يكى از وسايل ارتباط بندگان با خدا، مسئله دعا و نيايش است. دعا، يك برنامه عمومى براى همه كسانى است كه مى خواهند با خدا راز و نياز كنند. روح هر عبادتى، قرب به خدا و راز و نياز با اوست. دعا، پاك ترين و قوى ترين نحوه برقرارى ارتباط انسان با خالق حكيم و مهربان است و فرق اساسى انسان با ساير موجودات علاوه بر داشتن اراده و تفكر، داشتن چنين ارتباطى با خداست كه به صورت عشق همراه با معرفت به خداوند تجلّى مى كند.
دعا، توجه آگاهانه و جدىِ فطرت پاك انسانى با خالق در تمامى حالات بخصوص در تنهاترين و غريبانه ترين حالاتش است كه از سَرِ آگاهى به جنبه هاى گوناگون نيازها و يا اعتراف به پليدى گناهان خود و اظهار توبه به درگاه او، به وجود مى آيد.
نيايش، اصولا كشش روح به سوى كانون غير مادى جهان است. به طور معمول نيايش عبارت است از: تضرّع، ناله، طلب يارى و استعانت از خداوند.
در روايات اسلامى است كه دعا، اسلحه مؤمن است. اصحاب در محضر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) جمع شده بودند آن حضرت رو به اصحاب كرد و فرمود:
آيا شما را به اسلحه اى كه موجب نجات شما از دشمن مى گردد و باعث افزايش روزى شما مى شود راهنمايى نكنم! حاضران عرض كردند: چرا يا رسول الله! در اين موقع پيامبر فرمود: شب و روز، پروردگار خود را بخوانيد و دعا كنيد «فَاِنّ سَلاحَ المُؤمن الدُّعا»;[243] اسحله مؤمن دعا است.
دعا، ابزارى فوق العاده است كه به انسان نيرو مى دهد. در قرآن خداوند به پيامبر خطاب مى كند: اگر بخواهى اين بار سنگين را به آخر برسانى، از دعا استفاده كن.
دعا به معناىِ صدا زدن و خواندن ديگران است:
(فَاِذا رَكِبُوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُا اللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ);[244] هنگامى كه سوار بركشتى شوند، خدا را با اخلاص مى خوانند.
(وَ اِذا سَأَلَكَ عِبادى عَنّى فَاِنّى قَريبٌ اُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ);[245] هنگامى كه بندگان من از تو درباره من سؤال كنند، بگو من نزديكم، دعاى دعا كننده را به هنگامى كه مرا بخواند، پاسخ مى گويم.
انسان در هر حال نيازمند عنايت و امداد خداوند است:
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللهِ وَاللهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ);[246] اى مردم! شما نيازمندان به خدا هستيد و تنها خداوند است كه بى نياز و شايسته حمد و ستايش است.
همان گونه كه او بى نياز مطلق است، انسان ها فقير مطلق اند. او نيازى به عبادت ما ندارد; اين ما هستم كه از طريق عبات و اطاعت او راه تكامل را مى پيماييم و نبايد دست نياز به درگاه غير او دراز كنيم.
يكى از اصحاب امام باقر(عليه السلام) از آن حضرت پرسيد: كدام عبادت بهتر است. حضرت فرمود: چيزى از براى خداى عزوجل بهتر از اين نيست كه از آنچه نزد اوست، از او درخواست شود.
دعاى على(عليه السلام): رُوِىَ اَنَّهُ دَعا بِهِ يَوْمَ الْجَمَل قَبْلَ الْواقِعَة;[247] روايت شده كه على(عليه السلام) قبل از جنگ جمل، دعا فرموده است.
در بخشى ديگر از اين دعا و مناجات به درگاه الهى عرضه مى كند: اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ فِى هذِهِ الدُّنْيا سَعْيى لَكَ وَ فِى طاعَتِكَ وَ امْلاَ قَلْبِى مِنْ خَوْفِكَ... اَللّهُمَّ اجْعَلْ دَرَجاتى فِى الْجِنانِ رَفيعَةً يا رَبِّ مَنَّ عَلَىَّ بِذلِكَ فَاِنَّكَ تَتَوّلَى الصّالِحينَ;[248]خدايا! تمام سعى و تلاشم را در اين دنيا براى خودت و در راه اطاعت خودت قرار بده و قلبم را از ترس خودت پر كن...، خدايا! درجاتم را در بهشت در اعلى درجه قرار بده; خداى من! با اين فضل و رحمت بر من منّت بگذار، همانا تو سرپرست و مولاى صالحان هستى.
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْت وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِساب ثُمَّ اجْعَلْنى اَعْمَلُ ابْتِغاءَ وَجْهَكَ، اَللّهُمَّ وَ اسْئَلُكَ قَلْباً سَليماً ثابِتاً حَفيظاً مُنيباً يَعْرفُ الْمَعْروُفَ...، اَللّهُمَّ اجْعَلِ النُّورَ فِى بَصَرى وَالْيَقينَ فِى قَلْبِى وَ خَوْفُكَ فِى نَفْسِى وَ ذِكْركَ عَلى لِسانِى...;[249]
پروردگارا! از تو راحتىِ هنگام مرگ را و در قيامت عفو تو را مى خواهم; آن گاه مرا چنان كن كه عملم براى رضاى تو باشد و از تو قلب سليم و ثابت، حافظ دين و منيب مى خواهم كه كارهاى نيك را بشناسد; خدايا! نور معنويت را در چشمم و يقين را در قلبم و ترس از تو را در جانم و ياد تو را در زبانم قرار بده...
در دعاى امام حسن(عليه السلام) است كه به درگاه الهى عرضه مى كند: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ اَنْ تَجْعَلَ لِى مِنْ عُسْرِى يُسْراً;[250] خدايا! از تو مى خواهم بر محمد و آلش درود فرستى و كارهاى سخت و مشكل را برايم آسان بگردانى.
2. عَنْ اَبى عَبْدالله(عليه السلام) قالَ: اِنَّ الدُّعا يَرُدُّ الْقَضاءَ وَ اِنَّ الْمُؤمِنَ لَيَذْنِبُ فَيَحْرُمُ بِذَنْبِهِ الرِّزْقَ;[252] امام صادق(عليه السلام)فرمود: دعا قضاى الهى را عوض مى كند و وقتى مؤمن گناه كند، از رزق الهى محروم مى شود.
3. قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): داوُوا مَرْضاكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَادْفَعُوا اَبْوابَ الْبَلاءِ بِالدُّعا;[253] پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: بيمارانتان را با دادن صدقه دوا كنيد و درهاى بلا را با دعا ببنديد.
