رعايت نكردن نظافت، باعث آلودگى محيط مسجد مى شوند، آيا هيئت اُمناء و متولّيان مسجد يا حسينيّه تكليف شرعى از نوع وجوبى براى نظافت فرش هاى آلوده (بجز نجاسات معروف) و ظواهر مكان هاى مذكور را دارند يا خير؟
ج ـ خودشان بايد احساس مسئوليت شرعى نمايند و نظافت، فى حدّ نفسه، جنبه وجوب ندارد. آرى، هر نوع تلاش ارشادى و اقتصادى براى نظافت مساجد، موجب ثواب فراوان است. 6/6/78
(س 703) رعايت نكردن نظافت و بهداشت بعضى افراد در مساجد، باعث فرار برخى از جوان ها از چنين محيط هاى مقدّسى مى شود. لذا خواهشمند است تكليف شرعى را در خصوص افرادى كه با لباس آلوده يا ظاهر نامرتّب به مساجد و حسينيّه ها وارد مى شوند، بيان فرماييد. ضمناً آيا شرعاً جوازى براى ممانعت از ورود افراد مذكور به اماكن مقدّس وجود دارد يا خير؟
ج ـبايد با ارشاد و نصيحت و بالا بردن فرهنگ نظافت، و بيان ارزش مساجد، جلوگيرى شود و منع الزامى و غير ارشادى مجوّزى ندارد. 6/6/78
(س 704) آيا حضور اهل كتاب و شركت آنان در مراسمى كه در مساجد برگزار مى شود، هتك مقام مسجد محسوب مى شود يا خير؟
ج ـ هتك، محسوب نمى شود. 25/7/74
(س 705) بسم اللّه الرحمن الرحيم السلام عليكم ورحمة اللّه وبركاته: مع الأسف الشديد نرى في كثير من البلدان الإسلامية ان الاجانب من غير المسلمين يبنون المساجد والحسينيات وحتى ان المقاول هو مسلم شيعي ولكن عماله من غير المسلمين وفيهم كفار كالسيخ والبانيان وهندوس وامثالهم واذا قلت له لا يجوز بناء المسجد والمأتم بيد هؤلاء وبعد النقاش الطويل يقول نحن نطهر ظاهر المسجد والحسينية فهل يجوز بناء المسجد والمأتم بيد هولاء وهل يطهر بغسل ظاهر المسجد ام لا؟ بينوا لنا حكم اللّه وشكراً لكم.
ج ـ بناء المسجد و المأتم بيد غير المسلمين في حدّ نفسه لابأس به وإن كان بيد المسلمين أولى و أنسب والبناء بأيديهم لاتكون سبباً للنجاسة لكونهم غير نجس و إنّما النجاسة تكون لغير المسلم الكافر الجاحد للاسلام عن عناد لاعتقاد الاسلامي وذلك غير محقّق فى جمهور غير المسلمين هذا مع انّ الشكّ في عنادهم كاف لعدم الحكم بالنّجاسة. 20/12/81
(س 706) احكام ورود كفار - اعم از اهل كتاب و غير اهل كتاب - به مسجد الحرام و اماكن مقدسه و ساير مساجد چيست؟
ج ـ در صورتى كه براى مصلحت اسلام و مسلمين و مملكت هاى اسلامى و يا جلب محبت آنان و يا جهات مرجّحه ديگر باشد مانعى ندارد. 14/9/82
(س 707) مسألة طهارةُ أهل الكتاب مسألة خلافيه بين الفقهاء منهم من يرى طهارة أهل الكتاب ومنهم من يرى نجاستهم و منهم من يحتاط في المسألة أحتياطاً وجوبيا على انّهم نجسون السؤال هل يجوز دخولهم المساجد عند من يحكم بطاهرتهم والناس يختلفون فى التقليد فمع فرض الجواز سوف يحدث أرباكاً في المسجد بين من يجوز ومن يرى خلاف ذلك أم أنه يجب الإحتياط في هذه المسألة فنمنعهم من الأماكن المقدسة؟
ج ـ يجوز دخول غير المسلم المسجد على أن يكون له غرض عقلائي من قبيل الاشتراك فى مجالس الترحيم أو الحضور في المجالس الدينية، وحرمة دخولهم ترتبط بالقضية على نحو الاطلاق ودون قيد وشرط ولاينظر في الحرمة إلى الحالات الخاصة من قبيل ما تقدّم. و لايخفى أن حرمة دخولهم غير تابعة لطهارتهم و نجاستهم. نعم اختلاف المسلمين في قضية دخولهم المسجد تعدّ مسألة اُخرى ينبغى حلها بالطرق السلمية، و بما أن هذه القضية موضع اختلاف فلا ينبغي إدخالهم المساجد، و من جانب آخر لاينبغي أن يعكس تعاملنا معهم صورة عنيفة و غير مطلوبة عن الاسلام. 30/8/81
(س 708)تزيين و زينت مساجد با نقّاشى و كاغذ ديوارى عكسدار، همچنين نصب قاب عكس و منظره در اين مكان ها چه حكمى دارد؟
ج ـ نبايد چيزهايى كه مثل انسان و حيوان روح دارد، در مسجد نقش كنند و نقّاشى چيزهايى مثل گل و بوته كه روح ندارند، مكروه است. 24/5/76
(س 709) آيا از نظر شرع مقدس اسلام ساده بودن مسجد و بى زرق و برق بودن آن بهتر است يا آن كه هر چندسال بر زينت مسجد افزوده شود و مساجد به شكل مكان هاى زينتى در آيد؟
ج ـ زينت و زيباسازى مسجد اگر سبب جذب مردم براى آمدن به مسجد و جماعات و سبب مكث زياد افراد در مسجد براى عبادت شود مانعى ندارد بلكه هر كارى كه سبب تعمير معنوى گردد مطلوب مى باشد آرى اگر زينت ها به گونه اى است كه موجب حواس پرتى عبادت كنندگان باشد يا تصوير و امثال آن باشد تركش مطلوب است. 22/12/80
(س 710)بعضى از فرش هاى داخل مساجد، داراى نقوش ريزى مثل تصوير بعضى از پادشاهان، جانوران و پرندگان و اين قبيل نقش هاست كه توسط افراد خيّر خريدارى و جهت استفاده مسجد، وقف شده است. به جا آوردن نماز و ديگر فرايض الهى بر روى اين نوع فرش ها چه حكمى دارد؟
ج ـ مانعى ندارد و واقفان، ان شاءالله مأجورند. 9/5/78
(س 711) آيا شرعاً مى توان قسمتى از بالكن مسجدى را كه در آن از در اصلى مسجد جداست و در مواقع لزوم جهت مراسم ختم از آن استفاده مى شود، به كتابخانه تبديل كرد؟
ج ـ هرگونه استفاده عبادى و تغيير در ساختمان مسجد براى كار خير كه سبب خراب كردن نباشد (مانند اضافه كردن در و ديوار به بعضى از جاهاى آن و نيز ساختن كتابخانه) با رعايت شرط مرقوم، ممنوع و حرام نيست، مگر آنكه مزاحم نمازگزاران گردد، چون نماز خواندن در مسجد بر همه كارهاى خير مقدم است؛ و چه نيكوست، اگر نگوييم لازم، كه براى اين گونه امور از روحانى محل، كسب رضايت و با وى مصلحت انديشى شود. 6/3/68
(س 712) آوردن ميز تنيس به مسجد يا فضاى مسجد از قبيل حياط، زيرزمين و... جهت انجام فعاليت هاى سالم فرهنگى ـ ورزشى، در كنار آموزش تعاليم دينى (آموزش قرآن، احكام و عقايد)، چه حكمى دارد؟
ج ـ هر چند عمل و كار خير در مسجد كه مزاحم نمازگزاران نباشد، جايز است، ليكن لازم است در اين گونه امور رضايت امام جماعت مسجد جلب شود. 29/4/74
(س 713) خوردن و آشاميدن در مساجد و كف زدن در جشن هاى انقلاب اسلامى و ميلاد ائمه معصومين(عليهم السلام) چه حكمى دارد؟ همچنين آزين بندى مساجد، آيا براى نماز اشكال دارد يا خير؟
ج ـ اتّباع از نظر امام جماعت مسجد در اين گونه امور، مطلوب ـ بلكه لازم ـ است. 24/3/74
(س 714) آيا پخش فيلم هاى آموزشى و غيرآموزشى (نظير فيلم سينمايى) در مساجد جايز است؟ آيا از مساجد مى توان جهت برپايى كلاس هاى تابستانى دانش آموزان استفاده كرد؟
ج ـ انجام هر كار خيرى در مسجد كه مزاحم نماز و نمازگزاران نباشد، مانعى ندارد؛ ليكن رعايت جلب نظر و رضايت امام جماعت محل، لازم است. 18/4/74
(س 715) داير كردن بانك نوار قرآن، سخنرانى و سرودهاى مجاز در مسجد و همچنين نصب عكس شهدا، بريده روزنامه ها و جرايد در تابلوى اعلانات داخل مسجد، چه حكمى دارد؟
ج ـ جايز و مطلوب است. 5/3/74
(س 716) زيرزمين مسجدى قبل از تجديد بناى ساختمان مسجد، به عنوان مسجد بوده، ولى در تجديد بنا به علت ناهموار بودن زمين، به صورت دو طبقه ساخته شده است. آيا حكم مسجد را دارد؟ آيا مى توان از اين مكان براى اجراى نمايش كه شامل صدا با پخش موسيقى و سرود مى باشد، استفاده نمود؟
ج ـ فرقى بين زيرزمين مسجد و روى آن نيست و همه آن ها مسجد است؛ و انجام هر كار خير، بلكه مباح، كه مزاحمتى براى نمازگزاران نباشد، جايز و حلال است. 24/3/74
(س 717) زمينى وقف مسجد گرديده و مردم به نيّت ساختمان مسجد كمك نموده اند، چندين سال در زيرزمين مسجد نماز برگزار شده و اكنون كه طبقه همكف آماده شده، از آنجا براى نگهدارى وسايل مسجد استفاده مى شود، و در ايّام محرم و صفر به عزاداران اباعبدالله(عليه السلام) غذا مى دهند، و افرادى كه عذر شرعى دارند، وارد آن نمى شوند. آيا مى توان از اين زيرزمين براى ورزش جوانان و نوجوانان استفاده و درآمد حاصل از آن را صرف بناى همان مسجد كرد؟
ج ـ انجام هرگونه كار خيرى در مسجد كه مزاحم نمازگزاران نباشد، مانعى ندارد؛ ليكن گرفتن اجرت براى آن، جايز نيست؛ و زيرزمين مسجد كه به عنوان مسجد ساخته و نماز هم در آن خوانده شده، با قطع نظر از جهات ديگر، جزو مسجد است. 14/4/74
(س 718) مسجدى قديمى به طول نُه متر و عرض هفت متر در كاشان به منظور توسعه و بازسازى، تخريب و با خريد دو باب مغازه و دو باب منزل مسكونى، مسجد جديدى در چهار طبقه با مشخّصات ذيل ساخته شده:
1) طبقه همكف به منظور مسجد با مساحت 350 متر مربع؛
2) طبقه فوقانى به منظور مسجد زنانه و حسينيّه.
طبقه همكف اوّل تحتانى، جهت احداث درمانگاه در نظر گرفته شده است و طبقه دوم تحتانى، جهت كتاب خانه و سالن مطالعه. با اين توضيح كه راه مسجد و درمانگاه جداست، آيا داير نمودن درمانگاه در طبقه اوّل تحتانى كه طبق نيّت و نظر بانى ساخته شده جايز است؟
ج ـ فرقى بين زير زمين مسجد و روى آن نيست و همه آن ها مسجد است انجام دادن هر كار خير، بلكه مباح كه مزاحمتى براى نمازگزاران نداشته باشد، جايز و غير حرام است. شايان ذكر است كه رعايت احكام مسجد نسبت به مقدار مسجد قديمى در همه طبقات لازم است؛ چون هر كجا مسجد شده است، از عمق زمين تا ارتفاع بالا، همه و همه مسجد است. 1/7/79
(س 719)آيا برگزارى جشن عروسى در داخل مسجد، جايز است يا خير؟
ج ـ اين گونه امور را به مسجد نكشانند كه مفسده دارد. 9/5/78
(س 720)فعّاليت اقتصادى در مسجد جهت رونق امور آن، چه صورتى دارد؟ براى مثال، ما در آشپزخانه وسيع و مجهّز مسجد، اقدام به پخت غذا براى مراسم مختلف مؤمنان مى نماييم و درآمد حاصل را پس از پرداخت اجرت آشپز، صرف امور جارى مسجد مى نماييم. اين كار چه صورتى دارد؟
ج ـ در صورتى كه با برنامه هاى اصلى مسجد نيز منافات نداشته باشد و امام جماعت مسجد هم موافق باشد، چون اين گونه اموال، اموال مسجد است، براى هر كارى كه نفع مسجد را متضمّن باشد، جواز استفاده، بعيد نيست. 1/10/76
(س 721)معمولاً در روستاها از قديم تا كنون رسم بوده و هست كه در ايّام سوگوارى ها از جمله ماه محرّم، در داخل مساجد، به اصطلاح خرج مى دهند. نظرتان را در اين خصوص بيان فرماييد؟
ج ـ عمل به اين گونه سنّت هاى حسنه، نه تنها هيچ مانعى ندارد؛ بلكه مستحب و جزو مصاديق عزادارى و تعظيم شعائر است. خداوند به ساعيان و بانيان و دست اندركاران، توفيق زيادترى عنايت فرمايد. 22/8/76
(س 722) آيا مى توان براى تأمين كردن هزينه هاى مسجد (از قبيل هزينه آب، برق، مستمرى خادم و...) قسمتى از زيرزمين مسجد را كه جَنب خيابان است، به عنوان مغازه تجارى به افراد اجاره داد؟
ج ـ چون خلاف وقف است، جايز نيست. 3/7/72
(س 723) چنانچه مشخص شود كه در ميان كمك هاى مردمى به مسجد، مبالغى غيرمخمّس وجود دارد. آيا مى توان چنين پولى را خرج مسجد نمود؟
ج ـ بدون اجازه مجتهد جامع الشرائط، جايز نيست. 29/4/71
(س 724) هيئت امناى مسجدى براى تأمين كردن هزينه هاى مسجد (از قبيل پول آب، برق، گاز، مستمرى خادم و...) اقدام به چاپ قبض مراسم ترحيم نموده و از كسانى كه براى اموات خود مراسم ترحيم برگزار مى كنند، مبلغى با قبض هاى فوق دريافت مى كنند. آيا گرفتن اين پول جايز است يا خير؟
ج ـ گرفتن اين گونه پول ها، براى امثال امورى كه در سؤال ذكر شده، به شرط رضايت امام جماعت مسجد، مانعى ندارد. 30/3/74
(س 725)خدّام و هيئت امناى مساجد، تا چه ميزان مى توانند در برگزارى مراسم و برنامه ها و عدم آن، دخالت كنند؟
ج ـ شرعاً هيچ كس نمى تواند مانع كار خيرى كه مزاحم نمازگزاران نباشد، گردد. 21/8/78
(س 726 ) روستايى داراى مسجدى است كه بيش از دو قرن قدمت تاريخى داشته و تخريب شده است جهت تجديد بنا، اهالى، قبض هايى را تهيّه نموده اند و از اين طريق، كمك هاى نقدى از مردم جمع آورى نموده اند و از طرفى پول هاى جمع شده به نام مسجد تخريب شده و حتّى وسايل موجود مسجد قبلى، توسط عدّه اى جهت بنا و ساخت و ساز مسجد جديد ديگرى به كار رفته است. حال كمك هاى نقدى و غير نقدى مسجد تخريب شده و وسايل موجود آن كه در ساخت و ساز مسجد جديد به كار برده اند، چه حكمى دارند؟ و نماز خواندن در اين مسجد، چه حكمى دارد؟
ج ـ محض صَرف مصالح مسجدى كه مخروبه باشد، در ساختن و تعمير مسجد ديگر، چه به عينه و چه به قيمت، مانعى ندارد و بايد توجّه داشت هر پولى كه براى كارِ خير از كسى گرفته مى شود، اگر از اوّل براى كار معيّنى نباشد، صرفش در هر كجا كه خير باشد، مانعى ندارد؛ و امّا اگر براى كار خاصى باشد، اگر بعد راضى شوند نيز مانعى ندارد؛ چون هر چند قبل از رضايت درست نبوده و كسى كه مصرف نموده ضامن است، ليكن بعد از رضايت، چون برائت ذمّه ضامن حاصل مى شود و يا نسبت به عين اگر ضمانت نبود، با اجازه جواز حاصل مى شود و به هر حال، مانعى ندارد.