4. عَن الصّادِقِ(عليه السلام) قالَ: ثَلاثٌ لايَضُرُّ مَعَهُنَّ شَىءٌ: اَلدُّعا عِنْدَ الْكُربات وَ الاِْسْتِغْفارَ عِنْدَ الذَّنْبِ وَ الشُّكْرَ عِنْدَ النِّعْمَةِ;[254] امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: سه چيز است كه با آنها ضررى به انسان نمى رساند: دعا در سختى ها; استغفار هنگام گناه; و شكر هنگام رسيدن به نعمت.
5. قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): اِنَّ اَعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعا;[255] پيامبر مى فرمايد: عاجزترين مردم كسى است كه از دعا عاجز باشد.
6. انه سئل اميرالمؤمنين(عليه السلام) اَىُّ الْكَلامِ اَفْضَل عِنْدَالله عَزَّوَجَلَّ؟ قالَ: كَثْرَةُ ذِكْره، وَ التضرُّعُ اِلَيْه وَ دعاؤه;[256] از امام على(عليه السلام) سؤال شد كدام كلام نزد خداوند افضل است فرمود: فراوان ياد خدا كردن و تضرّع و زارى و دعاى بسيار كردن به درگاه خداوند.
7. قالَ رَسوُل الله(صلى الله عليه وآله): ألا أدُّلُكُمْ عَلى سِلاح يُنْجِيكُم مِنَ عَدُوِّكُمْ وَ يَدُرُّ رِزْقَكُمْ؟ قالوا: نَعَمْ، قال: تَدْعوُنَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ، فَاِنَّ سِلاحَ الْمُؤْمِنِ اَلدّعاء;[257] پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: آيا شما را راهنمايى كنم به سلاحى كه شما را از دشمن نجات دهد و رزق شما را فراوان كند. گفتند: آرى يا رسول الله! حضرت فرمود: خدا را شب و روز بخوانيد، زيرا كه دعا، سلاح مؤمن است.
8. قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): ما مِنْ شَىء اَكْرَم عَلَى الله تَعالى مِنَ الدُّعاء;[258]پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: هيچ چيز بهتر و گرامى تر از دعا نزد خداوند نيست.
9. قالَ عَلِىٌّ(عليه السلام): اَحَبّ الأعْمالِ اِلَى الله عَزَّوَجَلَّ فِى الاَْرْضِ الدُّعاء وَ اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اَلْعِفاف;[259] على(عليه السلام)مى فرمايد: بهترين و محبوبترين اعمال نزد خداوند در زمين دعاست و بهترين عبادت عفت است.
10. عَنِ الرضا(عليه السلام) اِنّهُ كانَ يَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَيْكُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبياء، فَقيلَ: وَ ما سِلاحُ الانْبِياء؟ قالَ: اَلدُّعاء;[260] امام رضا(عليه السلام) به اصحابش فرمود: شما را سفارش مى كنم به سلاح انبيا. عرض كردند سلاح انبيا چيست؟ فرمود: دعاست.
11. وَ قالَ(صلى الله عليه وآله) لا تَعْجِزُوا عِنِ الدُّعاء فَاِنَّهُ لَمْ يُهْلَك مَعَ الدُّعاء اَحَدٌ وَ اسْألوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ فَاِنَّهُ يُحِبُّ يَسأل; پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: از دعا غافل و عاجز نباشيد، بدرستى كه با دعا كسى هلاك نشد و از فضل و كرم خدا بخواهيد، چون خداوند دوست دارد كه از او چيزى خواسته شود.
گفته شد كه دعا كليد بخشش خداوند و وسيله رسيدن به هر حاجت است. نعمت ها و بركات نزد پروردگار است و جز با دعا نمى توان به آن رسيد. اينك به مختصرى از آثار و بركات دعا اشاره مى شود:
قالَ الصّادِقُ(عليه السلام): رَكْعَتانِ فِى جَوْفِ اللَّيْلِ اَحَبّ لى مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها; امام صادق(عليه السلام) فرمود: دو ركعت نماز در دل شب براى من، از دنيا و آنچه در آن است بهتر است.
وقتى كه حضرت موسى(عليه السلام) به مناجات مى رفت، كسى گفت: اين همه گناه مى كنم، چرا خدا عذاب نمى كند، خطاب آمد: عذاب از اين بالاتر كه از دعاى من لذّت نمى برى. يا موسى به او بگو همين كه از دعا كردن محروم هستى، اين بزرگترين عذاب است.
انسان همين كه موفق به دعا شد، معلوم مى شود خود را شناخته است. علماى علم كلام مى گويند: انسان از خودشناسى مى تواند به خداشناسى نائل شود و بعد از شناخت خود مى تواند خدا را بشناسد، و كسى كه در مقابل او مى ايستد و با خدايش مناجات مى كند، چنين شخصى خود را درك نموده و به خداوند نزديك شده است.
انسان با دعا كردن به حالت تواضع مى رسد و خود را در مقابل غناى مطلق پروردگار ناچيز مى داند. با دعا كردن، حالت خشوع و خضوع به انسان دست مى دهد و غرور و تكبر و منيّت از وى سلب مى شود.
با دعا كردن دل، انسان از آلودگى ها پاك مى شود، بيمارى هاى روحى انسان با دعا برطرف مى شود. قرآن مجيد مى فرمايد: قلب سليم، قلبى پاك از شرك و خالص از معاصى و كينه و نفاق است. در روايات از اين قلب به حرم خدا تعبير شده است. در حديثى از امام صادق(عليه السلام)مى خوانيم: «اَلْقَلْبُ حَرَمُ الله فَلا تَسْكُنْ حَرَمٌ الله غَيْرَ الله»;[261] قلب، حرم خداست، پس غير از خدا كسى را در حرم وى جاى مده.
انسان مى تواند با همين سلامت قلب، به صفاى باطن دست يابد و به طور كلى پرده ها و حجاب هاى دنيوى را از خود دور كند. اگر خدا بر دل حاكم شد، طاغوت هاى درونى مى روند و نماز و روزه و دعا براى اين است كه خدا بر دل ها، حاكم باشد.
(اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ);[262] خداوند ولىّ و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده اند، آنها را از ظلمت ها به سوى نور بيرون مى برد; امّا كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوت مى باشند و آنها را از نور به سوى ظلمت ها بيرون مى برند; آنان اهل آتش اند و هميشه در آن خواهند ماند.
يكى ديگر از آثار دعا، از بين بردن غم و اندوه و حالت اضطراب در انسان است. اين دعا است كه به انسان نشاط و شادابى مى بخشد و او را از آشفتگى و دلهره بيرون مى آورد و به او آرامش مى دهد. خداوند در قرآن مى فرمايد: (اَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ);[263] آگاه باشيد، با ياد خدا دل ها آرامش مى يابد.
انسان اگر از حالت دعا و تضرّع دور باشد، آينده خويش را تاريك و مبهم مى بيند، احتمالِ زوال نعمت ها، گرفتارى و نيازها انسان را رنج مى دهد; اما دعا و ذكر خداوند اين گونه نگرانى ها را از ميان مى برد و به انسان آرامش مى دهد. گاهى نگرانى انسان از گناهانى كه انجام داده است، او را نگران مى سازد، اما توجه به اين نكته كه با دعا مى توان به خداوند غفّار نزديك شد و از او طلب آمرزش كرد، به او آرامش مى دهد.
يكى ديگر از ثمرات دعا اين است كه، انسان هميشه و در هر حال به ياد خداوند است تا جايى كه خداوند مى فرمايد: (اَقِمِ الصَّلاة لِذِكْرى)[264]و تمام اعمال و عبادات او براى خدا مى شود و هيچ چيز او را از ياد خدا باز نمى دارد و نماز و دعا مؤثرترين راه براى فراموش نكردن او مى باشد: (رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ)[265]مردانى كه نه تجارت و نه معامله آنها را از ياد خدا و بر پاداشتن نماز غافل نمى كند. مردانى كه هميشه به ياد خدا هستند، جاذبه هاى دنياى فريبنده، آنها را از حق غافل نمى سازد. در روايات هم دعا و به ياد خدا بودن، بهترين عبادت شمرده است: «افضل العبادات الدعاء»،[266] ياد خدا بودن، كه از ثمرات دعاست، فايده ديگرى هم دارد كه همان ترك گناه مى شود (اِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر).[267]
انسان براى تقويت اراده و برطرف كردن ناراحتى ها به تكيه گاهى احتياج دارد و براى اينكه از اضطراب و دلهره و تاريكى ها بدرآيد و به آينده اميدوار شود، نيازمند به يك ارتباط معنوى است و دعا چراغ اميد را در دلِ انسان روشن مى سازد. افرادى كه دعا و نيايش را فراموش كنند، با عكس العمل هاى نامطلوب روانى و اجتماعى مواجه خواهند شد. در جامعه اى كه مردمش بى نياز از دعا باشد، معمولا در آن جامعه فساد رواج پيدا مى كند، آنان كه براى دعا اثر تخدير قائل اند و مى گويند كه دعا مردم را از كار و كوشش و استفاده از وسايل پيشرفت باز مى دارد، معناى دعا را نفهميده اند، زيرا معناى دعا اين نيست كه از ابزار و علل طبيعى دست بكشيم و به جاى آن دعا كنيم، بلكه مقصود اين است كه بعد از آنكه نهايت كوشش خود را در استفاده از همه ابزار موجود به كار بستيم، آنجا كه دست ما كوتاه شد و به بن بست رسيديم، به سراغ دعا برويم.
نيايش، در عين حال كه براى انسان آرامش را به ارمغان مى آورد، باعث شكوفايى قواى مغزى او مى شود، و از ديگر سو، توجه و شايستگى بيشترى براى درك فيض خداوند پيدا مى كند همچنين دعا، بهترين نوع عبادت و خضوع و بندگى است و انسان با دعا، توجه تازه اى به ذات خداوند پيدا مى كند.
كسانى كه مقام و منزلت دعا و معنا و مفهوم آن را درك نكرده اند، مى گويند: دعا، با مقام رضا و تسليم در برابر اراده خداوند منافات دارد و حال آنكه گفته شد كه دعا، نوعى كسب قابليت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض پروردگار است و كسى كه مى خواهد چنين فيضى را كسب كند، بيشترين تسليم را در برابر قوانين آفرينش دارد و رسيدن به آن مقام، سؤال كردن از خداوند است و خودِ خواستن يك نوع تسليم و خضوع در برابر فضل و كرم خداوند است.
عَنْ اَبى عَبْدالله (عليه السلام)قالَ: اِنَّ عِنْدَالله عَزَّوَجَلَّ مَنْزِلَةً لايَنالُ اِلاّ بِمَسْأَلَةِ وَ لَوْ اَنَّ عبداً فاهُ وَلَمْ يَسْألْ لَمْ يُعْطَ شَيْئاً فَسْئَلْ تُعْطَ;[268] امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: همانا نزد خداوند مقاماتى است كه كسى به آن نمى رسد، مگر به درخواست و دعا كردن; و اگر بنده اى دهان خود را ببندد و درخواست نكند، چيزى به او داده نشود، پس درخواست كن تا به تو داده شود.
عَنْ اَبى عَبْدالله(عليه السلام) قالَ: مَنْ لَمْ يَسْأَلِ الله عَزَّوَجَلَّ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ افْتَقَرَ;[269] امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: هر كه از فضل خداوند عزّوجلّ درخواست نكند، نيازمند و فقير گردد.
دعا، خود آگاهى و بيدارى دل و پيوند باطنى با مبدأ است. انسان با دعا، پيوندى نزديك با خدا پيدا مى كند و اثرات آن در زندگى آشكار مى شود. در روايات اسلامى شرايطى براى استجابت دعا آمده است:
براى اجابت دعا بايد قبل از هر چيز، در پاكى قلب و روح كوشيد و از گناه توبه كرد و خودسازى نمود.
عَنِ الصّادِقِ(عليه السلام) قالَ: اِيّاكُمْ اَنْ يَسْئَلَ اَحَدُكُمْ رَبَّهُ شَيْئاً مِنْ حَوائِجِ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ يَبْدَءُ بِالثَّناءِ عَلَى اللهِ وَ الْمِدْحَة لَهُ وَ الصَّلاةِ عَلَى النَّبِى وَ آلِهِ ثُمَّ الاِْعْتِرافُ بِالذَّنْبِ ثُمَّ الْمَسْألَة;[270] امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: مبادا يكى از شما از خدا تقاضايى كند، مگر اينكه نخست حمد و ثناى او را به جا آورد و بر پيامبر و آل او درود بفرستد، بعد به گناه خود نزد او اعتراف كند، سپس خواسته خود را از او بخواهد.
يكى از شرايط استجابت دعا، معرفت الهى است. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) به معاذ بن جبل فرمود: اگر خدا را به طور شايسته مى شناختيد، به واسطه دعاى شما كوه ها نابود مى شد. در جريان مباهله كه ديده شد چگونه پيامبر وارد صحنه دعا شدند.
عَنِ النّبى(صلى الله عليه وآله) قالَ: يَقُولُ الله عَزَّوَجَلَّ: مَنْ سَأَلَنى وَ هُوَ يَعْلَمُ أنَّى اَضَّرُ وَ اَنْفَع أسْتَجيبَ لَهُ;[271] رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمود: خداوند مى فرمايد: هر كس از من درخواستى كند و بداند كه ضرر و نفع به دست من است، دعاى او را مستجاب مى نمايم.