(س 727)دو مسجد در داخل يك روستا وجود دارد كه مردم به يكى از اين دو مسجد كمك زيادترى مى كنند. آيا مى توان درآمد اين مسجد را براى مسجد ديگر كه نيمه كاره است، خرج كرد؟
ج ـ اگر پولى كه پرداخت مى شود، براى مسجد معيّنى باشد نه مطلق مساجد، نمى توان در غير آن مسجد مصرف نمود. 27/2/78
(س 728) ما اهالى روستايى توانسته ايم به بركت انقلاب و با كمك و يارى جهاد سازندگى و با همّت و اتّحاد مردم روستا، مسجدى را از نو بنا كنيم. اكنون كه مسجد آماده است همه اهالى در ساخت آن سهيم هستند، و بين كسانى كه كمك كرده اند يقيناً مى دانيم كسانى هستند كه اهل دادن زكات و خمس اموالشان نيستند، ولى به هر صورت، كمك هاى نقدى كرده اند و بعضى بودند كه قيّم (صغير) بودند و از مال يتيم كمك نمودند. لذا خواهشمنديم كه نظر خود را در صرف پول هاى داده شده مرقوم بفرماييد؟
ج ـ صرف پول هايى كه افراد براى كار خير مى پردازند، در كار خير، چه ساختمان مسجد و چه غير آن از امور خيريه ديگر، جايز است و استفاده از آن ها مانعى ندارد و دهندگان وجه هم ان شاءالله مأجورند، و در مورد مسئله ندادن خمس، چون پول هاى پرداخت شده معلوم نيست كه نزد صاحبش متعلّق خمس شده باشد و خمس آن را نپرداخته باشد يا متعلّق خمس نشده و قبل از رسيدن سال و گذشت يك سال بر آن، صرف دركار خير نموده، تصرّف در آن ها مانعى ندارد و محض اين كه شخصى حساب سال ندارد و خمس نمى پردازد، نمى تواند سبب حرمت تصرّف در پول هايى باشد كه به مصرف خير مى رساند و همان طور كه ذكر شد، مشكوك است و سبب عدم جواز تصرّف نيست. آرى، نسبت به اموال يتيم، اگر مطمئن باشيد كه از مال آن هاست، بايد به مقدار مصرف شده از مال آن ها برگردانده شود؛ يعنى مصرف كنندگان ضامن اند. 19/10/77
(س 729) به اطّلاع مى رساند كه دو سال قبل در روستايى مسجدى بنا شده است كه چون بودجه مسجد براى ساختمان مسجد كفايت نمى كرد، از مردم درخواست شد كه در صورت داشتن زكات، آن را تحويل مسجد دهند تا براى احداث مسجد مصرف شود. لذا افراد، داوطلبانه اسامى خود را در ليست افرادى كه قول دادند زكات خود را به مسجد بدهند نوشتند تا بعداً نسبت به پرداخت زكات خود اقدام كنند. اين افراد، بعداً زكات خود را پرداخت نمودند و بعضى از افراد هم شايد مبلغى كم تر از آنچه قول داده بودند پرداخت كردند و به طور كلّى بايد گفته شود كه مبلغى بالاجبار از افراد گرفته نشده است. با اين حال، شخصى از اهالى روستا، آگاهانه يا ناآگاهانه، اظهار مى دارد كه چند تن از افرادى كه زكات خود را به مسجد داده اند، براى اين كه در مقابل مردم خجل نشوند، بالاجبار و ناخواسته، زكات خود را به مسجد داده اند. بنابراين، نماز خواندن در اين مسجد جايز نيست و با نشر اين سخن، در مردم ايجاد شك نموده است. همچنين اين شخص از ذكر نام افرادى كه بالاجبار پول خود را به مسجد داده اند، خوددارى مى كند تا اين كه وجوهشان به آن ها برگردانده شود. لذا استدعا داريم با توجّه به اين نكته كه اين مسجد تنها مسجد اين محل است كه در تمام طول سال نماز جماعت در آن بر پا مى شود، اين مسئله را براى ما حل نماييد. ضمناً بفرماييد تا چه اندازه اى زكات را مى توان به مصرف مخارج مسجد رساند، در صورتى كه فقير در روستا باشد؟
ج ـ مصرف نمودن زكات در مسجد، مانعى ندارد و از مصاديق فى سبيل الله است و بودن فقير، مانع از صرف در آن نيست؛ ليكن رعايت حال فقرا امرى مطلوب است، چون آن ها نماز مى خوانند و مسجد جاى نماز است و در مورد مسئله خجالت، اگر ثابت شود كه افرادى زكات را بدون قصد قربت پرداخت نموده اند، بايد پولشان به نحوى برگردانده شود؛ ليكن تا معلوم نشوند و مطالبه ننمايند، نه مشكلى از جهت ردّ پول آن ها وجود دارد، و نه از جهت مسجد و نماز خواندن در آن، و محض گفتن ها نبايد مانع از رفتن به مسجد و عبادت در آن بشود. 18/6/77
(س 730)هيئت امناى مسجد، ماهيانه مبالغى را از مردم دريافت مى كند. آيا مى توان مبالغ مذكور را كه در جهت مسجد و امور آن دريافت مى شود، به افرادى كه بى بضاعت و نيازمند هستند، وام داد؟ و آيا مى توان بابت تأسيسات ديگر چون مدرسه و حمّام و جاده سازى و... صرف نمود؟ و در حالى كه مبالغ مذكور، براى خرج در امور مسجد جمع آورى مى شود و شايد اهالى روستا راضى نباشند، آيا مى توان به عنوان قرض، صرف كفن و دفن و ساير امورات متوفّايى كرد؟
ج ـ پولى كه براى مسجد گرفته مى شود، در همان مسجد بايد خرج گردد، و اگر براى تعمير مسجد باشد، حتماً بايد صرف ساختمان و تعمير آن شود. آرى، اگر هيئت امناء موقع جمع كردن پول اعلام كنند اين كمك را مى گيريم و به هر مورد خير كه صلاح دانستيم مصرف مى نماييم، در آن صورت، صرف در غير مسجد، مانعى ندارد. 15/4/77
(س 731) مسجدى با بيش از چهل سال سابقه ساخت و عدم رعايت اصول فنّى ساختمان سازى بنا بر اظهار نظر كارشناسان ساختمانى، فاقد مقاومت لازم در برابر حوادث احتمالى است و با توجّه به نداشتن امكانات تأسيساتى، در حال حاضر، به هيچ وجه قابل استفاده براى فعّاليت هاى مذهبى، فرهنگى، و... نيست. اكثر اهالى مؤمن و متديّن نمازگزار و هيئت امناى محترم با بررسى هاى همه جانبه، تصميم به تخريب مسجد و ساخت مجدد آن با طرّاحى مطلوب گرفته اند. لذا استدعا داريم در مورد سؤالات ذيل، راهنمايى لازم را بفرماييد:
1) تخريب بناى موجود با توجّه به موارد فوق چگونه است؟
2) آيا دفع ضايعات ساختمانى و فروش بعضى اقلام ساختمانى كه نمى توان در مسجد جديد از آن ها استفاده نمود و صرف درآمد ناشى از فروش آن ها در ساختمان جديد مسجد، اشكالى دارد؟
ج ـ1. بلا مانع است.
ج ـ2. پس از تخريب مسجد، اقلام ساختمانى آن، اگر قابل استفاده در خود آن مسجد باشند، بايد در خود آن مسجد به كار برده شود، وگرنه در مسجدى ديگر؛ و اگر باز قابل استفاده در مسجد ديگرى نبود، اگر قابل فروش است، بفروشند، و براى مصالح خودِ آن مسجد مصرف كنند، و اگر ممكن نبود، براى مسجدى ديگر به مصرف برسانند. 9/4/76
(س 732)آيا در صورت عدم امكان گسترش ساختمان يك مسجد، مى توان مسجد را در محلّ ديگرى غير از مكان مسجد فعلى بنا نهاد يا خير؟
ج ـبايد سعى نماييد تا همان مسجد گسترش يابد و تخريب آن براى گسترش و جذب جمعيت زيادتر و مكان بيشتر كه تعمير معنوى مسجد است جايز مى باشد و معلوم است كه گسترش همان مسجد از صرف كردن كارهاى دوباره جلوگيرى مى نمايد؛ امّا اگر نتوان گسترش داد، گرچه تخريبش حرام است؛ امّا ساختن مسجد در جاى ديگر، مانعى ندارد. 13/8/78
(س 733) چند سال قبل، در يكى از روستاهاى تابع ساوجبلاغ، به ساختن مسجدى اقدام كرديم. با توجه به اينكه مسجد در كنار خيابان و مدخل ورودى روستا و محلِ رفت و آمد وسايل نقليه قرار دارد و احتمال خطر تصادف براى عابرين وجود دارد؛ لذا هيئت امناى مسجد در نظر دارند در فاصله دورتر از مسجد فعلى، مسجدى را بنا كنند و مسجد مذكور را به مغازه و تأسيسات مستقل تبديل كنند و درآمد حاصل از آن را به مخارج مسجد دوم و امور فرهنگى و تبليغى اختصاص دهند. آيا شرعاً مجاز به انجام اين كار هستند يا خير؟
ج ـ با قطع نظر از جهات ذكر شده در سؤال كه بعيد نيست خود آن ها مجوّزى براى تبديل و تخريب آن مكان باشد، با مجوّزى كه داده مى شود، اگر چه وقفيّت هم ثابت گردد، با فرض اينكه ظاهراً در آن مكان به عنوان مسجد، نمازى خوانده نشده است، وقفيّت تمام نيست و هيئت امنا مجازند. 10/11/74
(س 734)در صورت تخريب مسجد به هر علّت ممكن، آيا زمين آن، حكم مسجد را دارد يا خير؟
ج ـ خروج زمين از مسجديت، مشكل است، مگر با گذشت زمان از مسجديت بيفتد. 13/8/78
(س 735) هيئت امناى مسجدى در نظر دارند شبستان آن را به علّت قديمى بودن، تخريب و بازسازى نمايند تا فضاى مسجد اضافه گردد. تعدادى از اهالى محترم محل به دليل اين كه مسجد، معجزاتى داشته و از بيم احتمال جا به جا شدن محراب و اين كه ممكن است در ساخت و ساز جديد، هزينه آن از راه درآمد نامشروع باشد، معترض اند. حكم شرعى مسئله را بيان فرماييد.
ج ـ تعمير و نوسازى مساجد با فرض خراب بودن آن و يا براى تعمير معنوى، يعنى آمدن جمعيّت زيادتر، هر دو مشمول آيات و روايات مُرغبه به تعمير مساجد مى باشد و جايز است، كما اين كه هر پولى كه در دست افرادى است كه كار حلال دارند، گرچه كار حرام هم داشته باشند، به حكم يد، محكوم به حليّت است و نبايد مانع كمك آن ها در اعمال خيريّه شد؛ امّا به هر حال، توجّه به اثر باستانى بودن يك مسجد و اين كه نوسازى موجب اختلاف بين نمازگزاران و مردم محل نگردد، لازم است و اين گونه امور مهمّه لازمه را نمى توان ناديده گرفت و به دنبال يك امر مستحب رفت و در خاتمه، از قضيّه شخصيّه اطلاع نداريم و از قضاوت هم معذوريم، و آنچه بيان شد، حكم كلّى مسئله است و ناگفته نماند نظر روحانى مسجد، به هر حال بايد جلب شود كه «يرى الشاهد ما لا يرى الغائب». 15/1/79
(س 736) مسجدى متروكه و مخروبه در يكصد مترى مسجد جامع روستايى قرار دارد. آيا مرمّت اين مسجد با وجود اينكه در كنار مسجد جامع قرار دارد، جايز است؟ و آيا نذوراتى كه در جهت تعمير اين مسجد در نظر گرفته شده يا مى شود، صحيح است؟ آيا اين احتمال كه در صورت تعمير مسجد متروكه، اهالى نسبت به تعمير مسجد جامع (در صورت لزوم) كمتر رغبت نشان خواهند داد، و به آن مسجد لطمه خواهد خورد، تعمير مسجد متروكه، شرعاً جايز است؟
ج ـ هركسى بر مال خود مسلّط است و هيچ كس را از عملى كه خودش خير مى داند و منشأ فساد نيست، نمى توان منع كرد. 18/4/74
(س 737) مهندس طراح، نقشه مسجد را به گونه اى طراحى نموده كه شبستان مسجد رو به قبله باشد و به همين دليل مقدارى زمين اضافى در قسمت عقب و كنار مسجد به وجود آمده كه وى مى خواهد از اين قسمت استفاده كرده، اتاقى را براى برگزارى كلاس هاى قرآن و عقايد و...، و اتاق ديگرى را براى كتابخانه و مطالعه اختصاص دهد بدون اينكه از فضاى شبستان كم شود. آيا اين كار جايز است يا خير؟ و اگر بلامانع است، از بودجه اى كه مردم براى ساختمان مسجد اهدا كرده اند، آيا مى توان براى ساخت كتابخانه و... هزينه نمود يا خير؟ آيا مى توان در قسمت زيرزمين مسجد براى ترغيب جوانان و نوجوانان به ورزش و پر نمودن اوقات فراغت آنان، كلاس هاى ورزشى برگزار كرد يا خير؟
ج ـ همه موارد ذكر شده در سؤال جايز است و حرمت شرعى ندارد، چون اتاق براى مسجد ساخته شده و اگر امور ذكر شده كه در آن انجام مى گيرد، مزاحم نمازگزاران نباشد (چنانچه فرض سؤال بر آن است) جايز است؛ و پولى كه مردم براى مخارج مسجد مى دهند، غرض آن ها خرج در مسجد است، و قرار دادن امثال ميز تنيس و كارهاى ديگر كه در مسير توجه امّت به اسلام و ارزش هاى اسلامى است (همان طور كه در سؤال مفروض است)، كارى خير است مثل همه امور خيريه ديگر و مزاحمتى هم كه براى نمازگزاران ندارد، پس جايز است، ليكن جلب نظر امام جماعت محترم مسجد در اين گونه امور، بلكه همه امور، مطلوب و براى پيشرفت كارها لازم است. 30/7/72
(س 738) مالكان زمينى به مساحت حدود سه هزار متر مربع، قسمتى از آن را كه حدود 1200 متر مربع است، براى مسجدى اختصاص داده اند. حدود پنج متر مربع از آن زمين كه بين مسجد مذكور و بقيّه ملك قرار دارد، براى ساختن گلدسته در نظر گرفته شده بود؛ امّا به علّت مسائل مختلفى مانند عقب نشينى، عدم موافقت شهردارى و هزينه سنگين و غيرلازم بودن آن، موضوع ساخت گلدسته منتفى شده است. مالكان آن تكّه زمين كه واقفان زمين مسجدِ مذكور نيز هستند، به زمينى كه براى ساختن گلدسته در نظر گرفته شده بوده، احتياج دارند. تكّه زمين مذكور، به وسيله ديوارى از مسجد مورد بحث جدا شده و تصرّف آن توسط مالكان مذكور، ضرر يا نقصانى براى مسجد ندارد. آيا تصرّف مالكان كه همان واقفان مسجد هستند نسبت به تكّه زمينى كه براى گلدسته اختصاص داده شده بوده، به خاطر احتياجى كه به آن براى تكميل سهم اختصاصى شان دارند، از نظر شرعى جايز است؟
ج ـ اگر مكانى كه براى مناره مسجد وقف شده، جزو زمين مسجد نيست و جداى از زمين مسجد بوده، چنانچه از ظاهر سؤال هم استفاده مى شود و بناى مناره را هم شروع نكرده اند و يا متولّى وقف يا مجتهد جامع الشرائط و يا نماينده او هم وقف را تصرّف نكرده باشند، آن ملك به ملكيّت واقف بر مى گردد، چون قبض در صحّت يا لزوم وقف شرط است. 11/5/79
(س 739) در حدود ده سال قبل، در محلى كه سابقاً قبرستان بوده، مسجدى بنا شده بود و اينك جهت تعمير و بناى جديد، تخريب كرده اند، و در حين حفارى مسجد، استخوان مرده پيدا شده است. آيا احداث مسجد در آن محل اشكال دارد؟
ج ـ پيدا شدن استخوان، حكم جواز احداث يا تجديد بنا را در اين گونه از قبرستان ها كه زمين موات بوده و مرده در آن دفن مى كرده اند (ولى زمين، وقف قبرستان نبوده يا اينكه وقف، مشكوك است)، تغيير نمى دهد؛ و ساختمان مسجد در آن و يا تعمير، جايز است واستخوان ها را بايد در جاى ديگرى از قبرستان مسلمين دفن كرد. 3/3/73
(س 740) در حدود بيست و پنج سال قبل ، مسجدى كوچك از خشت و گِل در وسط آبادى ساخته ايم، كه در حال حاضر با گسترش روستا و افزايش جمعيت آن، مسجد قبلى نيز ويران شده است. حال اهالى قصد دارند مسجدى بزرگ و در خور شأن جامعه اسلامى بسازند، مستدعى است بفرماييد:
1. آيا مى توان زمين مسجد قبلى را فروخت و خرج مسجد جديد كرد؟
2. در غير اين صورت، آيا مى توان زمين مسجد را به خانه روحانى يا كتابخانه يا مراكز فرهنگى ـ هنرى تبديل نمود؟
3. آيا مى توان فعلاً دور زمين مسجد قبلى را حصار كشيد و در جاى ديگرى، مسجد بزرگ كه گنجايش جمعيت را داشته باشد، ساخت؟
4. آيا مى توان همان مسجد قبلى را بازسازى كرد، ولى چون زمين آن كوچك است و گنجايش جمعيت را ندارد، در جاى ديگر هم مسجدى ساخت؟
ج ـ1. على الاحوط، جايز نيست.
ج ـ2. آرى، امّا بايد احكام مسجد رعايت و احترام آن حفظ شود.
ج ـ3. مانعى ندارد.