وقتى به حالات اولياى حق مراجعه مى كنيم، مى بينيم كه آنان از جهت تقوا و پارسايى، و پاكيزگى انسان هاى سرآمدى بودند و در پيشگاه خدا مقرّب بودند، از اين رو دعاهاى آنان همواره قرين اجابت مى گشت.
ليث بن سعد مى گويد در سال 113 به حج مشرف شدم. روزى پس از نماز عصر از كوه ابوقبيس بالا رفتم، چون به بلندى رسيدم، ديدم مردى نشسته دعايى مى خواند، و آن قدر يا رب يا رب گفت كه نفسش قطع گرديد. آن گاه گفت: الهى! من انگورى مى خواهم مرا به انگور طعام فرماى و لباسم كهنه شده، با پيراهن بُرد مرا بپوشان.
ليث بن سعد گفت: سوگند به خدا هنوز سخنانش تمام نشده بود كه ديدم سبدى از انگور نزدش حاضر شد، در صورتى كه فصل، فصل انگور نبود و نيز دو بُرد در نزد وى نهاده شد، كه مثل آن را در دنيا نديده بودم. چون خواست انگور را ميل كند، پيش رفتم و گفتم: شريك مى خواهى؟ گفت: به چه جهت. گفتم: به جهت آنكه تو دعا خواندى و من آمين گفتم. گفت: بيا بخور و دست برد يكى از دو بُرد را به من داد. گفتم: نيازى ندارم.
از بالاى كوه پايين آمد تا رسيد بين صفا و مروه. در اينجا بود كه مردى به حضورش رسيد و گفت: اى فرزند رسول خدا! از آنچه كه خدا تو را پوشانيد، مرا بپوشان. ديدم آن بزرگوار دو بُرد خود را به آن مرد سائل داد و رفت. از سائل پرسيدم اين مرد عرب كيست؟ گفت: امام جعفر صادق(عليه السلام). پس از آن هر چه تفحص كردم، او را نيافتم و از نظرم غايب گشت.
محمد بن مسلم مى گويد: به امام باقر(عليه السلام) عرض كردم: ما فردى را مى نگريم كه در عبادت و خشوع و كوشش دينى بسيار جدّى است، ولى امامت شما را نپذيرفته است; آيا آن عبادات و كوشش هاى دينى او سودى به حالش دارد؟
امام فرمود: اى ابا محمد، مَثَل اهل بيت نبوّت(عليهم السلام) همانند آن خاندانى است كه در بنى اسرائيل بودند و هرگاه چهل شب عبادت و راز و نياز مى كرد و سپس دعا مى نمود دعايش به استجابت مى رسيد. ولى يكى از آنها چهل شب عبادت و راز و نياز كرد و سپس دعا نمود ولى دعايش مستجاب نشد. نزد عيسى(عليه السلام) رفت و گِله كرد و از عيسى(عليه السلام)خواست كه براى او دعا كند. عيسى(عليه السلام) وضو گرفت و نماز خواند و پس از نماز براى او دعا كرد. خداوند به عيسى(عليه السلام)وحى كرد آن بنده من از غير آن درى كه بايد بيايد، آمده است; او مرا مى خواند، ولى در دلش نسبت به نبوّت تو شك دارد. بنابراين، اگر او آن قدر مرا بخواند كه گردنش بريده شود و انگشتانش بريزد، دعايش را اجابت نمى كنم.
عيسى(عليه السلام) به آن مرد گفت: آيا تو خدا را مى خوانى ولى درمورد پيامبرش شك دارى؟
آن مرد گفت: اى روح خدا! سوگند به خدا همان گونه كه گفتى همان طور است; اكنون از خدا بخواه تا اين شك را از دل من بزايد.
حضرت عيسى(عليه السلام) دعا كرد، خداوند توبه او را پذيرفت و او مانند خاندان خود گرديد و پس از چهل شب عبادت دعايش مستجاب مى شد.[272]
يكى از شرايط قبولى دعا، اخلاص است و مؤمن بايد همواره با خلوص نيت خداوند را بخواند. قرآن مى فرمايد: گروهى از مردم به هنگامى كه خود را در ورطه هلاكت مى بينند، در اين موقع خدا را از روى اخلاص مى خوانند، اما هنگامى كه نجات يافتند، در زمين ستم مى كنند، اما انسان بايد در هر شرايطى خدا را خالصانه بخواند، و نه فقط به هنگام سختى; (دَعَوُالله مُخْلِصينَ لَهُ الدّينِ).[273]
قالَ الصّادِق(عليه السلام): اِنَّ اللهَ لايَسْتَجيب دُعاءَ بِظَهْرِ قَلْب ساه فَاِذا دَعَوْتَ فَاقْبَل بِقَلْبِكَ ثُمَّ اسْتَقينَ الاِْجابَة;[274] امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: خداوند دعايى را كه از دل غافل برخاسته باشد، مستجاب نمى كند. پس هر گاه دعا مى كنى، دل خود را متوجه خدا كن و يقين به اجابت داشته باش.
عَن النَّبى(صلى الله عليه وآله) اِنَّهُ قالَ: اُدْعُوا اللهَ وَ اَنْتُمْ مُوُقِنُونَ بِالاِْجابةِ وَ اَعْلَمُوا اِنّ اللهَ لا يَسْتَجيبُ دُعاءً مِنْ قَلْب غافِل لاه;[275] پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: خداوند را بخوانيد در حالى كه يقين به اجابت داريد و بدانيد كه خداوند دعايى را كه از قلب غافل برخاسته باشد، مستجاب نمى كند.
(وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ...).[276]
وقتى كه بندگانم از تو درباره من سؤال مى كنند، بگو: من نزديكم و دعاى دعاكننده را اگر مرا بخواند، اجابت مى كنم.
خداوند در اين آيه مى فرمايد كه هرگاه بندگان مرا بخوانند و نه انسان ها يا مخلوقات را. از افتخارات بزرگ انسان اين است كه خداوند او را عبد خطاب كرده است، انسان ابتدا بايد عبد شود تا به مقام رسالت برسد. در دعا هم بايد انسان به مقام عبوديت برسد، بعد دعا كند و توأم با عمل صالح باشد تا دعاى او به هدف اجابت برسد.
عَنْ رَسوُلِ الله(صلى الله عليه وآله): يا اَباذَر مَثَلُ الّذِى يَدْعُوا بِغَيْرِ عَمَل كَمَثَلِ الّذى يَرْمى بِغَيْرِ وَتَر;[277] رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: اى ابوذر! كسى كه بدون عمل صالح دعا مى كند، همچون كسى است كه از كمان بدون تير، رها مى كند.
كسى كه دوست دارد دعايش مستجاب شود، بايد به گردنش حقّ مردم نباشد.
عن جعفر بن محمد(عليه السلام): اِذا اَرادَ اَحَدَكُمْ اَنْ يُسْتَجابَ لَهُ فَليُطيّب كَسْبَهَ وَلتخرجْ مِنْ مَظالِم النّاسِ وَ اِنَّ الله لا يَرْفَعُ اِليه دُعاهُ عَبْدِ وَ فى بَطْنِه حَرامٌ اَوْ عِندَهُ مَظْلِمَةٌ لاَِحَدِ مِنْ خَلْقَهِ;[278] حضرت صادق(عليه السلام)مى فرمايد: هر گاه يكى از شما مى خواهد دعايش مستجاب شود، كسب خود را پاك كند و حقّ مردم را به آنان باز گرداند. خداوند دعاى بنده اى را كه در شكمش مال حرامى باشد يا در نزد او حقى از مردم ضايع شود، قبول نمى كند.
رُوِىَ اَنَّ مُوسى(عليه السلام) رَأى رَجُلا يَتَضَرَّع تَضرُّعاً عَظيماً وَ يَدْعُوا رافِعاً يَدَيْهِ وَيَبْتَهِلْ فَاَوْحَى الله تَعالى اِلى موُسى(عليه السلام)لَوْ فَعَلَ كَذا وَ كَذا لَمَا اسْتَجَبْتَ دُعائَه لاَِنَّ فِى بَطْنِهِ حَراماً وَ فِى بَيْتِهِ حَراماً;[279] حضرت موسى(عليه السلام) مردى را ديد كه زياد گريه و زارى مى كند و دست هاى خود را براى دعا بلند كرده بود. به موسى خطاب آمد كه اگر هر قدر دعا بكند و هر عملى انجام دهد دعايش مستجاب نمى شود، چون در شكمش غذاى حرام است و در خانه اش كار حرامى انجامى مى گيرد.
يكى ديگر از شرايط اجابت دعا، مبارزه با فساد و دعوت به سوى حق است، زيرا آنها كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك مى كنند، دعايشان مستجاب نمى شود:
عَنِ النَّبِى(صلى الله عليه وآله) اِنَّهُ قالَ: لَتَأمُرونَ بِالْمَعْروُف وَ لَتَنْهُن عَنِ الْمُنْكَر، اَوْ لَيُسلَطُنّ الله شِرارَكُمْ عَلى خِيارِكُمْ وَ يَدْعُوَا خِيارَكُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ;[280] پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد، والاّ خداوند بَدان و اشرار را بر نيكان شما مسلط مى كند و هر چه دعا كنيد مستجاب نخواهد شد.
امانت و درستكارى يكى ديگر از شرايط استجابت دعاست، زيرا آن كس كه به عهد خويش در برابر پروردگارش وفا نكند، نبايد انتظار داشته باشد كه از ناحيه پروردگار دعايش مستجاب شود.
خوب است كه انسان با خداى خود خلوت كند و در پنهان خدايش را بخواند.
عن الرضا(عليه السلام) قال: دَعوَةُ الْعَبْد سِرّاً دَعْوَةً واحِدةً تَعْدِلُ سبعين دعوةً علانية;[281] امام رضا(عليه السلام) مى فرمايد: يك دعا در خفا و پنهان، از هفتاد دعاى آشكار بهتر است.
دعا بايد دايمى باشد. اين گونه نباشد كه تنها در شدايد و سختى ها درب خانه خدا را بكوبيم.
سُئِلَ اَميرُالمُؤْمِنين(عليه السلام): اَىُّ الْكَلامِ اَفْضَل عِنْدَالله عَزَّوَجَلَّ. قالَ: كِثْرَةُ ذِكْرِهِ وَ التَّفرع اِلَيْه وَ دُعاؤُه;[282] از اميرمؤمنان(عليه السلام) پرسيدند: بهترين سخن نزد پروردگار چيست؟ حضرت فرمود: بسيار ذكر خدا كردن و تضرّع به سوى او و دعا كردن است.
عَنِ الصّادِق(عليه السلام) قالَ: اِنَّما هِىَ اَلْمِدْحَةٌ ثم الثّناءُ ثُمَّ الاِْقْرار بالذَّنب ثُمَّ الْمَسْئَلة انّه وَالله ما خَرَجَ عَبْدٌ مِنَ الذَّنْب اِلاّ بِالاقْرارِ;[283] امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: به هنگام دعا، نخست خدا را به صفات كمال مدح كن، سپس او را در مقابل نعمت هايش ستايش كن، بعد از آن اقرار به گناه كن و پس از آن خواسته ات را بگو، قسم به خداوند كه هيچ بنده اى از گناه بيرون نمى آيد، مگر با اقرار به گناهان.
عَنْ اَبى عَبْدالله(عليه السلام) قالَ: مَنْ قَدَّمَ فِى دُعائِهِ اَرْبَعين مِنَ الْمُؤْمِنين ثُمَّ دَعا لِنَفْسِهِ اُستُجيبَ لَهُ;[284] امام صادق(عليه السلام)فرمود: هر كس در دعاى خود چهل مؤمن را مقدم دارد و اول براى ايشان دعا كند و سپس براى خود، دعايش مستجاب مى شود.
عَنِ الصّادِق(عليه السلام) قالَ: مَنْ دَعا لاَِخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبُ وَكَّلَ اللهُ عَزَّوَجلَّ بِهِ مَلَكاً يَقُولَ: وَلَكَ مِثْلاه;[285] امام صادق(عليه السلام)فرمود: كسى كه براى برادر مؤمن خود درغياب او دعا كند، پس خداوند فرشته اى را براى او مى گمارد كه به او مى گويد: براى تو دو برابر است.
قالَ اَبُو عَبْدالله(عليه السلام) اِيّاكُمْ اَنْ يَسْأَل اَحَدٌ مِنْكُمْ رَبَّهُ شَيْئاً مِنْ حَوائِج الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ حَتّى يَبْدَأَ بِالثَّناءِ عَلَى اللهِ تعالى وَالْمِدْحَةُ لَهُ، وَالصَّلاةُ عَلى النَّبِىِ وَ الِهِ ثُمَّ الْمَسْأَلَة;[286] امام صادق(عليه السلام) فرمود: مبادا هيچ يك از شما چيزى از حوائج دنيا و آخرت از خداوند بخواهد، مگر اينكه نخست حمد و ستايش خداوند را به جا آورد و درود بر پيامبر و آل او بفرستند، بعد دعا كند.
و در دعاى مكارم الاخلاق امام سجّاد(عليه السلام) سر فصل هر يك از دعاها را با نام مبارك پيامبر عظيم الشأن(صلى الله عليه وآله)و اهل بيت ايشان(عليهم السلام) آغاز مى كند.