ج ـ4. بازسازى مسجد، مطلوب و ساختن مسجد ديگر بلامانع است. 17/2/75
(س 741) مسجدى است كه فرسوده شده و احتياج به تجديد بنا دارد، اهالى قصد دارند سقفش را به تيرآهن تبديل كنند. آيا فروش چوب هاى سقف و در و پنجره مسجد، و تبديل آن به تيرآهن، جايز است يا خير؟
ج ـ در صورتى كه مسجدى در آن اطراف باشد، بايد مصالحى را كه براى خود آن مسجد مورد نياز نيست، در مسجد ديگر مصرف كنند؛ و در صورت بى نيازى مساجد ديگر، مى توانند بفروشند و پول آن را خرج مسجد كنند. 23/10/75
(س 742) مسجدى متروكه و كوچك را تخريب نموده و مسجد جديدى به جاى آن ساخته ايم. منبر جديدى نيز تهيّه شده و منبر قديمى را در مسجدى ديگر گذاشتيم. اين كار از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
ج ـ با فرض اينكه ديگر در آن مسجد قابل استفاده نبوده است، مانعى ندارد. 16/11/74
(س 743)آيا جايز است براى حفاظت اموال متعلّق به مسجد، در داخل آن خوابيد؟
ج ـ حرام نيست و گاهى اوقات، لازم است. 9/5/78
(س 744) شخصى كه مالك بوده با كمك ساكنين محل، مسجد آنجا را توسعه داده و مقدارى از زمين هاى اطراف را براى صحن مسجد، در نظر گرفته و ديواركشى نموده است. به علت كم بودن جا براى نماز، دو سال قبل اين صحن را به مسجد ضميمه كرديم و از اول تصميم بر اين بود كه قسمت زيرزمين براى اتاق خادم، توالت و وضوخانه اختصاص يابد، لازم به تذكر است كه يك قسمت از صحن مسجد وضوخانه بود و فعلاً راهرو و آبدارخانه شده است. نظر به اينكه معلوم نيست مالك كه از دنيا رفته، به قصد مسجد بودن اين زمين را جزو صحن قرار داده يا خير. آيا مى توانيم در قسمت زيرزمين اين محل يا قسمت زير آبدارخانه و راهرو، توالت و يا وضوخانه بنا كنيم؟
ج ـ با فرض عدم علم به كيفيّت وقف كه در سؤال آمده، تصرّفات مذكور جايز است. 29/10/73
(س 745) كسى كه از شهردارى، پروانه ساختمان گرفته و به مقرّرات هم عمل كرده، آيا جايز است كه به وسيله شيلنگ و لوله براى ساختن آن ساختمان، به طور موقّت از آب مسجد استفاده كند و هزينه آن را بپردازد؟
ج ـ در فرض مذكور جايز است، به شرط آنكه مزاحم وضوگرفتن نمازگزاران و كارهاى خود مسجد نشود، ليكن رعايت جلب نظر و كسب رضايت امام جماعت محل، لازم است. 30/7/75
(س 746) استفاده شخصى همسايگان مسجد از آب لوله كشى مسجد و نيز از آب سردكن آن، جايز است يا خير؟
ج ـ اگر وقف، مختصّ مسجد باشد، جايز نيست؛ ولى اگر وقف عموم باشد، مانعى ندارد. 20/6/75
(س 747) قبلاً در روستايى زندگى مى كرديم كه داراى مسجدى بود و هم اكنون همه اهالى از آنجا مهاجرت كرده اند، و روستا به صورت مخروبه در آمده است به گونه اى كه هر روز قسمتى از آن را جهت كشت و زراعت خاكبردارى مى كنند، به طورى كه تا يكى دو سال آينده، ديگر آثارى از آن باقى نخواهد ماند. تكليف زمين مسجد چيست؟
ج ـ اگر كسى در آنجا نماز نمى خواند و احتمال اينكه بعداً در آن نماز بخوانند، نيست، مى توانند زمين مزبور را با رعايت احكام مسجد براى زراعت اجاره داده و مال الاجاره را در مسجد ديگر صرف نمايند؛ و اگر به مقدار كمى اجاره مى كنند و يقين هم حاصل است كه كسى درآن نماز نمى خواند و روستا هم به آنجا برنمى گردد، فروش وصرف پول آن درمسجد ديگر كه به آن مسجد نزديك است،مانعى ندارد. 25/12/81
(س 748) زمينى كه قبلاً مسجد بوده آيا بعد از خراب كردن آن، كسانى كه غسل جنابت بر عهده آن هاست مى توانند در آن زمين رفت و آمد كنند؟
ج ـ اگر خراب كردن در مسير ساختمانى مجدّد و براى نوسازى مسجد نباشد - نمونه اش مساجدى كه خراب مى شود و جزء معابر و شوارع قرار مى گيرد و يا مخروبه اى بيش نيست كه رها شده و به صورت زمين موات افتاده - چون عنوان مسجد بر او صادق نيست مانعى ندارد. 4/10/82
(س 749) مسجدى كه داراى يك بناى قديمى بوده، بازسازى و گسترش داده شده است. ولى ديوار قديمى در سمت راست مسجد وجود دارد كه عرض آن حدود 50 سانتى متر وطول آن 10 متر مى باشد، وچون ديوار جديد مسجد درپشت آن ساخته شده است هنگام بارندگى آب در بين دو ديوار جمع مى شود و در درون مسجد نفوذ مى كند و احتمال تخريب گچ كارى درونى مسجد وجود دارد و از طرفى چون اين ديوار قديمى است و عرض آن زياد است. قسمت زيادى از فضاى كوچه را كه محلّ عبور و مرور مردم مى باشد اشغال كرده است، خواهشمنداست اعلام فرماييد آيا شهردارى مى تواند ديوار فوق الذكر را تخريب نمايد و جزء كوچه قرار دهد يا خير؟
ج ـ هر ديوارى كه قابل استفاده براى مسجد نباشد و تعريض كوچه نيازمند به آن باشد شهردارى يا مردم محترم مى توانند قيمت زمين وقفى (ديوار) را خرج مسجد و يا خريد ملك موقوفه ديگرى كه با نظر واقف سازگار باشد بنمايند. آن چه مرقوم شد بيان حكم كلّى مسأله است و از قضيّه شخصيّه اطلاع ندارم . 12/5/80
(س 750) قسمتى از سجده گاه مسجدى توسط شهردارى به حكم ضرورت و مصلحت عامه با تعريض خيابان مجاور به آن به پياده رو تبديل گرديده، آيا با علم به اين كه پياده رو ياد شده جزئى از مسجد بوده شخص جنب مى تواند در محل مذكور بساط كسب را پهن نموده و با استقرار در آن به كسب و كار مشغول گردد؟
ج ـ قسمتي از مسجد كه به خاطر ضرورت در شارع و خيابان واقع شده از عنوان مسجد بودن خارج مى شود؛ بنابراين احكام مترتب بر مسجد برآن قسمت بار نمى شود. 25/4/80
(س 751) مقدارى از مسجدى در طرح قرار دارد و مى توان با خريد زمين هاى كنار آن، مسجد را توسعه داد و ساختمان فعلى نيز خراب مى شود و جزء حياط مسجد نوساز قرار مى گيرد آيا اين عمل جواز شرعى دارد يا خير؟
ج ـ تعمير و نوسازى مساجد با فرض خراب بودن آن و يا براى تعمير معنوى؛ يعنى آمدن جمعيت زيادتر، هر دو مشمول آيات و روايات مرغبه به تعمير مساجد مى باشد و جايز است و لكن خروج زمين از مسجديت، مشكل است مگر اين كه با گذشت زمان، خود به خود از مسجديت بيفتد. 5/7/81
(س 752) آيا مى توان مسجد يا حسينيّه اى را كه وقف است، ولى بناى آن قديمى است و با گاهگل ساخته شده، خراب كرد و در همان جا با آجر و مصالح جديد درست كرد؟
ج ـ اگر تعمير آن ممكن نباشد، مى توانند آن را خراب كنند و دوباره بسازند؛ بلكه مى توانند مسجدى را كه خراب نشده است، براى احتياج مردم خراب كنند و بزرگتر بسازند. 10/9/74
(س 753) آيا حسينيه هم حكم مسجد را دارد يا خير؟ مثلاً شخص جُنُب مى تواند وارد حسينيه شود يا خير؟
ج ـ حسينيه حكم مسجد را ندارد و جُنُب مى تواند وارد آن شود. 24/10/75
(س 754) آيا مى توان طبقه زيرين ساختمان حسينيه يا تكيه را وضوخانه مسجد قرار داد يا خير؟
ج ـ جايز است، مگر آنكه مزاحم عزادارى باشد. 16/11/74
(س 755) حكم زيرزمين مساجد چيست؟ اگر كتابخانه در زيرزمين مسجد باشد، آيا زن حائض مى تواند در آنجا توقف كند؟ اگر كتابخانه در طبقه فوقانى باشد و بعداً ساخته شده باشد، چطور؟
ج ـ اگر اول مسجد بوده و بعداً كتابخانه را در زيرزمين آن درست كرده اند، جزو مسجد است و تمام احكام مسجد بر آن بار مى شود؛ امّا اگر اول كتابخانه را در طبقه زيرزمين ساخته اند و روى آن را براى مسجد وقف نموده اند، زيرزمين حكم مسجد را ندارد. 23/10/75
(س 756) حسينيه اى در طرح قرار گرفته و در حال حاضر در جاى ديگر ساخته مى شود. آيا آهن آلات حسينيه مزبور را مى توان به كسى هديه داد يا بايد در حسينيه جديد به كار برد؟ بقيّه مصالح باقى مانده از حسينيه قبل را چه بايد كرد؟
ج ـ بايد در حسينيه جديد، مصرف شود. 20/6/75
(س 757) آيا مى توان زير ساختمان ابوالفضليّه را وضوخانه مسجد قرار داد؟
ج ـ جايز است، مگر آنكه مزاحم عزادارى باشد. 16/11/74
(س 758) آيا مى توان يك قسمت از ديوار مسجد را به ابوالفضليّه متصل كرد؟
ج ـ ظاهراً محض وصل كردن، مانعى ندارد. 16/11/74
(س 759)رفتن به مساجد ديگر مذاهب با توجّه به نبودن مسجد شيعيان و همچنين رفتن به كليسا فقط از نظر اين كه آن جا نيز قابل احترام است، چگونه مى باشد؟
ج ـ رفتن به مساجد مسلمانان از هر فرقه اى كه باشند، سفارش مى شود و رفتن به كليسا در صورتى كه موجب گرمى بازار آن و يا تشويق و تقويت روحى اهل آن شود، جايز نيست. 16/11/78
(س 760)اگر بفهميم كه شخصى كه به مسجد مى آيد، براى هدف نا صحيح خود به مسجد مى آيد، وظيفه امام جماعت و من نمازگزار چيست؟
ج ـ هيچ كس حقّ جلوگيرى از مسلمانان براى آمدن به مسجد را ندارد و ان شاءالله با حضور در مسجد و جمع مؤمنان اصلاح خواهد شد. 8/9/79
(س 761) مسجدى واقع در تهران مهر آباد جنوبى - خيابان شهيد عبداله صفرى در سال 1345شمسى توسط عليا مخدّره مرحومه (زهرا نظام مافى) احداث و به نام مسجد حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) وقف گرديده است و مى توان گفت كه اين مسجد از قديمى ترين مساجد واقع در آن محدوده نيز مى باشد. حاليه با عطف عنايت به معروضه فوق و اين كه در محدوده مزبور مسجد جامع وجود ندارد ،براى سهولت در تردّد طولانى مسلمين و مسلمات براى انجام فرايض دين مبين و حنيف اسلام آيا حضرت عالى اجازه شرعى مى فرمائيد كه اين مسجد به نام مسجد جامع حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام)نامگذارى شود؟ انجام اين امر منوط به حكم مبارك آن مرجع عاليقدر است. آيا اعتكاف در اين مسجد، صحيح است و مسجد فوق، جامع مى باشد؟
ج ـ مسجد جامع، مسجدى عمومى است كه محلّ اجتماع عامّه مردم است و اختصاص به اهل يك محلّه يا گروهى خاص يا زمانى خاص نداشته باشد و ممكن است در يك شهر چندين مسجد جامع وجود داشته باشد و تشخيص موضوع با خود مكلفين است و به طور كلّى تغيير نام مسجد، چون نحوه تغييرى در وقف و غرض واقف است ترك آن لازم مى باشد و ثواب مسجد جامع را بردن، دائر مدار نام جامع نيست بلكه دائر مدار اجتماع توده هاى مردم است كه بيان شد. 29/4/82
(س 762)به نظر جناب عالى پخش كردن اذان از بلندگوهاى مسجد در صورت عدم رضايت ساكنين محل (بدون عذر شرعى) اشكال دارد يا خير؟
ج ـ رسيدن صداى اذان در وقت اداى فريضه مانعى ندارد بلكه به عنوان حفظ شعائر مذهبى در بعضى از مواقع واجب است امّا نبايد به گونه اى باشد كه موجب آزار و اذيت ديگران باشد. 29/4/82
(س 763) مستدعى است نظر مبارك خود را در خصوص مسائل ذيل بيان فرماييد.
1. پخش اذان صبح از طريق بلندگو در صورتى كه تعداد معدودى از ساكنين اطراف ناراضى باشند شرعاً جايز است يا خير؟
2. شائبه وجود ناراضى داراى چه حكمى است؟
3. پخش اذان ظهر و مغرب در صورت وجود ناراضى شرعاً چه حكمى دارد؟
ج ـ1. اذيّت كردن و ناراضى نمودن مردم، حرام و غير جايز است و در حرمت آن فرقى بين علل و اسباب نمى باشد بلكه حرمتش اگر از راه اعمال مستحبّه همچون اذان و غيره باشد شديدتر است .
ج ـ2. چون باب، باب حقوق الناس است در مورد شكّش هم بايد احتياط كرد و احتياط نمودن واجب و لازم است.
ج ـ3. از جواب 1 روشن مى باشد. 21/5/80
(س 764) آيا استفاده از بوق بلندگوهاى مسجد و حسينه ها كه در تمام روز تشكيل مراسم متعدد مى دهند (با اين كه محدوده مسكونى واقع شده است) جائز است يا خير؟
ج ـ صداى بلند گوى مساجد و تكايا در هنگام ايراد سخنرانى و مداحى و غير آن ولو از امور مذهبى كه باعث ناراحتى و اذيت افراد باشد نبايد به بيرون مسجد و تكيه برسد و حرام مى باشد و انصاف نيز همين را اقتضا مى نمايد. 12/4/80
(س 765) چنان كه استحضار داريد خوابگاه هاى دانشجويى، منزل و محل استراحت دانشجويان است با توجه به اين كه سيستم آمپلى فاير جهت پيام رسانى دانشجويان وجود دارد، عده اى از ساكنين، پخش اذان را سه نوبت واجب مى دانند و تعدادى ديگر به خصوص دختران معذوريت داشته و تقاضاى عدم پخش به ويژه در صبح را دارند. لذا از آنجا كه اذان يوميه از بلندگوهاى مسجد نيز پخش مى شود نظر حضرت عالى چيست؟
ج ـ به طور كلى آنچه از اذان در هر جايى به خاطر اظهار شعائر اسلامى بايد گفته شود همان مقدار است كه برداشت نشود كه در محلّى افراد نمى توانند اذان بگويند و اين شعار اسلامى بين آن ها تحقّق پيدا نمى كند و زائد از آن مخصوصاً با فرض عدم رضايت و اذيت شدن برخى از افراد آن محلّ كه صداى اذان به گوششان مى رسد نه تنها مطلوب نيست، بلكه نامطلوب و مذموم است و با كار نادرست، عبادت محقّق نمى شود و اگر به صورت اذيت جدّى درآيد حرام هم مى باشد اين بود حكم كلى مسأله و نسبت به مورد سؤال تشخيص خود افراد مهّم است يعنى يك اذان كه در مساجد و اماكن عمومى گفته مى شود مى توان آن را كافى دانست و زياده بر آن را كه غير لازم تشخيص داده مى شود ترك نمود كه مطابق احتياط هم هست. به هر حال آنچه در اسلام مهّم است حفظ اصلى شعائر و اذيت نشدن مردم است. 18/4/82
(س 766) پخش دعاهاى ندبه، عاشورا، توسل، كميل، آهنگ هاى انقلابى و جنگى و ساير آهنگ هاى مجاز از بلندگوهاى مساجد و در مجامع عمومى؛ نظير پارك ها به نحوى كه منجر به ايجاد مزاحمت براى مردم گردد چه حكمى دارد؟
ج ـ ايجاد مزاحمت و ايذاء افراد در همه جا حرام است و بايد از آن اجتناب كرد و فرقى بين اماكن نمى باشد. اين بود حكم كلى مسأله و از قضيه هاى شخصيه و خارجيه اطلاع ندارم. 2/4/81


(س 767) آيا اذان و اقامه براى نمازگزارى كه مى خواهد خود به فُرادا نماز بخواند، واجب است يا مستحب؟ اگر در حال حركت و كارى باشد و اذان و اقامه بگويد، چگونه است؟
ج ـ اذان و اقامه، در نمازهاى واجب مستحب است و همچنين مستحب است در وقت گفتن اقامه بى حركت باشد. 17/3/78
(س 768) اگر كسى بدون اذان و اقامه، نماز ظهر را شروع كند و هنوز به ركوع نرسيده برايش يقين حاصل شود كه اذان و اقامه را نگفته است. بايد نماز را بشكند و اذان و اقامه بگويد و نماز را دوباره بخواند يا اين كه بدون گفتن اذان و اقامه نمازش را ادامه بدهد؟
ج ـ با وسعت وقت، اگر نمازگزار پيش از رسيدن به ركوع يادش بيايد كه اذان و اقامه را نگفته، مى تواند نماز را رها كند و اذان و اقامه را بگويد و نماز را از سر بگيرد. 4/2/77
(س 769) آيا گفتن اذان و اقامه در اول نماز واجب است يا خير؟
ج ـ گفتن اذان و اقامه قبل از شروع نمازهاى واجب يوميه، مستحب است. 8/11/75
(س 770) گفتن اذان و اقامه در نمازهاى مستحبى، به قصد قربت چگونه است؟ در نمازهاى قضا شده يوميه، نماز آيات و وحشت چطور؟
ج ـ گفتن اذان و اقامه براى خواندن نمازهاى واجب يوميّه و قضاى آن ها، مستحب و براى نمازهاى مستحبى، حرام است و در نماز آيات به جاى اذان و اقامه، گفتن سه مرتبه «الصلاة» به قصد اميد ثواب، مستحب است. 12/11/74
(س 771) اگر مأمومى در نماز جماعت، بعد از تمام شدن نماز اول برسد و نماز اول خودش را با نماز دوم امام بخواند. آيا براى نماز دوم خودش كه بايد فرادا بخواند، اقامه (چه مأمومين مشغول ذكر باشند و چه نباشند) لازم است يا خير؟
ج ـ اقامه در مورد سؤال، ساقط مى شود. 5/9/69
(س 772) گفتن شهادت ثالثه «أشْهَدُ أنَّ عَلِيّاً وَليُّ الله» در اذان چه حكمى دارد؟
ج ـ جزو اذان و اقامه نيست، ليكن گفتن آن به قصد قربت، بعد از شهادت ثانيه در اذان، مانعى ندارد. 26/11/75
(س 773) آيا جايز است در اذان به جاى «أشهد أنَّ علياً وليٌّ الله»، يك مرتبه «أشهد أنَّ علياً وليٌ الله» و يك مرتبه «أشهد أنَّ علياً حجة الله» گفته شود؟
ج ـ بهترين شهادت نسبت به حضرت على(عليه السلام)، شهادت به اميرالمؤمنين بودن آن حضرت است؛ يعنى انسان بگويد: «أشهد أن عليّاً أميرُ المؤمنين و وليٌّ الله».