عَنْ اَبى عبدالله(عليه السلام) قالَ: لا يَزالُ الدُّعا مَحْجُوباً حَتّى يُصِلّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله);[287] امام صادق(عليه السلام)فرمود: پرده دعا برداشته نمى شود، تا اينكه بر پيامبر و آل او صلوات بفرستى.
عَنِ الصّادِقِ(عليه السلام): مَنْ دَعا وَلَمْ يَذْكُر النَّبِى(صلى الله عليه وآله) رَفْرَفَ الدُّعاءَ عَلى رَأسِهِ فَاِذا ذَكَرَ النَبّى(صلى الله عليه وآله) رَفَعَ الدُّعاءُ;[288] از امام صادق(عليه السلام) روايت شده است: هر كس دعا كند و پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ياد نكند و بر او صلوات نفرستند، دعا بر بالاى سرش بال مى زند و وقتى صلوات فرستاد، دعايش بالا مى رود.
روزى پيامبر(صلى الله عليه وآله) در مسجد ديد مردى وارد مسجد شد، دو ركعت نماز خواند و بعد از نماز دست بر دعا برداشت و دعا كرد.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: اين بنده در دعا و درخواست خود از خدا، شتاب كرد و قبل از ثناى الهى دعا نمود.
سپس مرد ديگرى وارد مسجد شد و دو ركعت نماز خواند. پس از نماز ثناى الهى به جا آورد و بعد بر محمد(صلى الله عليه وآله) و آلش صلوات فرستاد، آن گاه دعا كرد.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) روش دعا كردن او را پسنديد نزد او رفت و به او فرمود: سَلْ تُعْطَ; درخواست كن كه به تو داده شود.[289]
شفاعت پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امامان(عليهم السلام) باعث تقرّب به پروردگار مى گردد و در مفهوم وسيع توسل داخل است. پيروى از پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام) و گام نهادن در جاى گام آنان، موجب نزديكى به خداوند است. منظور اين نيست چيزى از شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله) يا امام(عليه السلام) مستقلا تقاضا شود، بلكه منظور اين است با اعمال صالح و پيروى از پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام(عليه السلام) و يا سوگند دادن خداوند به مقام آنان، از خداوند چيزى را بخواهند. على(عليه السلام) در نهج البلاغه مى فرمايد:
اِنَّ اَفَضَل ما تَوسَّلَ بِهِ المُتَوَسِّلون اِلَى اللهِ سُبْحانَهُ تَعالى اَلاْيمانِ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ;[290] بهترين چيزى كه به وسيله آن مى توان به خدا نزديك شد، ايمان به خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله) است.
خداوند هم در قرآن براى تقرّب به خود به انسان ها دستور مى دهد از وسيله استفاده كنيد:
(يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا اِلَيْهِ الْوَسيلَةَ);[291] اى كسانى كه ايمان آورده ايد، پرهيزگارى پيشه كنيد و وسيله اى براى تقرّب به خدا انتخاب نماييد.
وسيله، هر كارى و يا هر چيزى را كه باعث نزديك شدن انسان به خداوند مى شود، شامل مى شود و مهمترين آنها، ايمان به خدا و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) است. در روايات است كه حضرت آدم(عليه السلام)، با آگاهى از آفرينش پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در آينده، به درگاه خداوند چنين عرض كرد:
يا رَبِّ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّد بِمَا غَفَرتَ لى;[292] خداوندا! به حقّ محمد(صلى الله عليه وآله) از تو مى خواهم مرا ببخشى.
هم چنين حضرت يونس(عليه السلام) هنگام وقوع در ظلمات براى رهايى از آن، به پيامبر و آل(عليهم السلام)متوسل شد.
براى اجابت بهتر و سريع تر دعا، بايد در زمان ها و مكان هاى خاصّى به دعا پرداخت. در روايات به اين زمان ها و مكان ها اشاره شده است و ما در ذيل به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
عَنْ عَلِىّ(عليه السلام) قالَ: اِغْتَنِمُوا الدُّعا عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِن: عِنْدَ قراءةِ الْقُرآن، وَعِنْدَ الأذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَيْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاء الصَفَّينِ للشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومَ، فَاِنَّها لَيْسَ لَها حِجابٌ دُونَ الْعَرْشِ;[293] عَلى(عليه السلام) مى فرمايد: دعا را در پنج جا غنيمت شماريد: هنگام قرائت قرآن، هنگام اذان، هنگام آمدن باران، هنگام رويارويى دو صف (از مؤمنين و كفار) براى قتال و موقع كمك خواستن مظلوم; چرا كه در اين موقع، حجابى غير از عرش نيست.
قالَ عَلِىَّ(عليه السلام) مَنْ كانَتْ لَهُ اِلَى رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ حاجَةً، فَلْيَطْلُبْها فِى ثَلاثِ ساعات: ساعَة فِى يَوْم الْجُمْعَةِ، وَ ساعَة نُزُولِ الشَّمْسِ حينَ تَهِبُّ الرِّياح وَ تُفْتَحُ اَبْوابَ السَّماء، وَ تُنْزِلَ الرَّحْمَة، وَ ساعِةِ فِى آخِرِ اللَّيْلِ; على(عليه السلام) فرمود: هر كسى از خداوند حاجتى دارد، در سه ساعت آن را از خدا طلب كند: يكى در روز جمعه; ديگرى هنگام زوال خورشيد، كه درهاى آسمان باز مى شود و رحمت نازل مى گردد و ديگرى هم در آخر شب.
يكى ديگر از حالات و زمان دعا، زمانى كه دل نرم و رقيق مى شود. رقّت، ضد قساوت است و رقّت، نشانه پاكى دل از دغلى و حسد و افكار باطل است. خلوص و پاكى دل، نشانه و سبب اجابت دعاست.
عَنْ اَبى عَبْدِالله(عليه السلام) قالَ: اِذا رَقَّ اَحَدُكُمْ فَلْيَدْعُ فَاِنَّ الْقَلْبَ لا يَرِقُّ حَتّى يَخْلُصَ;[294] حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: هر گاه دل يكى از شما رقيق و نرم شد، در آن حال دعا كند، زيرا دل تا پاك نگردد، نرم نمى شود.
عَنْ اَبى عَبْدالله(عليه السلام) قالَ: قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله) خَيْرُ وَقْت دَعَوْتُمُ الله عَزِّوَجَلَّ فيه الاَْسْحار وَ تَلا هذِهِ الاْية فِى قَوْلِ يَعْقُوب(عليه السلام): سَوْفَ اَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبّى قالَ: اَخِّرْهُمْ اِلَى السَّحَر;[295] امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمود: بهترين وقتى كه در آن خداى عزوجل را بخوانيد و به درگاهش دعا كنيد، سحرها است. آن گاه حضرت اين آيه را، كه گفتار حضرت يعقوب(عليه السلام) است، تلاوت فرمود: «به زودى براى شما از پروردگار خود آمرزش خواهم خواست» حضرت فرمود: كه يعقوب(عليه السلام) دعا كردن براى آنها را تا هنگام سحر به تأخير انداخت.