(س 774) نماز شخصى به علّتى باطل مى شود، در اعاده نماز، آيا بايد اذان و اقامه را مجدداً بخواند يا اذان و اقامه قبلى كفايت مى كند؟
ج ـ گرچه مورد از موارد سقوط اذان و اقامه نيست، ولى همان اذان و اقامه قبلى، كفايت مى كند. 28/10/78

(س 775) گفتن كلمه «ادا» در نيّت نماز، چه حكمى دارد؟
ج ـ به زبان آوردن نيّت، لازم نيست. 4/10/75
(س 776)اگر انسان در نيّت خود شكّ كند كه نيّت را درست گفته است يا نه، آيا جايز است نماز را بشكند؟
ج ـ همين كه مشغول نماز هستيد، نماز و نيّتْ درست است و نيّت، چيزى غير از دنبال عمل رفتن براى خدا نيست كه آن هم با خواندن نماز و شروع در آن، محقّق مى شود. 26/3/77
(س 777) در مسئله 8 العروة الوثقى چنين آمده است: «يشترط في نيّة الصلاة ـ بل مطلق العبادات ـ الخلوص عن الرياء، فلو نوى بها الرياء بطلت». بنابراين، آيا بايد نمازهايى را كه به سبب ريا باطل شده، قضا كرد، يا اينكه غرض از بطلان، آن است كه پاداش و ثواب ندارد؟
ج ـ بطلان به معناى عدم اجزاء است و بايد نمازهايى را كه با ريا خوانده است، قضا نمايد. 24/7/73
(س 778) ما هو حكم قراءة النيّة في الصلاة، بأن يقول بعد الإقامة؛ اُصلّي صلاة الظهر أو العصر مثلاً؟
ج ـ غير لازم و إن لم يكن مضرّاً بالصلاة. 19 ربيع الأول 1416
(س 779) آيا نماز گزار مجاز است كه در نماز واجب، نيت خود را به نماز قضا يا به نماز مستحب برگرداند؟
ج ـ جايز نيست. 25/2/81
(س 780) آيا قبل از گفتن تكبيرة الاحرام نماز واجب و مستحب، گفتن شش تكبير به قصد ورود يا رجاء مستحب است؟
ج ـ مستحب است. 10/6/83

(س 781) آيا ايستادن به اندازه گفتن تكبيرة الاحرام براى قيام متصل به ركوع، كافى است؟
ج ـ كافى است. 4/10/75
(س 782) اگر پزشك به كسى توصيه كند كه به علّت نرم بودن استخوان زانو و درد پا نمازش را روى صندلى بخواند و بعد از يك هفته به توصيه پزشك عمل كردن، خودش تشخيص دهد كه ديگر لزومى ندارد كه نماز را روى صندلى بخواند و درد پا ندارد و مى تواند ايستاده بخواند و دسترسى به پزشك نداشته باشد، چه بايد بكند؟
ج ـ بايد به عدم ضرر نسبت به آينده هم يقين داشته باشد تا بتواند از دستور پزشك، تخلّف نمايد. 17/1/78
(س 783)بيمارى كه ايستاده نماز مى خواند و ناگاه در بين نماز احساس سرگيجه و عجز مى كند، آيا مى تواند بقيّه نماز را به حالت نشسته يا خوابيده بخواند؟
ج ـ مانعى ندارد؛ ليكن اگر بتواند با تكيه كردن به چيزى ايستاده نماز بخواند، بر نشسته، مقدّم است، كما اين كه نشسته بر خوابيده مقدّم است. 29/5/77
(س 784)درباره طُمَأنينه در نماز توضيح بفرماييد.
ج ـ طمأنينه و آرامش در حال نماز، يعنى بى حركت بودن در حال قرائت و يا مثلاً در حال ذكر ركوع، بدن بى حركت باشد؛ يعنى همان نحوى كه متعارف است و مردم نمازشان را مى خوانند، و نبايد در اين گونه مسائل، شك و شبهه راه پيدا كند؛ چون آرامش و استقرار در نوع اعمال ما كه لرزش بدن نداريم و در حال ورزش هم نيستيم، حاصل است. 20/3/79
(س 785) تجويدى كه از نظر شرع در قرائت، معتبر است، كدام است؟
ج ـ خواندن حمد و سوره و قرآن به همان نحوى كه مسلمانان مى خوانند، مجزى است. 11/1/74
(س 786) تكليف شخصى كه قدرت فراگيرى نماز صحيح را ندارد (مثلاً معلّم هر چه تلاش مى كند، شاگرد به علت عدم قدرت فراگيرى، در نماز اشتباهاتى دارد و نمى تواند تلفّظ صحيح را فراگيرد)، از نظر صحّت نماز و يا مسائل شرعى مربوط به آن چيست؟
ج ـ صحّت قرائت به مقدار قدرت و توان، كافى است و زيادتر از آن، لازم نيست.
(س 787) مادر اين جانب كلمات نماز را درست تلفّظ نمى كند، يا در جايى از نماز حرفى را بدون عمد، اضافه يا كم مى كند، و ياد گرفتن هم براى او مشكل است. تكليف چيست؟
ج ـ اگر به وظيفه خود در ياد گرفتن قرائت عمل مى كند و ياد نمى گيرد، نمازش صحيح است و تكليف به غير مقدور هم، منتفى است. 4/10/75
(س 788) تكليف كسى كه دچار بيمارى زخم دهان است به طورى كه قادر نيست قرائت را صحيحاً ادا كند چيست؟
ج ـ همان طور كه مى تواند كفايت مى كند. 5/7/81
(س 789) براى تلفّظ حرف «ض» در كلماتى مثل «المغضوب»، «الضالّين» و غيره آيا درست است كه زبان به سمت كنار دندان هاى پايين چرخانيده شود؟
ج ـ ان شاءالله درست است. 20/4/75
(س 790)ما الفرق فيها بين السين و الصاد فى كيفية صناعة ادائهما، و أين يكون مخرج كل منهما من الفم و كذا الضّاد و الظّاء. افتونا، جزيتم خيراً؟
ج ـ مخرج حرف الصاد و السّين واحد و هو طرف اللسان و ان تفاوتت كلّ منهما بالجهر و الهمس و الشدّه و الرخاوة و غيرها من الأوصاف؛ ولكن مخرج الضاد و الظاء متفاوتة و لايجب أن يعرف مخارج الحروف على طبق ما ذكره علماء التجويد بل لايلزم اخراج الحرف من تلك المخارج، بل المقدار، صدق التّلفظ بذلك الحرف و ان خرج من غير المخرج الذى عيّنوه فالمناط الصدق فى عرف العرب. 12/7/79
(س 791) اشخاص غيرعرب كه تلفّظ نماز به زبان عربى برايشان دشوار است، آيا مجازند تا زمان يادگيرى نماز به زبان عربى، ترجمه آن را به زبان خودشان بخوانند و پس از يادگيرى، قضاى ماقبل را به جا آورند يا خير؟ كيفيّت نماز اين گونه افراد را بيان فرماييد؟
ج ـ خواندن نماز به غير از زبان عربى براى هيچ كس، جايز نيست و باطل است؛ و در زمان ياد گرفتن هم بايد به عربى، به همان نحو كه برايش مقدور است، بخواند و افزون بر اين تكليفى ندارد. 7/10/71
(س 792) عده اى از قاريان قرآن مجيد موقع تلاوت، آيات شريفه را بر اساس اختلاف قرائات مى خوانند و اين امر گاهى اوقات باعث تغيير معنا نيز مى شود. آيا خواندن قرآن به اين سبك در نماز اشكال دارد؟ در غير نماز چطور؟
ج ـ قرائت برطبق قرائت قرّاء سبعه، مانعى ندارد؛ و قرائت به صورت هاى ديگر جايز نيست. 6/3/75
(س 793) اگر در سوره بعد از حمد، «بسم الله» يا كم تر يا مقدارى بيشتر از آن گفته شود و در همين حين، انتخاب سوره صورت گيرد، اشكال دارد يا خير؟
ج ـ اگر فاصله بين حروف يا يك كلمه با كلمه ديگر از حدّ متعارف بيشتر باشد، جزء «بسم الله» محسوب نمى شود و بايد تكرار شود. البتّه گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحيم» براى خواندن سوره، اگر چه در هنگام گفتن آن سوره را معيّن نكرده باشند، كفايت مى كند و قصد و نيّت سوره معيّنى نمودن، لازم نيست. آرى، اگر «بسم الله» را به نيّت سوره معيّنى گفته باشد، جزء همان سوره است و نمى توان براى سوره ديگر به آن اكتفا نمود. 22/10/76
(س 794)اگر انسان نماز خود را سريع بخواند و يا يكى از حركات نماز را رعايت نكند و يا كلمه اى را از روى عادت نتواند درست تلفّظ كند، نمازش چگونه است؟
ج ـ سريع خواندن نماز، اگر موجب تغيير عمدى در قرائت و كلمات و حروف و حركات آن نشود، موجب بطلان نيست؛ و امّا آنچه را از الفاظ و حركات و حروف و غير آن ها نتواند درست بخواند، همان نحو كه مى تواند انجام وظيفه نمايد كه «لا يكلّف الله نفساً الاّ وُسْعها». 17/3/78
(س 795)بنده به علّت لكنت زبان، قادر به تلفّظ صحيح حرف «راء» و بعضى حروف ديگر نيستم. قرائت نمازم چه صورتى دارد؟ و اگر امامت جماعت را به عهده داشته باشم، وظيفه من و مأمومين چه خواهد بود؟
ج ـ خواندن حمد به مقدار مقدور در اداى كلمات و خواندن حمد و سوره و غير آن ها از اذكار نماز، در اِسقاط تكليفْ كفايت مى كند. «لا يكلّف الله نفساً الاّ وسعها»؛ و امامت كسى هم كه حمد را به قدر قدرتش صحيح مى خواند، براى ديگران مانعى ندارد؛ چون اداى وظيفه امام جماعت، كافى در صحّت اقتداست. آرى، مأموم نسبت به حمد و سوره، هر كجا را كه ديد امام نمى تواند صحيحش را ادا كند، احتياط آن است كه مأموم، صحيح آن جمله را قرائت نمايد. 12/10/78
(س 796)مدّتى است بعد از پايان سوره اخلاص، يك بار «كذلك الله ربّنا» مى گفتم و فكر مى كردم در رساله اين طور آمده؛ امّا اخيراً ديدم كه اين ذكر سه بار بايد گفته شود. تكليف نمازهايم چيست؟
ج ـ نمازهاى گذشته، صحيح است و قضا ندارد و نسبت به آينده، سعى شود مستحبّات را همان طور كه وارد شده مراعات فرماييد. 14/7/78
(س 797) تكليف نمازهاى خوانده شده كسى كه نمى دانسته است كه دو سوره فيل و قريش در نماز يك سوره به حساب مى آيد، چيست؟
ج ـ چون نمى دانسته كه دو سوره فيل و قريش يكى هستند ، نمازهاى خوانده شده او صحيح است. 4/11/71
(س 798) چرا بعضى نمازها را بلند و بعضى نمازها را آهسته مى خوانيم؟
ج ـ از مسائل تعبدى است كه در روايات به آن دستور داده شده و حكمت و فلسفه اش برما روشن نيست و اصولاً چون عبادات، ثناء خداوند است پس كيفيت ثناء براى او را خودش بايد معلوم نمايد. 21/12/80
(س 799) اگر نمازهاى صبح، مغرب و عشا را بلند نخوانيم، آيا نماز باطل است؟ اگر فقط حمد و سوره را بلند بخوانيم، كافى است؟
ج ـ اگر مرد عمداً حمد و سوره را در نمازهاى صبح، مغرب و عشا بلند نخواند، نمازش باطل و نسبت به بقيّه اذكار مخيّر است، امّا تسبيحات اربعه در همه نمازها بايد آهسته خوانده شود. 24/4/75
(س 800) منظور از بلند خواندن حمد و سوره در نمازهاى جهريه و آهسته خواندن آن دو، در نماز ظهر و عصر چيست؟ آيا گذراندن از قلب، كافى است؟ 4/10/75
(س 801) در نمازهايى كه بايد در آن ها حمد و سوره آهسته خوانده شود (مانند نماز ظهر)، اگر سهواً يك حرف يا كلمه با صداى بلند، خوانده شود، آيا تكرار و خواندن آن حرف يا كلمه با صداى آهسته، واجب است؟
ج ـ در صورتى كه شخص قصد و توجه نداشته باشد، لازم نيست كه دوباره خوانده شود؛ و اگر عمداً در جايى كه مى بايست آهسته بخواند، حمد و سوره را بلند بخواند، نمازش باطل است و بايد در وقت ، آن را به صورت ادا و خارج از وقت، قضاى آن را به جا آورد. 2/3/68
(س 802) گفتن ذكر «بحول الله وقوّته أقوم وأقْعُد» و همچنين «سمع الله لِمَن حمده»براى كسى كه نشسته نماز مى خواند، چه حكمى دارد؟
ج ـ در ذكر «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِده»، فرقى بين كسى كه ايستاده يا نشسته نماز مى خواند، نيست؛ امّا ذكر «بحول الله و قوّته أقوم و أقعد»، از روايات استفاده مى شود كه مخصوص كسى است كه نمازش را ايستاده مى خواند؛ چون در روايات گفتن ذكر، مقيّد شده به اين كه در حال قيام و برخاستن باشد. 7/6/79
(س 803) همان طور كه معلوم است در قرائت نماز، حمد و سوره در نماز ظهر و عصر بايد آهسته خوانده شود و در نماز صبح و مغرب و عشا بايد بلند خوانده شود، آيا واجب، احتياط واجب، احتياط مستحب يا مستحب است كه انسان صدايش را بلند كند تا صداى خود را بشنود، يا اين كه لزومى ندارد كه انسان، صداى خود را بشنود؟
ج ـ آنچه معتبر است، صدق خواندن و قرائت است و محض حركت زبان، مانند حركت و قرائت در قلب و دل، كفايت نمى كند و شنيدن و نشنيدن، فى حدّ نفسه، دخالتى ندارد. 25/10/78
(س 804) بلند خواندن قرائت حمد و سوره نماز ظهر روز جمعه (براى مرد يا زن) چه حكمى دارد؟
ج ـ جَهر در قرائت نماز ظهر روز جمعه، نه تنها جايز، بلكه على الأقوى مستحب است. 31/6/79
(س 805) منظور از «وقف به حركت» يا «وصل به سكون» چيست؟ معيار براى عدم تحقّق وصل به سكون چيست؟ آيا مكث يك ثانيه اى يا ذرّه اى نفس كشيدن كافى است؟
ج ـ معناى وقف به حركت آن است كه زير يا زِبَر يا پيشِ آخر كلمه اى را بگويد، بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد و مثلاً بگويد: «الرحمن الرحيم» و ميم «الرحيم» را زير بدهد و بعد، قدرى فاصله دهد و بگويد: «مالك يوم الدين»؛ و معناى وصل به سكون آن است كه زير يا زِبَر يا پيشِ كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند، مثل آن كه بگويد: «الرحمن الرحيم» و ميم «الرحيم» را زير ندهد و فوراً «مالك يوم الدين» را بگويد و معيار صدق عرفى بر وقف يا وصل است. 20/11/78
(س 806)وصل به سكون و وقفِ به حركت در حمد و سوره و اذكار مستحبّى و واجب و تشهّد و سلام، چه حكمى دارد؟
ج ـ احتياط مستحب آن است كه در نماز، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايند. 20/11/78
(س 807)در نماز، در قرائت يا غير قرائت، هر جا كه صورت امرى دارد، مانند «إهدنا»، «ربّنا آتنا» و «تَقَبَّل شفاعتنا» و امثال اين ها، اگر كسى قصد انشا كند، درست است يا نه؟
ج ـ آنچه در قرائت حمد و سوره معتبر است، قصد قرآنيّت است؛ ليكن گذراندن معانى در ذهن، مضرّ به صحّت آن نيست و نبايد حمد و سوره را به قصد انشاى دعا خواند. آرى، قصد انشاى دعا در ادعيه نماز، مثل دعاها، صحيح و درست است.