عَنْ اَبى عَبْدالله(عليه السلام) قالَ: كانَ اَبى اِذا طَلَبَ الْحاجَة طَلَبَها عِنْدَ زَوالِ الشَّمْسِ فَاِذا أرَادَ ذلِكَ قَدَّم شيئاً فَتَصَدَّق بِهِ;[296] حضرت صادق(عليه السلام)فرمود: پدرم هر گاه حاجتى از خدا طلب مى كرد، آن را هنگام ظهر طلب مى كرد و چون اراده آن را مى كرد، چيزى مى آورد و صدقه مى داد و براى حاجت خود دعا مى كرد.
عَنْ اَى جَعْفَر(عليه السلام) قالَ: اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ يُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ كُلُّ دَعّاء، فَعَلَيْكُمْ بِالدّعاءِ فِى السَّحَرِ اِلى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَاِنَّها ساعَةٌ تُفْتَحُ فيها اَبْوابَ السَّماء وَ تُقْسَمُ فيها الاَْرْزاق وَ تَقْضِى فيهَا الْحَوائِجَ الْعِظام;[297] حضرت باقر(عليه السلام)فرمود: خداى ـ عزوجل ـ از ميان بندگان مؤمنش آن بنده اى را دوست دارد كه بسيار دعا كند، پس بر شما باد به دعا كردن هنگام سحر تا طلوع خورشيد، زيرا آن هنگامى است كه درهاى آسمان در آن هنگام باز مى گردد و روزى ها در آن تقسيم مى شود و حاجت هاى بزرگ برآورده مى گردد.
يكى از زمان هايى كه دعا مستجاب مى شود، دعا كردن بين دو نماز است.
عِنِ النَّبى(صلى الله عليه وآله): اَلدُّعاء بَيْنَ الصَّلاتَيْن لايُرَّدُ;[298] پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: دعاى بين دو نماز رد نمى شود.
خداوند را مى توان در هر زمان و هر مكانى خواند، امّا در روايات اسلامى براى بعضى از مكان ها براى اجابت دعا خصوصياتى ذكر شده است.
وَ اَمَّا الْمَكان فَخَمْسَةُ عَشَر مَوْضِعاً مِنْهُ بِمَكَّة عِنْدَ الْميزاب، وَ عِنْدَ الْمَقامْ وَ عِنْدَ الْحَجَرُ الاَْسْوَد، وَ بَيْنَ الْمَقامِ وَالْباب، وَ جَوْفُ الْكَعْبَةِ، عِنْدَ بِئْرِ زَمْزَمْ، وَ عَلَى الْمَرْوَةِ، وَ عِنْدِ الْمَشْعَر، وَ عِنْدَ الْجَمَراتِ الْثَلاث، وَ عِنْدَ رُؤيَةِ الْكَعْبَةِ، وَ عِنْدَ الْعَرَفات;[299] و اما اين مكان ها، پانزده مكان در مكه است: در زير ناودان، نزد مقام، در حجرالاسود، بين مقام ابراهيم و درب كعبه، داخل كعبه، در محل چاه زمزم (اكنون محل چاه زمزم را پوشانده اند)، بر كوه صفا، در مشعر، در جمرات سه گانه، به هنگام ديدن خانه خدا، در عرفات.
در روايت است، هر موقع حضرت امام باقر(عليه السلام) به ناودان كعبه نظر مى كردند، مى فرمودند:
اَللّهُمَّ اعْتِق رَقَبَتى مِنَ النّار و اَوْسَعْ عَلَّىَ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلالِ وَ ادْرَعنّى شَرَّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ وَ ادْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ;[300] خدايا! مرا از آتش جهنم نجات بده و روزى مرا از حلال زياد كن و شرّ جن و انس را از من دور كن و مرا داخل بهشت خود كن.
(فيهِ اياتٌ بَيّناتٌ مَقامُ اِبْراهيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً);[301] در آن نشانه هاى روشن است، ]از جمله[ مقام ابراهيم(عليه السلام) است، و هر كس در آن درآيد، در امان خواهد بود.
از نشانه هاى روشن، مقام ابراهيم(عليه السلام) به خصوص ذكر شده، زيرا محلى است كه در آن ابراهيم(عليه السلام)ايستاد براى بيان مراسم حج و براى دعوت عمومى براى مراسم حج.
(وَ اتَّخِذوُا مِنْ مَقامِ اِبْراهيمَ مُصَلّىً);[302] از مقام ابراهيم، نمازگاهى براى خود انتخاب كنيد.
اين مكان از طرف پروردگار به عنوان يك پناهگاه و كانون امن اعلام شده است و در روايات اسلامى در ابواب حج بيان شده كه شخص حاجى بايد نمازهاى واجب طواف را پشت مقام ابراهيم به جا آورد.
در روايات آمده است كه اين سنگ چون دست راست خداوند در روى زمين است كه به وسيله آن با بندگان خود مصافحه مى فرمايد. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: فرداى قيامت حجرالاسود به سود كسانى كه او را استلام كردند، گواهى مى دهد.
يكى از مكان هاى مقدسى كه محل دعا و استجابت است، مكانى است ميان حجرالاسود و دَرِ كعبه كه بدان ملتزم گويند. در رواياتى از ائمه اطهار(عليهم السلام) نقل شده هيچ بنده اى به اين مكان پناه نمى گيرد، جز آنكه خداوند حاجتش را برآورده مى كند. پيامبر(صلى الله عليه وآله) و ائمه(عليهم السلام) سر، صورت، دستان و سينه خود را به اين مكان چسبانيده و دعا مى كردند، لذا به اين علت آن را ملتزم گفته اند.
فاصله ميان ركن اسود و مقام ابراهيم(عليه السلام) و زمزم را حطيم ناميده اند. از پيامبر(صلى الله عليه وآله) نقل شده: نزد خداوند بهترين و پاكترين و مقرّب ترين مكان ها روى زمين، فاصله ميان ركن اسود و مقام ابراهيم(عليه السلام) است، آنجا محل دفن عده اى از پيامبران الهى است. مردم در اين مكان با تواضع سوگند مى خورند هر مظلومى كه در آن مكان بر ظالم نفرين مى كرد، كم تر اتفاق مى افتاد كه نفرين او ظالم را هلاك نسازد.