(س 808) اگر كسى نمى دانست كه نمازش را بايد حتماً با تلفّظ صحيح بخواند و بعد از پنج، شش سال بفهمد، تكليفش چيست؟ و اگر بداند كه بايد با تلفّظ صحيح بخواند و ياد هم گرفت و بعد از چند سال فهميد كه چند حرف را اشتباه متوجّه شده و تلفّظ مى كرده، و يا اين كه ياد گرفته، ولى يادش رفته كه بايد آن را درست تلفّظ نمايد، چه بايد بكند؟
ج ـ نمازهاى خوانده شده، محكوم به صحّت است و قضا ندارد و نسبت به آينده هم زيادتر از متعارف و قدرت تكليف ندارد. 17/1/78
(س 809) در نماز، تسبيحات اربعه را چند مرتبه بايد خواند؟ آيا هنگامى كه عجله داريم، مى توانيم يك مرتبه بخوانيم؟
ج ـ يك مرتبه خواندن كافى است و نماز نيز صحيح است. 24/4/75
(س 810) اگر تسبيحات اربعه، كمتر يا بيشتر از سه مرتبه گفته شود، چه حكمى دارد؟
ج ـ يك مرتبه خواندن، كفايت مى كند و خواندن سه مرتبه، مستحب است و خواندن مازاد بر آن، به قصد ذكر مطلق، بلا اشكال است. 4/7/74
(س 811) چنانچه شخصى در نماز، عمداً تسبيحات اربعه را بيش از سه بار تكرار كند، آيا اشكالى دارد؟
ج ـ در صورتى كه به قصد ورود نباشد، مانعى ندارد. 15/1/76
(س 812) شخصى به تصور اينكه تكرار تسبيحات اربعه، بيش از سه بار در ركعت سوم و چهارم مستحب است، چنين نماز خوانده است. تكليف او نسبت به نمازهاى قبلى چيست؟
ج ـ نمازهاى گذشته او صحيح است. 5/5/75
(س 813)اگر شخص در حالى كه حكم را نمى داند، تسبيحات اربعه را بلند بگويد، آيا پس از آگاه شدن بايد نمازهاى قبلى را اعاده كند يا خير؟
ج ـ نمازهاى قبلى اعاده و قضا ندارد، چون جهلش از روى تقصير و بى مبالاتى به دين نبوده و چنين جهل هايى مرفوع و بى اثر است. 22/10/76
(س 814) اگر در نماز شك كنيم كه چه تعداد تسبيحات اربعه گفته ايم، چه بايد بكنيم؟
ج ـ چون يك مرتبه كافى است، شكّ در زياده از آن، بى اثر است. 17/1/78

(س 815) اگر فردى بعد از خواندن حمد و سوره، بدون رفتن به ركوع، به سجده رود و وقتى كه به سجده اول رفت، بفهمد كه به ركوع نرفته است، چه كار بايد بكند؟
ج ـ اگر بعد از آنكه پيشانى به زمين رسيد، يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد بايستد و ركوع را به جا آورد و نماز را تمام كند، و بنا بر احتياط مستحب آن را دوباره بخواند. 21/3/75
(س 816) سربازانى كه از اول اذان صبح تا طلوع آفتاب، در پست نگهبانى اند، و معمولاً به دليل ندانستن مسئله، نمازهايشان را قضا مى كنند، چگونه بايد نماز بخوانند؟ ركوع و سجود را چگونه به جا آورند؟ در صورتى كه بايد ايستاده نماز بخوانند، آيا بايد براى ركوع طبق معمول خم شوند؟ اگر نتوانند سجده كنند، در سجده به چه مقدار بايد خم شوند؟ آيا بايد سنگ يا مهر در دست خود داشته باشند، و همراه با اشاره به سجده، آن را بر پيشانى بگذارند يا لازم نيست؟
ج ـ اگر بتوانند، بايد به صورت معمولى نماز بخوانند، و در صورت عدم امكان، بايد نماز را هر طور كه برايشان مقدور است ـ ولو با اشاره و ايما ـ بخوانند. 8/2/75
(س 817) آيا نماز گزار در هنگام خواندن نماز (اعم از قرائت حمد و سوره يا اذكار ديگر نماز) مى تواند براى توجه بيشتر به عبارت و كسب حضور درنماز آيه اى از حمد و سوره يا ذكرى ديگر از نماز را چند بار تكرار نمايد؟
ج ـ اگر چه گفته شده كه جايز است امّا تركش احوط و اولى است. 25/2/81
(س 818) شخصى كه مشغول نماز واجب است و تلفن زنگ مى زند يا درحياط را مى زنند آيا مى تواند در بين نماز به قصد ذكر بگويد الله اكبر كه بعد بخواهد بفهماند كه در حياط را مى زنند يا تلفن زنگ مى زند؟
ج ـ گفتن الله اكبر براى مقصد ذكر شده چون ذكراست مانعى ندارد. 20/11/82
(س 819) در نمازهاى يوميه در ركوع يا سجود، اگر ذكر «سُبْحانَ رَبّي الْعَظيمِ و بحمده» يا «سبحان رَبّي الاَْعلى و بحمده» يك مرتبه بگوييم، آيا نماز صحيح است يا خير؟ اگر يك بار «سُبْحانَ الله» بگوييم چطور؟
ج ـ يك مرتبه «سبحان الله» گفتن، در ذكر ركوع و سجده، كفايت نمى كند، و بايد سه مرتبه باشد؛ ولى يك مرتبه گفتن «سُبْحانَ رَبّي الْعَظيمِ و بحمده و يا سبحان رَبّي الاَْعْلى و بحمده» كفايت مى كند. 7/9/73
(س 820)اگر كسى عمداً در ركوع يك «سبحان الله» در سجده يك «سبحان الله»بگويد، آيا نمازش صحيح است؟
ج ـ در ذكر ركوع و سجده، يك «سبحان الله» كافى نيست و اگر كسى با علم به حكم مسئله يك مرتبه بگويد، نمازش باطل است. 21/10/79
(س 821)جا به جا گفتن ذكر ركوع و سجده چه حكمى دارد؟
ج ـ ذكر «سبحان ربّى الأعلى و بِحَمده» را كه ذكر خاصّ سجده است، نمى توان در ركوع گفت، كما اين كه ذكر خاصّ ركوع، يعنى «سبحان ربّى العظيم و بحمده» را هم كه ذكر خاصّ ركوع است، نمى توان در سجده گفت. آرى، ذكر سه مرتبه «سبحان الله» را در هر يك از آن ها مى توان گفت، كما اين كه اگر جا به جا گفتن دو ذكر مخصوص از روى جهل به مسئله و يا از روى فراموشى انجام بگيرد، مانعى ندارد و به نماز، ضررى وارد نشده است. 25/8/79
(س 822) اگر در ركوع و سجود، افزون بر ذكر واجب، دعا و ذكر غلط خوانده شود، آيا مبطل نماز است؟
ج ـ ذكر غلط، اگر به قصد ورود و عمداً در ركوع و سجده خوانده شود، مبطل نماز است. 18/11/75
(س 823) فردى كه شست پايش باندپيچى شده است، آيا هنگام سجده بايد همان انگشت باند پيچى شده را بر زمين بگذارد يا ساير انگشتان پا را؟
ج ـ گذاشتن شست پا، ولو باندپيچى شده بر روى زمين، كافى است. 8/2/75
(س 824) در رساله آمده كه يكى از واجبات سجده، نهادن كف دست ها بر روى زمين است. آيا انگشتان دست هم شامل كف دست مى شوند؟ اگر انگشتان دست به طور كامل روى زمين قرار نگيرند، آيا سجده باطل است؟
ج ـ آرى، انگشتان هم جزو كف دست است و گذاشتن كف دو دست به مقدارى كه مسماى گذاشتن كف ـ ولو به گذاشتن بعضى انگشتان ـ صدق كند، كفايت مى كند.
(س 825)اگر كف دست بر روى زمين قرار گيرد، در حالى كه لبه دو فرش در زير دست باشند، و مقدارى هم فاصله داشته باشند و در اين صورت، باريكه اى از كف دست بر زمين نخواهد بود، آيا اين مسئله، نماز را باطل مى كند؟
ج ـ باطل نمى كند. 29/10/76
(س 826) اگر كسى در حال سجود نتواند تنها انگشت بزرگ خود را روى زمين بگذارد (يعنى همراه با انگشت بزرگ، چند انگشت كنارى هم با زمين تماس داشته باشد). آيا نمازش باطل است يا خير؟
ج ـ نمازش صحيح است. 24/4/75
(س 827)اگر در هنگام سجده، موى سر مانع از رسيدن به مُهر شود، نماز باطل مى شود يا نه؟
ج ـ بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده مى كنند، چيزى نباشد. پس اگر موى جلوى سر مانع رسيدن پيشانى به مُهر باشد، سجده باطل است و باطل بودن سجده، موجب بطلان نماز است.
(س 828) بعضى اوقات در سجده اول، پيشانى دو بار به مُهر مى خورد، آيا دو سجده حساب مى شود؟
ج ـ يك سجده محسوب مى شود، چون برگشت قهرى بوده و برگشت بدون اختيار، كالعدم است و سجده محسوب نمى شود. 27/2/74
(س 829)نماز خواندن بر روى دو مُهر چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر دو مُهرى كه مى گذارند، قطرشان بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد، مانعى ندارد؛ چون جاى پيشانى نمازگزار بايد از جاى زانوهايش پست تر و بلندتر از چهار انگشت بسته نباشد، مگر عذرى داشته باشند كه لازم باشد زير مُهر چيزى بگذارند يا چند مهر روى هم بگذارند. 16/5/79
(س 830)شخصى كه درد گردن دارد و نمى تواند سر بر مُهر بگذارد و بر روى چهار پايه و يا كتل هم نمى تواند نماز بخواند، آيا مى تواند مُهر را بر پيشانى خود بگذارد؟
ج ـ در صورت امكان، مُهر را روى بلندى بگذارد و سر را روى آن قرار دهد و در صورت عدم امكان، مُهر را به پيشانى بگذارد. 24/11/76
(س 831) آيا نشستن بين دو سجده، بايد به مقدار گفتن «استغفرالله ربي و اتوب اليه» باشد؟
ج ـ نشستن بعد از سجده اول واجب و به مقدار گفتن «استغفرالله ربي و اتوب اليه»، مستحب است. 26/11/75
(س 832)حكم نماز خواندن بر روى مُهرى كه بر اثر زيادى سجده كردن بر آن، سياه شده است، چگونه است؟
ج ـ سياهى مضر نيست؛ مگر آن كه به صورت جِرم باشد كه سجده روى مُهر، صدق نكند. 27/7/78
(س 833 )سجده كردن بر مُهرى كه داراى آينه است، چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر كسى پيشانى را بر روى خودِ مُهر (مايصحّ السجود عليها) قرار دهد، نمازش باطل نيست؛ ليكن بهتر است كه سجده بر روى مُهرى انجام شود كه نقش و نگار و آنچه موجب حواس پرتى است، نداشته باشد. 5/11/78
(س 834) مقدار چيزى كه سجده بر آن صحيح است، چقدر است؟ اگر به اندازه سكه يك ريالى باشد، آيا درست است يا خير؟
ج ـ مقدار لازم محلِ سجده در پيشانى، قدر مسمّا است، يعنى آن مقدار كه گفته شود پيشانى را بر چيزهايى كه سجده بر آن صحيح است قرار داده و ظاهراً به قدر سكه يك ريالى هم، كافى است. 5/8/69
(س 835) گاهى در پيشانى انسان جوش هايى پيدا مى شود كه هنگام سجده درد مى گيرد. آيا مى توان در سجده، پيشانى را كج روى مهر گذاشت؟ و اگر بعد از برداشتن سر از سجده، مهر به خون جوش ها آلوده شود، نماز چه حكمى دارد؟
ج ـ در سجده لازم نيست تمام پيشانى روى محلِ سجده و چيزهايى كه سجده بر آن صحيح است، باشد، بلكه مقدارى از پيشانى هم كفايت مى كند؛ امّا غيرپيشانى كفايت نمى كند. بنابراين، كج گذاشتن پيشانى مانعى ندارد؛ و امّا نسبت به آلوده شدن مُهر، بعد از نجس شدن، نمى توان روى موضع نجس سجده نمود، چون يكى از شرايط سجده و نماز، پاك بودن محلِ سجده است و خونِ جراحت كه كمتر از يك درهم است، به حكم معفوّ بودن كمتر از يك درهم، مبطل نماز نيست؛ ولى اگر در سجده بعدى محلِ سجده را نجس مى كند، نمى توان با آن نماز خواند، به جهت اينكه محلِ سجده بايد پاك باشد. 27/2/76
(س 836) مُهرى است به نام مُهر امين، كه موجب رفع شك است. آيا مى توان در شكّيات به آن اعتماد كرد؟ ضمناً هنگام گذاشتن سر، مُهر مقدارى فرو مى رود، آيا نمازخواندن با آن اشكال دارد يا خير؟
ج ـ اگر اطمينان و اعتماد پيدا كند و قرار گرفتن پيشانى روى مُهر به قدر ذكر سجده حاصل شود، نماز، صحيح است. 9/7/74
(س 837) سر گذاشتن بر مُهرى كه با بارگاه و اسم جلاله منقّش شده، چه حكمى دارد؟
ج ـ نماز، باطل نيست، ليكن بهتر است كه سجده بر روى مُهرى انجام شود كه نقش و نگار نداشته باشد. 13/9/74
(س 838) در مقام ضرورت، سجده كردن به اسكناس به عنوان كاغذ چه حكمى دارد؟
ج ـ سجده به انواع كاغذ، هر چند از چيزى مانند پنبه هم ساخته شده ـ كه سجده بر آن صحيح نيست ـ ، جايز است و مانعى ندارد. 27/2/78
(س 839) اگر در بين نماز، چيزى كه سجده بر آن جايز است، مفقود شود، و براى سجده چيزى پيدا نشود، آيا مى توان به ناخن سجده كرد؟
ج ـ اگر وقتْ وسعت دارد، بايد نماز را قطع كرد و چيزى كه سجده بر آن صحيح است پيدا كرد، و نماز را دو مرتبه خواند، و اگر وقتْ، تنگ است و يا با قطع كردن نماز هم چيزى كه سجده بر آن صحيح است، پيدا نشود تا بر آن سجده كرد، در اين صورت، بايد به مراتبى كه در مسئله 1065 «رساله توضيح المسائل» آمده، مراجعه و عمل شود. 30/4/74
(س 840) آيا سجده بر سيمان خالص، جايز است يا خير؟ سجده بر سيمان مخلوط با ماسه چطور؟
ج ـ صحيح نيست. 20/6/75
(س 841) حكم سجده كردن بر سيمان، موزائيك، كاشى، آهك و گچ پخته و همچنين تيمّم بر آن ها چيست؟
ج ـ سجده كردن بر سيمان، موزائيك، كاشى و همانند آن ها كه در اثر تغيير و تحوّل هاى زياد، ظاهراً زمين بر آن ها صدق نمى كند، درست نيست؛ امّا آهك، گچ پخته شده و مانند آن ها مثل آهك و گچ خام، سجده بر آن ها جايز است و تيمّم بر موارد ذكر شده، حكم سجده بر آن ها را دارد. 28/2/76
(س 842) آيا سجده بر تسبيح، جايز است؟
ج ـ اگر تسبيح از مايصّح عليه السجود باشد و سجده برآن صدق كند، جايز است. 26/11/74
(س 843) آيا سجده بر هسته خرما، جايز است يا خير؟
ج ـ اگر عرفاً جزء مأكولات نباشد، جايز است. 20/6/75
(س 844) كانت مكلفّة تصلّي فترة والجلباب حائل بين جبهتها و بين التربة، مع أنّها كانت جاهلة بالحكم، فما هو حكم صلواتها السابقة تلك؟
ج ـ إن كانت جهالتها قصوراً صحّت صلواتها الماضية. 5/1/75
(س 845) با توجه به كمبود آب و نبود وسيله هايى كه تيمم بر آن صحيح باشد و يا بتوان بر آن سجده كرد، اين افراد چگونه وضو سازند و چگونه سجده گذارند؟
ج ـ با فرض نبود آب و آنچه تيمم بر آن صحيح است، بايد نماز را اداءً بخواند و بعداً هم با پيدا كردن آب يا آنچه كه تيمم بر آن صحيح است نماز را قضا نمايد و در صورت نبودن چيزى كه سجده بر آن صحيح است بايد بر لباسش اگر از پنبه يا كتان است سجده كند و اگر از چيز ديگرى است بر همان چيز سجده كند و اگر آن هم ممكن نيست بايد بر پشت دست و چنان چه آن هم ممكن نباشد به چيز معدنى؛ مانند انگشتر عقيق سجده نمايد. 20/1/83
(س 846) شنيدن آيه سجده واجب از راديو و تلويزيون در برنامه هايى كه به طور مستقيم بخش مى شود، چه حكمى دارد؟ و اگر غيرمستقيم باشد، چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر كسى قرآن مى خواند و راديو و تلويزيون مستقيماً پخش مى كند و به عنوان آلت پخش است، مثل بلندگو، سجده واجب است؛ ولى اگر از نوار استفاده مى كنند، سجده واجب نيست.
(س 847) كسى كه سجده بر او واجب است (مثلاً پس از قرائت آيات سجده دار) بايد يك سجده به جا آورد يا دو سجده؟ و آيا بايد پس از آن، تشهّد و سلام بخواند؟
ج ـ سجده هاى قرآن، يكى است نه زيادتر، و هرگاه كسى در سجده واجب قرآن، پيشانى را به قصد سجده به زمين بگذارد، اگر چه ذكر نگويد، كافى است و گفتن ذكر، مستحبّ است؛ و تشهّد و سلام ندارد. 8/9/79
(س 848) آيا مى توان در ركوع و سجود، پس از ذكر واجب، به فارسى دعا كرد؟ در قنوت چطور؟
ج ـ دعا كردن به نحو مرقوم در سؤال، جايز است، ليكن نمى توان در قنوت به آن اكتفا كرد. 18/11/75

(س 849) آيا ذكر شهادت ثالثه «اشهد اَنَّ عَليّاً وليُّ الله» در تشهد، جايز است؟
ج ـ نماز و تشهد را، به همان نحو كه متعارف است، بايد به جاى آورد و اضافه كردن چيزى به نماز، موجب بطلان آن است. 25/11/75
(س 850) بنا بر حديثى كه گفته بعد از شهادت به رسالت، شهادت به ولايت داده شود، آيا در اذان و تشهّد هم بايد شهادت به ولايت داده شود؟
ج ـ وضع نماز را نبايد با اين زياد نمودن ها به هم زد و نبايد چيزى به تشهّد اضافه شود. 13/10/78
(س 851) اگر شخصى در ركعت سوم نماز، هنگامى كه در ركوع است و يا بعد از آن، متوجه شود كه در ركعت دوم، تشهد را نخوانده است، چه كار بايد بكند؟
ج ـ بعد از اتمام نماز، بدون اينكه روى از قبله بگرداند، ابتدا بايد قضاى تشهد را بخواند و بعد از قضاى تشهد، دو سجده سهو هم به جا آورد. 20/2/76
(س 852) اين جانب جوانى هستم كه در مناسك شرعى تا به آنجا كه به حوزه فقه مربوط مى شود از فتوى و ديدگاه هاى حضرت عالى مدد مى جويم هم اكنون نيز پرسشى براى اين جانب مطرح است كه انتظار مى رود بر همان روال معمول و شفاف ديدگاه خود را به گونه اى در جامه استدلال بيان نماييد.
1. با توجه به نص صريح قرآن (احزاب 33) به صلوات و درود تنها بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) امر شده است به چه دليل در تشهد نماز بر آل محمد(صلى الله عليه وآله) نيز صلوات فرستاده مى شود.
2. اگر شخصى با توجه به آيه ذكر شده به اين ديدگاه رسيده باشد كه در هنگام تشهد نماز - كه به قول آية الله خمينى(قدس سره)، سمبليك و نمادين مى باشد و صورتى است كه دلالت بر معنى خاص مى كند - تنها مى بايد بر پيامبر صلوات فرستاد آيا مى تواند اين گونه عمل نمايد؟
ج ـ صلوات فرستادن در تشهد بر محمد و آل محمد(صلى الله عليه وآله) واجب است و اگر كسى عمداً آن را نگويد نمازش باطل است و امّا بحث ازادله احكام جاى خود را مى طلبد و از حوصله يك سؤال و جواب فقهى خارج است. 6/5/82
(س 853) اگر در تشهد نماز به آل محمد(صلى الله عليه وآله) صلوات نفرستد و تنها به پيامبر(صلى الله عليه وآله)صلوات بفرستد آيا نسبت به شيعه مرتد است؟
ج ـ مرتد نمى باشد ولى اگر عمداً نگويد نمازش قطعاً باطل است. 6/5/82
(س 854) شخصى مدت ها در آخر سلام نماز ،به جاى «السلام عليكم و رحمة الله و بركاته» به اشتباه، «بركاته» را «بركاة» تلفّظ كرده، است. حال با عنايت به اينكه در سلام آخر، بعد از تشهد، فقط بايد بگويد: «السلام عليكم» تا از نماز خارج شود و بقيّه آن، يعنى «و رحمة الله و بركاته»، طبق فتواى جناب عالى، احوط استحبابى است. آيا نمازهايى كه خوانده شده، صحيح است؟
ج ـ صحيح است. 6/6/75
(س 855) اگر شخصى تشهد نماز را فراموش كند. آيا بعد از قضاى تشهد، سلام نماز را هم بايد بگويد يا لازم نيست؟
ج ـ سلام، لازم نيست. 15/4/74
(س 856)آيا جايز است كسى در زمانى كه عجله دارد، در تشهّد فقط شهادتين را بگويد و صلوات بفرستد؟
ج ـ جايز نيست. آرى، در تسبيحات اربعه، چون يك مرتبه زيادتر واجب نيست، مى تواند عجله را با آن رفع نمايد.
(س 857)آيا بعد از نماز خواندن، شعارهاى انقلابى بدهيم بهتر است يا تسبيحات اربعه حضرت زهرا(عليها السلام)را بگوييم؟
ج ـ آنچه در روايات و فتاوا آمده، تسبيح حضرت زهرا(عليها السلام) است و بر آن تأكيد هم شده و ثواب فراوان هم براى آن مقرّر شده است. 23/10/79
(س 858)اگر كسى در هر نماز واجب و مستحب، قنوت نماز را عمداً بعد از ركوع به جا آورد، چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر فراموش كرده كه قبل از ركوع به جا آورد، مانعى ندارد؛ ولى در غير آن، جايز نيست.
(س 859) آيا نماز كسى كه قنوت را به خاطر گريز از مسخره كردن يا اذيّت ديگران مى خواند، اشكالى پيدا مى كند؟
ج ـ بايد خواندن قنوت، با قصد قربت باشد. 5/10/75
(س 860) اگر كسى در ركعت چهارم نمازهاى چهار ركعتى، قنوت بخواند، چه حكمى دارد؟ آيا صورت عمد و سهو آن فرق مى كند؟
ج ـ در صورت عمد، مبطل نماز است، ليكن در صورت سهو، مانعى ندارد. 26/11/75
(س 861) آيا پس از دادن سلام نماز، چرخاندن سر به راست و چپ، گفتن اللّه اكبر، و بالا بردن دست تا مرز گوش لازم است لطفاً مرجع را بفرماييد آيا در زمان رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) نيز وجود داشته؟ آيا رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) دست بسته نماز مى خواند يا دست باز (راويش سنى است يا شيعه)؟
ج ـ1. هيچ يك از آن ها لازم نيست بلكه سر را به راست و چپ گردادن مستحبّ هم نمى باشد وسؤال نسبت به مرجع زمان رسول(صلى الله عليه وآله) ابهام دارد و نياز به توضيح دارد.
ج ـ2. پيامبر اكرم همان طور كه بوسيله نزديكان معصوم آن حضرت و عدّه زياد ديگرى بما رسيده و روايات فراوان آن را بيان داشته با دست باز نماز مى خواندند و اصولاً با دست بسته نماز خواندن و دو دست را روى سينه گذاشتن ترويج فرهنگ مجوس و جباران و زمامداران سلطه گر مى باشد و اسلام آمده تا تمام مظاهر ستمكارى را از بين ببرد. 7/3/82
(س 862) اغلب، مشاهده مى شود كه عدّه اى از نمازگزاران - خواه درنمازهاى جماعت و خواه در نماز فرادى، قبل از قنوت و در حين خواندن آن - خود را مقيّد مى دانند كه انگشترى را در انگشتان بچرخانند و طبعاً حواس و توجّهشان به اين امر، معطوف است و اين مورد آن چنان بين بعضى از مؤمنين، عموميّت و تكلّف ايجاد كرده است كه گويا از ضروريّات و يا از مستحبّات مؤكّد است و علاوه بر اين برخى ديگر پس از قنوت، كفّين را به صورت خود مى كشند و يا به طور كلّى دو دست را به صورت چسبانده قنوت مى خوانند. مستدعى است ارشاد فرمائيد آيا در موارد مذكور، روايت و يا حديث يا دستورى مبنى بر استحباب يا استحسان وارد شده است يا اين كه از سلائق و بدعت هاى فردى رايج است و از اضافات؟
ج ـ كشيدن دست بر صورت، بعد از اتمام قنوت، مكروه است و امّا گرداندن انگشتر و غير آن در دست به قصد استحباب، وجهى ندارد. 4/3/83
(س 863) بعضى ها به هنگام قنوت سمت نگين انگشتر عقيق خود را به طرف صورت مى گيرند آيا اين عمل مستند است و آيا ثوابى دارد؟
ج ـ به دست كردن انگشتر عقيق براى نماز مستحب است و براى نگاه به آن در قنوت وجهى ندارد. 17/6/81
(س 864) هل التختم باليمين مستحب؟ وهل يختص بالرجال فقط؟ وهل العقيق افضل ما يتختم به؟ وهل استحباب لبس الخاتم في الخنصر فقط ام كذلك يستحب في البنصر؟ وهل دوران الخاتم في القنوت من المستحبات؟
ج ـ مستحب - ولا يختص بالرجال بل للنساء أيضاً مستحب - والدعاء والقنوت مع الكفّ الذي فيه العقيق مستجاب إن شاء اللّه تعالى. وللخاتم مع الفيروزج ايضاً خواصاً فى الأخبار ويكون مورداً للترغيب ولا خصوصيّة لأصبع من أصابع اليد للتختم فيه كما انّ اداره الخاتم ودورانه لادليل عليه بل لابدّ من تركه لشبهه التشريع المحرّم. 31/3/82
(س 865) آيا جايز است كه در قنوت نمازهاى واجب و مستحب، دعاى الهى عظم البلاء و برح الخفاء. ... الخ خواند ياخير؟
ج ـ آرى جايز است لكن همه دعا خوانده شود تا دعا و انشاء آن صدق كند و الا ظاهراً جمله الهى عظم البلاء و بعضى از جملات همانند آن، اخبار از يك واقعيت است گرچه از جهت زبان حال مى توان گفت دعا است لكن به هرحال خواندن دعاهاى مأثوره در قنوت اولى مى باشد. 19/9/81

(س 866) اگر كسى در اثناى نماز قصد شكستن نماز نمايد و با همان نيت، برخى از اجزاى نماز را بخواند و بعد منصرف شود واز قصد خود برگردد نمازش چه صورت دارد؟
ج ـ نمازش درست است مگر آن كه منافى مبطل نماز به جا آورده باشد. 20/11/82
(س 867) شخصى وضو گرفته و نماز مى خواند، ولى بعد از نماز يادش مى آيد كه جُنُب بوده است، نمازش چه حكمى دارد؟
ج ـ نمازش، به خاطر آنكه طهارت نداشته است، باطل است. 9/7/74
(س 868)اگر موقع گفتن تكبيرة الاحرام يا قيام متّصل به ركوع، بدن حركتِ اندك و بسيار كمى داشته باشد، آيا مبطل نماز است؟
ج ـ موقع گفتن تكبيرة الاحرام، بايد بدن آرام باشد و اگر كسى عمداً در حالى كه بدنش حركت دارد، تكبيرة الاحرام را بگويد، نمازش باطل است، و چنانچه سهواً حركت كند، بنا بر احتياط واجب، بايد اوّل عملى كه نماز را باطل مى كند، انجام دهد و دوباره تكبير بگويد؛ و احتياط مستحب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره اعاده نمايد. 18/6/78
(س 869)تكان دادن دست به هنگام قيام متّصل به ركوع و هنگام تكبيرة الاحرام، چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر موجب حركت بدن نشود، مانعى ندارد. 18/6/78
(س 870)آيا در تشهّد جايز است كه بعد از گفتن «اَللّهم صلّ على محمد و آل محمد» «وعجّل فرجهم» را اضافه كنيم؟
ج ـ نبايد اضافه نمود و حدود نماز بايد مراعات شود؛ وگرنه در آينده نه چندان دور، نماز محدود ومعيّن شرعى ممكن است باقى نماند وهمه ما مسئول باشيم. 20/10/79
(س 871) آيا ذكر صلوات و «وعجل فرجهم» بعد از ذكر ركوع و سجود «وعجل فرجهم» بعد از صلوات تشهد، جايز است و يا اشكال دارد؟
ج ـ در تشهّد نبايد اضافه نمود و جايز نيست، امّا در ركوع و سجده بعد از صلوات مانعى ندارد. 13/4/82
(س 872)حفظكم اللّه، هل يصح هذا الذكر «اللهم صل وسلم على محمد وآل محمد»؟ وهل هو منصوص عليه بهذه الكيفية؟
ج ـ جائز لكنّه ليس بمنصوص، والاولى رعاية المعروف المنصوص بل رعايته فى الصلاة لازمة وواجبة. 15/7/82
(س 873)هل يجوز قول وسلم فى الصلاة على محمد أثناء التشهد كأن أقول: «اللهم صل وسلم على محمد وآل محمد» أفتونا جزاكم الله خيرا.
ج ـ تغيير اذكار الصلاة بالاضافة (ولو بنحو ماذكرت) او بالنقيصة غير جائز و موجب للاختلال فى العبادات والوظائف الشرعية المقرّرة. 15/4/82
(س 874) جواب سلام در نماز، چطور است؟ چه نوع سلامى، مبطل نماز نيست؟ مثلاً گاهى مى گويند: سلام عليكم، گاهى بدون تنوين مى گويند و گاهى «عليك» را با «الف» ـ نه با «عين» ـ تلفّظ مى كنند.
ج ـ ظاهراً پاسخ سلام به نحو اول و دوم، واجب است، امّا جواب دادن به نحو اخير كه غلط است، غير جايز و مبطل نماز است. 18/1/74
(س 875) آيا مى توان در نمازهاى واجب، آياتى از قرآن را قبل از حمد و بعد از سوره، رجائاً خواند؟ آيا مى توان بعد از ذكر ركوع و سجده در نمازهاى واجب، اذكار و دعاهاى فارسى غير از ذكر ركوع و سجده خواند؟ ترجمه فارسى ذكر ركوع و سجود را در نمازهاى واجب، چه طور؟
ج ـ بايد از اين گونه اعمال، قطع نظر از آن كه بعضى از آن ها مبطل نمازند جدّاً پرهيز نمود تا عباديت نماز به شكل عادى خود باقى بماند و دستْ خوش تحويل و تحوّل قرار نگيرد. 26/1/77
(س 876) آيا مادر درحين نماز مى تواند طفل شيرخوارش را در بغل بگيرد؟ وهمچنين سوار شدن بچه ها بر پشت نمازگزار با آنكه رعايت طهارت و نجاست را نمى كنند، چه حكمى دارد؟
ج ـ اشكالى ندارد، مى تواند او را بغل كند تا آرام شود، ليكن بايد از حالت نمازگزار خارج نشود و سوار شدن آن ها بر پشت نمازگزار، هر چند در طهارت و عدم طهارت آن ها شك دارد، نماز را باطل نمى كند. 14/6/74
(س 877) آيا اشاره كردن به بچه در حين نماز و نيز نوازش كردن او، مبطل است؟ همچنين آيا بلند كردن صدا هنگام قرائت تا ديگرى متوجه مطلبى شود، اشكال دارد؟
ج ـ اشاره كردن به بچه و نوازش او، مبطل نيست، مگر آنكه آن قدر زياد باشد، و به نحوى انجام گيرد كه محو كننده صورت نماز باشد؛ بلند كردن صدا هم مانعى ندارد، مگر در جايى كه قرائت آهسته حمد و سوره، واجب باشد. 19/12/75
(س 878)آيا مى توان در وسط نماز مستحبّى حرف زد؟
ج ـ نمى توان و در اين جهت، فرقى بين نماز واجب و مستحبّى نيست. 17/1/77
(س 879) آيا صدايى كه در حال عطسه كردن شنيده مى شود، مبطل نماز است يا خير؟
ج ـ حرفى كه از عطسه كردن پيدا مى شود، مبطل نماز نيست، ولى اگر عمداً باشد، مبطل است.
(س 880)حقّ مؤمن بر مؤمن ديگر اين است كه اگر عطسه كرد، مؤمن ديگر بگويد: «يرحمك الله». حالا اگر در حال نماز، مؤمنى عطسه كرد و ما در حال خواندن حمد و سوره بوديم. آيا در اين جا نيز بايد اين ذكر را حتماً بگوييم؟
ج ـ بنا بر احتياط واجب، در حال نماز، «يرحمك الله» را نبايد گفت، هر چند در غير نماز، گفتنش مستحبّ است. 9/7/79
(س 881) آيا مى توان براى تقرّب به خدا و دفع شيطان، نماز را با سوز و همراه با گريه خواند؟ اگر گاهى اوقات براى جلب توجه و عمداً نماز ظهر و عصر مقدارى بلند، و نمازهايى كه بايد بلند خوانده شود، آهسته خوانده شود، حكم چيست؟
ج ـ بايد مانند ديگران نماز خواند و تخلّف عمدى در نمازهايى كه بلند يا آهسته خواندن آن ها واجب است، موجب بطلان است؛ و حالت خوف و خشوع كه موجب محو صورت نماز نباشد، مانعى ندارد. 25/7/74
(س 882)اگر كسى در نماز «السلام عليك يا أباعبدالله» و يا «يا على» و يا امثال اينها بگويد و يا در نماز، براى اهل بيت و مظلوميت آن ها گريه كند، نماز او چه طور است؟ اگر در نماز به ياد اهل بيت باشد، چه طور؟
ج ـ اين گونه امور را در نماز اضافه نكنيد و نماز را به همان نحو كه ديگران انجام مى دهند، انجام دهيد و به هر حال، آنچه در رساله ها به عنوان مستحبّات نماز نيامده، اضافه ننماييد. 4/12/78
(س 883) مدتى در قنوت نماز، از روى ناآگاهى و نيز علاقه شديد به امام حسين(عليه السلام)، به ايشان سلام مى گفتم، ولى بعد متوجه شدم كه اين كار، اشتباه است. حكم آن نمازها چيست؟
ج ـ مانعى ندارد و نماز صحيح است. 6/2/74
(س 884)شخصى در اثناى نماز، جهت پاك كردن سينه و باز كردن صدا، عمداً چند مرتبه سرفه مى كند و يا صداى شبيه به سرفه از خود ظاهر مى كند كه موجب پيدايش دو حرف به بالا مى شود. نماز او چه حكمى دارد؟
ج ـ با علم يا احتمال تكلّم به حروف، نمازش باطل است. 2/12/76
(س 885)اگر كسى در حال گفتن ذكر سجده، انگشت ابهام پا را عمداً حركت دهد، نمازش چه صورتى دارد؟
ج ـ اگر در حال ذكر باشد بايد ذكر را تكرار نمايد و حركت دادن انگشت پا در حال ذكر اگر از روى عمد و علم باشد بنابر احتياط واجب سبب بطلان نماز است. 5/2/85
(س 886)اگر براى كسى در نماز ضرورتى پيش آيد كه جلوتر برود، آيا مى تواند در حال نماز، چنين كارى را انجام دهد؟
ج ـ در صورتى كه از حالت نمازگزار خارج نشود يا اين كه از طرف قبله برنگردد، مانعى ندارد. 17/8/79
(س 887) اگر كسى اذكار مستحبّى نماز را عمداً و يا سهواً غلط بخواند يا از مخرج ادا نكند، نمازش چه صورتى دارد؟
ج ـ نبايد به نحوى غلط خوانده شود كه غلط فاحش باشد و موجب تغيير معنا گردد؛ وگرنه مبطل است. 11/4/76
(س 888) اگر كسى خود را هيپنوتيزم كند، آيا مى تواند در آن حال، نماز بخواند و روزه بگيرد؟
ج ـ چنانچه به حكم مغمى عليه باشد، نماز و روزه او صحيح نيست. 25/12/77
(س 889) نماز خواندن با حالت دست بسته، چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر در حال تقيّه نباشد، نماز باطل و فعل حرام است. 26/2/75
(س 890) سربازانى كه از اول اذان صبح تا طلوع آفتاب، در پُست نگهبانى اند و معمولاً به دليل ندانستن مسئله، نمازهايشان قضا مى شود، چگونه بايد نماز بخوانند؟ آيا با پوتين مى توانند نماز بخوانند؟
ج ـ نماز خواندن با پوتين در صورتى كه بيرون آوردن آن، امكان نداشته باشد، مانعى ندارد. 8/2/75
(س 891) آيا صداى ترانه اى كه به گوش مى رسد، موجب بطلان نماز مى شود؟
ج ـ موجب بطلان نماز نمى شود. 16/12/75
(س 892) اگر كسى عمداً يا سهواً مشروبات الكلى مصرف نمايد و بعد توبه كند، و دهان خود را آب بكشد. آيا واقعاً چهل روز اعمال دينى از جمله نماز او، باطل است يا خير؟
ج ـ نماز، باطل نيست، ليكن بايد از خداوند درخواست كند تا عملش مقبول درگاه حق شود. 25/7/74
(س 893) هل يعتبر مضغ العلك اثناء الصلاة مبطلاً لها؟
ج ـ الظاهر أنّه مبطل لها لأنّه فعل ماحِ لصورة الصلاة عرفاً. 6/5/82

(س 894)اگر كسى تكبّر زيادى دارد، آيا مى توان در نماز جواب سلام او را نداد تا بفهمد كه دارد اشتباه مى كند؟
ج ـ نمى توان و جواب سلام، واجب است. 27/7/79
(س 895 )آيا سلام كردن به خانم هاى جوان از مستحبّات شمرده مى شود، در حالى كه در كافى از امام صادق(عليه السلام) روايتى داريم كه پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) به خانم ها سلام مى كرد و جواب سلام آن ها را مى گفت و درباره اميرالمؤمنين(عليه السلام)آمده است: «كان يكره ان يسلّم على الشابّة منّهن و يقول: أتخوف أن يعجبنى صوتها فيدخل علىَّ اكثر ممّا اطلب من الأجر»؟
ج ـ سلام كردن مرد اجنبى به زن اجنبيه و بالعكس، اگر ريبه يا فساد در بين نباشد، على الأقوى جايز است، چون صوت زن، فى حدّ نفسه، عورت نيست، ليكن سلام كردن به زن اجنبيه جوان، به خاطر جوانى و منشأيت براى اتّهام، كراهت دارد. 4/12/78
(س 896) بعضى سلام مى كنند و مى دانيم كه اين سلام كردن براى عمل به وظيفه اسلامى نيست. بنده هم در جواب آن ها مى گويم: «والسلام على من اتّبع الهدى». آيا كافى است؟
ج ـ جواب سلام واجب است هر چند بخاطر عمل به وظيفه اسلامى نباشد و مناط در وجوب جواب انسانى بودن تحيت مى باشد چه اسلامى باشد و چه نباشد و قران پاسخ به همه تحيتها را به طور مطلق واجب كرده است. (وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّة فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا) (نساء آيه:86). 5/2/85
(س 897 )اگر انسان به قصد يك شخص خاصّى سلام كند و طرف جواب ندهد، آيا بر فردى كه كنار اين شخص و مشغول نماز است و مقصود سلام كننده نبوده، واجب است پاسخ سلام او را بدهد؟
ج ـ واجب نيست، چون به او سلام نشده تا جواب آن برايش واجب باشد؛ بلكه جواز آن هم مشكل و ممنوع است و مشروع نيست. 27/6/79

(س 898) اگر شخصى بعد از سر برداشتن از سجده، شك كند كه سجده اول است يا سجده دوم، امّا يكى از دو طرف را بيشتر احتمال دهد، حكمش چيست؟
ج ـ بايد بنا را بر اقل بگذارد. 2/3/68
(س 899) چنانچه بعد از سر برداشتن از سجده اول يا دوم، شك كنيم كه موهاى سر و يا چيز ديگرى، مانع از رسيدن پيشانى به مُهر بوده است يا خير، چه بايد كرد؟
ج ـ نبايد به شكّ خود اعتنا كرد. 8/4/75
(س 900) اگر كسى در تشهّد، شك كند كه سجده دوم را به جاى آورده است يا خير، تكليفش چيست؟
ج ـ به شك خود اعتنا نكند، چون شكّ بعد از محل است و اعتبار ندارد.
18/11/68 (س 901) آيا كسى كه در همه افعال و اعمال خود كثيرالشّك شده، مى تواند به ظن عمل كند؟ آيا ظن براى افرادى از اين قبيل، حجّت است؟
ج ـ در اين گونه موارد، ظن، حجّت نيست و نمى توان به آن عمل كرد. 27/9/68
(س 902) بنده در اكثر نمازها، به دليل حواسپرتى، بين ركعات يك، دو، سه يا چهار، شك مى كنم. آيا كثيرالشّك هستم؟
ج ـ به شك خود اعتنا نكنيد و بنا را بر دلخواه و نفع خود بگذاريد. 22/12/69
(س 903) كسى كه در مسائل عبادى و غير عبادى مبتلا به شك هاى مختلف است (حتّى گاهى برايش شكّى پيش مى آيد كه سابقه نداشته است)، وظيفه اش چيست؟
ج ـ نبايد به شكّ خود اعتنا كند. 6/4/74
(س 904) بنده بين ركعت هاى سه و چهار نماز، زياد شك مى كنم، و كثيرالشّك هستم. گاهى به وظيفه كثيرالشّك عمل مى كنم، ولى شيطان مرا وسوسه مى كند و احتمال سه ركعت را بيشتر مى دهم و ناراحتم كه يك ركعت كم خوانده باشم؛ و گاهى برعكس عمل مى كنم، ولى باز هم وسوسه مى شوم. آيا مى توانم به وظيفه كثيرالشّك عمل كنم، و بنا را بر چهار بگذارم و نمازم را تمام كنم و بعد يك ركعت نماز احتياط هم به جا آورم؟
ج ـ چون شكّ شما به خاطر كثرت، از حكم شك خارج است، لذا بنا را بر همان طرفى بگذاريد كه نماز با آن صحيح است و جبران نمى خواهد، يعنى در فرض سؤال، بنا را بر چهار بگذاريد و لازم نيست نماز احتياط هم بخوانيد.
(س 905) ما حكم من فرغ من الصلاة واخبره شخص بان صلاته ناقصة ركعة فهل يعول على كلامه؟
ج ـ التعويل غير لازم إلاّ مع الأطمينان والوثوق بقوله. 27/2/82
(س 906) اگر كسى در نماز خود زياد شك مى كند. مثلاً در نماز شك مى كند كه آيا در ركعت سوم است يا چهارم، يا مثلاً شك مى كند كه به سجده يا ركوع رفته يا نه، حكمش چيست؟
ج ـ اگر كسى در يك نماز، سه مرتبه شك كند يا در سه نماز پشت سر هم، مثلاً در نماز صبح و ظهر و عصر شك كند، كثيرالشك است و چنانچه زياد شك كردن او از غضب يا ترس يا پريشانى حواس نباشد، به شكّ خود اعتنا نكند. 5/11/78
(س 907) فردى كثيرالشّك براى نگه داشتن شماره ركعات نماز، آن را ضمن نماز مى نويسد يا تسبيحى را در جانماز، جا به جا مى كند. آيا اين كار اشكالى دارد؟
ج ـ اشكالى ندارد. 6/12/71
(س 908)آيا احكام مربوط به سهو و شك و احتياط در خصوص نمازهاى مستحبّى به همان شكلى كه در نمازهاى واجب مطرح است، مجزى است يا خير؟ اگر كيفيّت به گونه اى ديگر است، لطفاً مرقوم فرماييد در خصوص جهر و اخفات، چه طور؟
ج ـ حكم شكّ در ركعات نمازهاى مستحبّى، مطلقاً چه يك ركعتى باشد، چه زيادتر، تخيير بين بناى بر اقل يا اكثر است، مگر آن كه بناى بر اكثر، موجب بطلان نمازش گردد كه در اين صورت، بنا را بر اقل مى گذارد و افضل، بناى بر اقل است، مطلقاً؛ و امّا شكّ در افعال آن، حكم شكّ در افعال نماز واجب را دارد كه اگر در محلّ است، به جا مى آورد و اگر از محلّش تجاوز نموده، اعتبار ندارد و نمازش صحيح است؛ و امّا حكم نسيان و فراموشىِ اجزاى آن، اتيان و به جا آوردن آن است، گرچه موجب زيادى ركن شود؛ چون زيادى ركن در نماز مستحبّى، موجب بطلان نيست، ليكن نقصان ركن در آن، موجب بطلان است، كما اين كه زياد شدن يك ركعت هم در آن، موجب بطلان است؛ و ناگفته نماند كه نمازهاى مستحبّى، سجده سهو ندارند، نه براى فراموشى سجده و تشهّد، و نه براى مثل كلام بيجا و بقيّه اسباب آن. آرى، تشهّد و سجده فراموش شده نماز مستحبّى، همانند واجب، قضا دارد. 1/9/79
(س 909)من در نماز، بسيار شك مى كنم. راه از بين رفتن شك در نماز چيست؟
ج ـ به شكّ خود اعتنا ننماييد و هميشه بنا را بر صحيح بودن بگذاريد و بينى شيطان را با اعتنا نكردن و بنا را بر صحّت گذاشتن، به خاك بماليد و با كار در منزل و تفريح هاى سالم، مى توانيد مشكل شكّ زياد را از خود دور نماييد. 1/9/79

(س 910) در شكّيات نماز كه بعد از نماز، بلافاصله و بدون برگرداندن صورت از قبله بايد نماز احتياط خوانده شود به اشتباه روى از قبله برگردانده و سپس نماز احتياط خوانده ام. آيا نمازهايى كه خوانده ام، قضا دارد يا خير؟
ج ـ اگر روى گرداندن، مختصر بوده و انحراف به سمت يمين و يسار رخ نداده است، قضا ندارد. 7/9/74
(س 911) اگر نمازگزار پس از سلام نماز، سه بار تكبير گفته، سپس نماز احتياط يا سجده سهو را به جا آورد، آيا نمازش اشكال دارد؟ اگر چنين است تكليف نمازهاى قبلى چيست؟
ج ـ نسبت به گذشته كه متوجه نبوده است، اشكالى ندارد ولى براى بعد نسبت به نماز احتياط، واجب است كه چيزى، ولو سه مرتبه الله اكبر، فاصله نشود. 5/5/75
(س 912)با عنايت به مسئله سجده سهو، آيا در تشهّد سجده سهو بايد به مقدار واجب اكتفا كرد يا خير؟ و اگر كسى از روى ندانستن مسئله يا سهواً قبل از تشهّد، «الحمدلله» و يا «بسم الله و بالله» يا هر دو را مى گفته، حكم سجده هاى سهو او و نمازهايش چيست؟
ج ـ اكتفا به قدر واجب، كافى است و قدر واجب، همان تشهّد معروف است و گفتن «الحمدلله» يا «بسم الله و بالله و خير الأسماء لله» كه در تشهّد نمازهاى واجب گفته مى شود، مانعى ندارد. 14/7/78
(س 913) اگر انسان فراموش كند و سجده سهو را انجام ندهد، نقل شده است كه هر وقت يادش آمد، بايد آن را به جا آورد. آيا منظور اين است كه در هر حالتى كه بود (مثلاً بى وضو يا بدون چادر و يا بدون سجده گاه صحيح)، مى تواند آن را به جا آورد؟ سجده سهو چندتاست؟
ج ـ شرايط نماز و سجده در سجده سهو، معتبر نيست. لذا فرد مى تواند بدون وضو هم آن را انجام دهد؛ امّا احتياط در مراعات است؛ و سجده سهو، در همه جا دو سجده است. 16/11/68
(س 914) آيا ذكر سجده سهو واجب است؟
ج ـ احوط مستحبى در سجده سهو، ذكر مخصوص است. 29/11/68
(س 915)آيا در موقع خواندن سجده سهو فقط بايد نيّت كرده، بدون خواندن حمد و سوره به سجده رفت و بعد از آن بدون تشهّد، تمام كرد؟
ج ـ سجده سهو، حمد و سوره ندارد؛ امّا تشهّد و سلام دارد و مى توان به يك سلام از سلام هاى واجب، اكتفا كرد. براى توضيح بيشتر به رساله توضيح المسائل، مراجعه فرماييد. 27/7/78
(س 916) آيا بعد از تشهّد سجده سهو، هر سه سلام را بايد گفت، يا فقط سلام آخر را؟
ج ـ سلام آخر، كافى است. 5/10/75
(س 917)اگر كسى تشهّد و سلام سجده سهو را عمداً و يا از روى ندانستن مسئله و يا سهواً نگويد، آيا سجده سهو او صحيح است؟
ج ـ اگر عمداً نگويد باطل است و بايد مجدداً به جا آورد اما اگر سهواً نگفته مانعى ندارد و نماز و سجده او صحيح است.
(س 918) اگر نمازگزار در نماز، هنگامى كه بايد سلام بدهد، از روى فراموشى (نه از روى شكّ در ركعات) بلند شود، نمازش چه حكمى دارد؟
ج ـ نشستن به جاى ايستادن و بالعكس، اگر از روى فراموشى باشد، مضرّ به نماز نيست، لذا نمازش درست است، امّا احتياط در هر نشستن و ايستادن بى جا، به جا آوردن سجده سهو است. 27/10/70
(س 919) اگر در يك نماز، دو مورد سجده سهو پيش آيد، آيا يك سجده سهو كفايت مى كند؟
ج ـ هر كدام، سجده سهو جداگانه دارند. 25/8/75
(س 920)اگر كسى اذكارى را به قصد ذكر مطلق، قبل از تشهّد سجده سهو بگويد، چه طور است؟ در صورت مبطل بودن، اگر كار او از روى ندانستن مسئله بود، چه طور؟
ج ـ سجده سهوهاى گذشته، صحيح است؛ ولى نسبت به آينده، همان گونه كه تشهّد در نماز خوانده مى شود، بخوانيد. 14/7/78
(س 921) در نمازهاى واجب دو يا سه ركعتى، اگر در يك ركعت آخر كه بايد سلام بدهيم، سهواً به حالت تجافى مى خواهيم كه بلند شويم، ولى يادمان مى آيد كه بايد سلام نماز را بدهيم و نماز را سلام مى دهيم. آيا اين گونه نماز، صحيح است؟ و آيا سجده سهو لازم است؟
ج ـ نماز، صحيح است و نيازى به سجده سهو نيست. 12/9/77

(س 922)از آن جا كه در نمازهاى مستحبّى، هر نماز به جهت آيات و دعاها كيفيت و اجراى خاصّ خود را دارد، آيا مى توان به علّت ناآشنايى و اشكال در اجراى آن آيات و دعاها، به نيّت نماز مورد نظر، فقط به صورت دو ركعتى اجرا نمود؟
ج ـ آن نماز مخصوص، حتماً بايد با همان كيفيت خاص انجام گيرد؛ امّا نمازهاى مستحبّى به طور كلّى دو ركعتى هستند و به حمد تنها هم مى توان اكتفا كرد. 6/5/76
(س 923) آيا نمازهاى مستحبى كه اسماً به آن ها نافله گفته نمى شود (مثل غفيله، نماز اول ماه و نمازهاى ديگر)، چنانچه در وقت خوانده نشود، مى توان بعداً آن ها را قضا كرد؟
ج ـ نمازهاى مستحب كه مقيّد به وقت است (مثل نماز اول ماه، نماز غفيله و مانند آن ها) قضا ندارد، چون آنچه بعداً به جا آورده مى شود، به سبب نداشتن قيد، قضا محسوب نمى شود و بين امر مقيّد و غير مقيّد، تضادّ و تباين وجود دارد، آرى، در نوافلى كه وقت، ظرف آن هاست (مانند نوافل يوميه)، قضاى آن ها صحيح و مشروع است. 11/12/75
(س 924) در رساله توضيح المسائل (وقت نافله هاى يوميّه)، درباره وقت نافله عشا آمده است: «بهتر آن است كه بعد از نماز عشا، بلافاصله خوانده شود» آيا منظور از بلافاصله، آن است كه قبل از تعقيبات و متّصل به نماز عشا باشد، يا بعد از تعقيبات؟ و كدام يك افضل است؟
ج ـ عبارت مسئله قصور دارد و مُراد آن است كه فاصله زياد نشود؛ و امّا نسبت به تعقيب ها و غير آن از مستحبّات بعد از نماز، بايد توجّه داشت كه مستحبّ است كه نافله عشا، در خاتمه آن ها قرار بگيرد. 19/3/77
(س 925) خواندن نماز غفيله در حالت نشسته چه حكمى دارد؟
ج ـ مانعى ندارد امّا در حال اختيار ثواب آن كمتر است. 17/3/81
(س 926) آيا تمام نمازهاى مستحب، حتّى نماز شب را مى توان در حال حركت خواند؟ كيفيت ركوع و سجده در اين گونه نمازها چگونه است؟
ج ـ جايز است همه نمازهاى مستحبى (مثل نماز شب) را در حال حركت بخواند و ركوع و سجده را با اشاره انجام دهد. 5/5/75
(س 927) آيا ذكر «بسم الله الرحمن الرحيم» بعد از حمد، قبل از آيه «اذ ذهب .....» و آيه «وعنده مفاتح الغيب....» لازم است يا نه؟ اگر لازم نباشد جايز است كسى به قصد فاصله انداختن بين حمد و آيه بسم الله بگويد؟
ج ـ جواز آن معلوم نيست و احوط، اگر نگوئيم اقوى، ترك است. 17/3/81
(س 928) اگر نمازگزار در نماز نافله، بعد از حمد، بخواهد سوره اى بخواند، آيا بايد يك سوره كامل بخواند، يا بخشى از آن را هم مى تواند بخواند؟
ج ـ قرائت قسمتى از يك سوره در نوافل و نمازهاى مستحب، كافى است، مگر آنكه نحوه خاصّى در آن نماز معتبر باشد، مانند نماز اول ماه كه در ركعت اول سى مرتبه سوره «توحيد» و در ركعت دوم سى مرتبه سوره «قدر» وارد شده است. 5/10/75
(س 929) در روز جمعه، نافله ظهر و عصر بيست ركعت است. طريقه خواندن آن چهار ركعت چگونه است؟ يعنى آن چهار ركعت را با نافله ظهر بايد خواند يا نافله عصر؟ آيا مى توان بين نافله ظهر و عصر تقسيم كرد؟
ج ـ دو ركعت از آن به نوافل ظهر و دو ركعت نيز به نوافل نماز عصر، اضافه مى شود؛ ترتيب ديگرى نيز دارد كه براى آگاهى بيشتر، مى توانيد به كتب مفصّله فقهى مراجعه كنيد. 30/2/74
(س 930) به عرض مى رساند كه در جواب استفتائى از حضرتعالى آمده است كه از چهار ركعت نماز نوافل اضافى روز جمعه، دو ركعت را به نوافل نماز ظهر و دو ركعت را به نوافل نماز عصر اضافه مى كنيم. دليل اين فتوا را مرقوم فرماييد.
ج ـ بعدالتحية و السلام عليكم و دعاء الخير لكم ولأمثالكم من الافاضل المتعهد و المقيد بالاحكام الاسلامية و العناية بالرسائل العمليه. مدرك آن چه در استفتاء مذكور آمده اولاً بيش از بيان جواز كه در سؤال سائل آمده نبوده كه آن هم از اولويت در تفريق كه مورد نظر همه اصحاب است مستفاد مى گردد و ثانياً آن جواز مورد صحيحه على بن يقطين عن ابى الحسن(عليه السلام) كه در وسائل حديث 4 باب 11 ابواب صلاة الجمعه و آداب ها آمده مى باشد و سند روايت، سند قبلى حديث است و صحيح مى باشد و ظاهر از تهذيب الأخبار علامه مجلسى(قدس سره) كه او را مرسله و دو حديث ندانسته صحيح بودن سند نزد ايشان مى باشد به علاوه كه صاحب وسائل براى او و براى حديث قبلى، سند ديگرى بيان فرموده كه آن سند نيز صحيح است و شبهه ارسال، قطع نظر از آن چه ذكر شد وجود ندارد و نظر صاحب وسائل مربوط به وجدان و اخبار به سند مى باشد و آنچه در پاورقى آمده عدم وجدان است كه عدم الوجدان ليس بقابل للمعارضه مع الوجدان مثل ما يقال فى تعارض المطلق و العموم انّ لسان العام بما انه بيان مقدم على لسان المطلق حيث انه لابيان، والبيان مقدم على السكوت و عدم البيان هذا مع انّ المتن لمثل صاحب الوسائل الخرّيت والمتخصّص المتتبع فى نقل الاحاديث و اسنادها و الذيل ممن لايكون بتلك المرتبة من الاحاطة فمع التعارض، الترجيح مع المتن قاعدةً و اعتباراً كما لا يخفى. 5/12/82
(س 931)نافله هاى روزانه كه قبل از هر نماز خوانده مى شود، مخصوصاً نماز شب در مسافرت، چه حكمى دارد؟ و اگر بخشى از آن بايد خوانده شود و ما موفّق به انجام آن نشديم، قضا دارد يا خير؟
ج ـ نوافل ظهرين و همين طور نافله عشا (وتيره) كه خودشان قصر مى شوند، از مسافر، ساقط است ونبايد بخوانند؛ ولى بقيّه نوافل، به استحباب خود باقى است. 25/9/78
(س 932) با توجه به اينكه دو ركعت نماز نشسته نافله عشا (نماز وتيره)، بدل از يك ركعت ايستاده است، آيا مى توان اين نماز را به صورت يك ركعت ايستاده خواند يا خير؟
ج ـ بنابر احتياط واجب بايد نشسته خواند و ايستاده خواندن كفايت نمى كند و ناگفته نماند كه نمازهاى مستحبى بايد دو ركعت باشد مگر در صلاة الوتر نماز نافله شب. 5/2/85
(س 933) نماز يك ركعتى آخر نماز شب (نماز وَتْر) آن را چگونه بخوانيم كه براى عموم، راحت تر باشد؟
ج ـ آنچه در يك ركعت وَتر مسلّم است، استغفار و طلب عفو به همان نحو است كه در مفاتيح آمده؛ امّا طلب مغفرت براى چهل مؤمن، جزء امور لازمه نماز وتر نيست و به هر نحو، فارسى يا عربى هم انجام گيرد، كفايت مى كند. 11/9/78
(س 934) در قنوت نماز وتر، آيا همه آنچه را كه وارد شده بايد خواند يا تا هر جايى كه بخوانيم، كفايت مى كند؟ آيا قنوت اصلاً لازم است؟
ج ـ خواندن تمام آنچه كه در باب قنوت نماز وتر وارد شده، موجب تقرّب و فضيلت بيشتر است، و سزاوار نيست كسى كه نماز شب مى خواند، قنوت نماز وتر را ترك كند، چون قنوت، مستحّب مؤكّد است؛ امّا قنوت، شرط صحّت نماز شب نيست. 2/3/68
(س 935) نماز امام زمان (عج) و نماز اميرالمؤمنين(عليهما السلام) چگونه به جا آورده مى شوند؟
ج ـ نماز امام زمان(عليه السلام)، دو ركعت است. در هر ركعت، سوره حمد را تا «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين» مى خوانيم و چون به اين آيه مى رسيم، صد مرتبه آن را مى گوييم و سپس، حمد را تمام مى كنيم و سوره توحيد (قل هو الله أحد) را يك بار مى خوانيم و چون از نماز فارغ مى شويم دعاى «اللهم عظم البلاء» را مى خوانيم، امّا نماز اميرالمؤمنين(عليه السلام)، چهار ركعت است؛ يعنى دو تا دو ركعتى و در هر ركعت، «حمد»، يك مرتبه و «قل هو الله»، پنجاه مرتبه و بعد از نماز، دعاى مخصوص دارد كه در مفاتيح الجنان بعد از اعمال روز جمعه آمده است. 16/5/79
(س 936)آيا در نماز على بن ابى طالب(عليه السلام) كه در مفاتيح مذكور است، بعد از ركعت دوم به سبك نمازهاى واجب، تشهّد خوانده مى شود يا خير؟
ج ـ تشهّد لازم دارد، مثل نماز واجب، و اين توضيح، لازم است كه همه نمازهاى مستحبّى دو ركعتى هستند، به غير از نماز وَتر و اعرابى. 1/9/79
(س 937)آيا خواندن نماز امام زمان(عليه السلام)، مخصوص مسجد مقدّس جمكران است يا اين كه در مكان هاى ديگر هم مى شود خوانده شود؟
ج ـ نماز امام زمان (عج) كه كيفيّت آن در كتاب مفاتيح الجنان آمده، اختصاص به مكان خاصّى ندارد. 15/9/79
(س 938) آيا نوافل را بايد به جهر خواند يا به اخفات؟
ج ـ به هر نحو در مستحبات بخوانيد، كافى است، امّا براى زن، آهسته خواندن بهتر است. 16/11/68
(س 939)آيا انسان مى تواند در نمازهاى مستحبّى، مانند نماز شب و... ، براى خدا و يا با عشق به ائمه اطهار و خصوصاً امام زمان(عليه السلام) سرود يا شعر بخواند؟
ج ـ بعد از دعا به عربى خواندن اشعارى كه متضمّن دعا و ذكر است، مخصوصاً آنچه منسوب به ائمه معصومين ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ است، مانعى ندارد، هر چند بهتر اين است كه در ادعيه و قنوت ها روش جديدى به وجود نياوريم و به سنّت هاى اسلاف صالحين و ادعيه اولياى مخلصين، بسنده نماييم. 24/9/76
(س 940) آيا دست دادن بعد از نماز، مستحب شرعى است؟ و اگر احتمال بدعت بدهيم، بهتر نيست در آينده ترك شود؟
ج ـ چون مصافحه همه جا ولو با فصل كوتاه هم، مستحب است، نبايد جلوگيرى كرد.
(س 941)بعضى اوقات ديده شده كه عدّه اى نماز فريضه را به جاى نافله مى خوانند؛ مانند اين كه در شب هاى قدر در ماه رمضان، به جاى صد ركعت نافله وارد شده، شش شبانه روز نماز قضا مى خوانند. اكنون آيا نماز قضاى آنان، مجزى از آن نافله ها هست يا نه؟ يا اميد است ثواب نافله وارد شده را نيز داشته باشد؟
ج ـ قضاى نمازى كه برايش واجب است، ثواب نماز واجب را دارد كه زيادتر از نماز مستحبّ است؛ ليكن آثار و فوايد نوافل را ندارد و انسان بايد تلاش كند كه نوافل را به جا بياورد تا از فيض نمازهاى وارد شده در ليالى ماه مبارك رمضان و ليالى قدر، محروم نماند. 16/12/76
(س 942)اگر نافله ظهر و عصر بعد از فوت در وقت در همان روز خوانده شود، آيا اشكال دارد؟
ج ـ مستحّب است در قضاى نوافل، تعجيل شود و افضل آن است كه قضاى نوافل شب را در شب و روز را در همان روز يا روزهاى ديگر به جا بياورند. 11/6/77
(س 943) درنمازهاى جماعت بلافاصله پس ازاقامه نماز ظهر نماز عصرشروع مى شود ووقتى براى ادا نافله عصر نمى ماند حتى بعضى اوقات دو ركعت از نافله عصر را خوانده كه نماز جماعت عصر شروع مى شود و فرد مجبور مى شود آن را رها كند و به نماز جماعت برسد حال بفرماييد براى اين كه هم به فضيلت نماز جماعت رسيد و هم ثواب نافله را بتوان برد چگونه بايدعمل نمود؟
ج ـ مى توان نوافل را بعد از نماز جماعت بجا آورد. 8/2/82
(س 944) آيا زن مى تواند بدون اجازه شوهر، روزه و نماز خود را به جا آورد؟
ج ـ در باره نماز و روزه واجب، اجازه شوهر، لازم نيست، «لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق». 19/12/75
(س 945)چنانچه پدرى فرزند خود را بدون دليل از رفتن به مسجدى خاص جهت اقامه جماعت و فعّاليت هاى فرهنگى منع كند و حتّى اعلام عدم رضايت كند و در مقابل، او را به رفتن به مسجد يا مساجد ديگر دعوت نمايد، تكليف فرزند چيست؟ و نماز او چه حكمى دارد؟
ج ـ اطاعت، لزوم اخلاقى دارد نه شرعى و قدر متيقّن از ادلّه حرمت، ايذاى آن هاست نه اطاعت مطلقه. آرى، احسانْ مطلوب است و بايد توجّه داشت كه پدران و مادران، همانند بزرگ سالان ديگر، غالباً تجربه زيادترى در مسائل اجتماعى دارند و لذا از تجربه هاى آن ها كه در اختيار انسان مى گذارند، بايد استفاده نمود و تجربه هايشان را مورد كسر و انكسار قرار داد و احسن آن را انتخاب نمود.
(س 946)آيا براى شركت فرزند (دختر يا پسر)، در نماز و كارهاى مستحبّى و نيز شركت در مراسم شعاير اسلامى، رضايت والدين شرط است يا نه؟
ج ـ اعمال مستحبّى اولاد، اگر سبب اذيّت پدر و مادر يا جدّ شود، جايز نيست؛ بلكه اگر سبب اذيّت آنان نشود، ولى او را از گرفتن مثل روزه مستحبّى منع كنند، احتياط واجب آن است كه روزه نگيرند. 10/7/79
(س 947)آيا مى توان هم حجره اى را براى نماز شب و نمازهاى مستحبّى و نماز اوّل وقت، بيدار كرد، در صورتى كه او راضى نيست؟
ج ـ با فرض عدم رضايت، جايز نيست. 30/1/78
(س 948)نيابت در مستحبّات در حال حيات هم جايز است. آيا در كلّ مستحبّات، مثلاً حتّى غسل جمعه يا نافله شب هم چنين است؟ قاعده و معيار چيست؟
ج ـ نيابت در همه اعمال مستحبى، مانعى ندارد. 27/2/78
(س 949)آيا بعد از استماع آيه شريفه سوره مباركه احزاب: «انّ الله و ملائكته يصلون على النبى...»، كه معمولاً به عنوان دعاى بعد از نماز خوانده مى شود، فرستادن ذكر شريف صلوات، واجب است؟ و اگر كسى در حال نماز باشد، آيا ذكر صلوات، بر او هم لازم است يا خير؟
ج ـ واجب نيست، كما اين كه تركش در نماز هم مضر نيست. 10/12/76
(س 950) فردى مدت طولانى عملى را در نماز، به تصور اينكه ايرادى ندارد، انجام مى داده است، ولى حالا متوجه اشكال آن شده است. وضعيت نمازهاى او چگونه است؟
ج ـ به نظر اينجانب نمازهايش به خاطر غفلت و جهلش صحيح بوده مگر آنكه كارى كه انجام مى داده برگردد به زياده يا نقيصه در اركان نماز كه بايد قضا نمايد. 5/2/85
(س 951)آيا اين درست است براى اين كه در نماز حواسمان را كاملاً جمع كنيم و به چيزى فكر نكنيم، بايد از تربت كربلا جهت مُهر استفاده كنيم؟ و آيا در صورتى كه ساير شرايط نماز را رعايت كنيم نمازمان صحيح است؟
ج ـ ثابت نيست و جمع بودن حواس، جزو شرايط صحّت نماز نيست. 17/1/78
(س 952)هل يجب على الشخص الذى نومه ثقيل أن يشترى أدوات الاستيقاظ كالمنبّهة أو أن يوصى شخصاً يوقظه؟
ج ـ يجب على الشخص الذى نومه ثقيل اليقظة من النوم للصلاة بأىّ وجه و طريق ممكن من اشتراء أدوات الاستيقاظ و الوصية للأشخاص.
(س 953)بستن چشم ها جهت كسب حضور قلب در نماز چه حكمى دارد؟
ج ـ بستن چشم ها در نماز، مكروه است. 30/9/79
(س 954) آيا هميشه كراهت در عبادت، به معناى «أقلّ ثواباً» است يا معناى ديگرى هم دارد؟
ج ـ اگر عبادت داراى بدل است (مثلاً خواندن نماز در حمام)، در اين گونه موارد، به معناى اقلّ ثواباً است؛ امّا اگر بدون بدل است (مانند روزه روز عاشورا يا قرائت قرآن در حال حيض)، به معناى رجحان ترك است، و اينكه عنوان ارجحى مانند عدم تشبّه به بنى اميه، بر ترك آن مثلاً منطبق است، و به جا نياوردن بهتر از انجام آن است.
(س 955) اگر شخصى نماز واجب خود را بخواند و بعد از نماز فكر كند كه نماز را بهتر ادا كند و قبل از آنكه وقت همان نماز بگذرد، نماز يا نمازها را دوباره به جا آورد. با توجه به اينكه به جا آوردن واجب، روى واجب است، آيا اين كارش صحيح است يا خير؟
ج ـ اگر به صورت وسواس باشد، جايز نيست. 20/4/75


كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به موسسه فرهنگي هنري فقه الثقلين مي باشد
نشاني: قم، خيابان شهيد محمد منتظري، كوچه 8، شماره 8 - تلفن: 7832802 - دورنگار: 7832803