مكانى است كه اسماعيل(عليه السلام) از شدت گرما به آنجا پناه برد، و آنجا محل دفن مادر اسماعيل(عليه السلام) و چند تن از پيامبران(عليهم السلام) مى باشد. پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: اگر مى خواهيد در درون كعبه نماز و دعا بخوانيد، در حجر بخوانيد، زيرا آنجا بخشى از كعبه است. پروردگار متعال به اسماعيل(عليه السلام)وحى فرمود: كه من براى تو در اين مكان روزنه اى به بهشت مى گشايم كه تا روز قيامت از آن نسيم روح افزا بر تو بدمد.
حضرت ابراهيم(عليه السلام) هنگامى كه هاجر و فرزندش اسماعيل(عليه السلام) را در مكه رها كرد، تشنگى بر فرزند غلبه كرد. خداوند به وسيله فرشته چاه زمزم را ايجاد كرد، كه مى گويند آب آن هرگز كاسته و خشك نخواهد شد و مايه سلامت از هر درد است. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: زمزم بهترين چاه هاى دنياست; پس از نوشيدن آب در آن مكان مقدس بگو: اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً و رِزْقاً واسِعاً وَ شِفاءً مِنَ كُلِّ داء وَ سُقْم; يعنى خدايا! به من علم سودمند و روزى فراوان و شفاى از هر دردى را عنايت كن.
يكى از مكان هايى كه دعا در آنجا مستجاب مى شود و محل دعا است، روى كوه صفا و مروه است كه حاجى بايد رو به كعبه بايستد و قرآن را به دست بگيرد و در آنجا دعا بكند. گفته اند هنگامى كه آدم از بهشت رانده شود، نخست بر كوهى در كنار بيت الله فرود آمد، لذا آن را صفا ناميدند. اين موضع، مكانى است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) نخستين بار رسالت الهى خويش را از فراز آن كوه اعلام فرمود، و در روز فتح مكه بر فراز اين كوه رفت.
مكانى است كه انسان در آنجا معرفت و شناخت پيدا مى كند. خداوند در آن مكان انسان ها را به مهمانى دعوت كرده است. دعاى امام حسين(عليه السلام) در روز عرفه در اين مكان بوده. در روايت است، هر كسى گناه بكند، هر چقدر عظيم باشد، بايد منتظر روز عرفه در عرفات باشد، چرا كه گنهكاران در آنجا بخشيده مى شوند.
دعا، مناجات و سخن گفتن با خداوند است، در دعا و مناجات چند عنصر اساسى مانند نياز، عشق، آگاهى و مبارزه را مى بينم، لذا در شخص دعا كننده بايد يك حالت خاصى پيدا شود تا بتواند با آن حالات و روحيات با پروردگارش مناجات كند و در حال دعا شوق و اميد بر او غالب شود.
(ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُـعْتَدينَ);[303]پروردگار خود را از روى تضرّع و در پنهانى بخوانيد (و از تجاوز دست برداريد) او متجاوزان را دوست ندارد.
شايسته عبوديت و بندگى تنها خداست و دعا و نيايش، كه جان و روح عبادت است، بايد در برابر خدا انجام گيرد، خدا را از روى تضرّع بخوانيد، يعنى با كمال خضوع و خشوع و تواضع روى به سوى او آريد. در حقيقت، دعا كننده نبايد تنها زبانش چيزى بخواهد، بلكه بايد روح دعا با جان او عجين شود، و اينكه مى فرمايد خدا را در پنهانى بخوانيد، براى اين است كه دعا از ريا دورتر و به اخلاص نزديكتر و توأم با تمركز فكر و حضور قلب باشد.
عَنْ اَبى بَصيرٌ عَنْ اَبى عَبْدالله(عليه السلام) قالَ: سَأَلْتَهُ عَنِ الدُّعاءِ وَ رَفْعِ اليَدَيْن فَقال: عَلى اَرْبَعَة اَوْجَه: اَمَّا التَّعَوُّذُ فَتَسْتَقْبِل الْقِبْلَةَ بِباطِنِ كَفَّيكَ، وَ اَمَّا الدُّعاءَ فِى الرِّزْق فتَبْسُطُ كَفَّيَكَ، وَ تُقْضى بِباطِنِهما اِلىَ السَّماءِ، وَ اَمَّا التّبَتُّلُ فايماء بِاَصْبَعِكَ السَّبابة، وَ اَمَّا الاِْبْتهال فَرَفْعُ يَدَيكَ تُجاوِزُ بِهِما رأسَكَ، وَ دُعاءُ التَّضرُّع اَنْ تُحَرِّكَ اِصْبَعكَ السَّبّابةَ مِمّا وَجْهَكَ وَ هُوَ دُعاءُ الْخِيفَة;[304] ابوبصير مى گويد: از حضرت صادق(عليه السلام) از دعا كردن و بلند كردن دست ها پرسيدم. فرمود: بر چهارگونه است: براى پناه بردن به خدا از شرّ دشمنان بايد درون دست هاى خود را به طرف قبله كنى; اما در دعاى براى روزى، دست هاى خود را باز كنى و درون آن دو را به سوى آسمان بدارى; و اما تبتل، پس آن اشاره كردن با انگشت سبابه است; اما ابتهال، بلند كردن دست هاست به طورى كه از سرت بگذرد و دعاى تضرّع اين است كه انگشت سبابه را در برابر رويت بجنبانى و آن دعاى خيفه و هراس است.
عَنْ اَبى عَبْدالله قال: مَا اجْتَمَعَ أَربَعَةُ رَهْط قَطُّ عَلى اَمْر واحِد فَدَعوُا اِلاّ تَفرَّقُوا عَنْ اِجابَة;[305] امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: هيچ گاه چهار نفر با هم اجتماع نكرده اند كه براى مطلبى به درگاه خدا دعا كنند، جز اينكه با اجابت آن دعا از هم جدا شدند.
قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): اربعة لاترد لهم دعوة و تفتح لها ابواب السماء، و عقير الى العرش: دعاء الوالد لولده، و المظلوم على من ظلمه، و المعتمر حتى يرجع، و الصائم حتى يفطر;[306] پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: چهار گروه هستند كه دعايشان رد نمى شود و درهاى رحمت به سوى آنها باز است:
1. دعاى پدر براى فرزندش،
2. دعاى مظلوم بر كسى كه به او ظلم كرده است،
3. دعاى حاجى كه در مكه است تا زمان بازگشت،
4. دعاى روزه دار تا هنگام افطار.
قالَ اَبُوالْحَسن(عليه السلام): دَعْوَة الصّائِمِ يُسْتَجابُ عِنْدَ اِفْطارِهِ. وَ قالَ: اِنَّ لِكُلِّ صائِم دَعْوَة. وَ قالَ: نَوْمُ الصّائِم عِبادَةَ، وَ صَمْتُهُ تَسْبيح وَ دُعاؤهُ مُسْتَجاب وَ عَمَلُهُ مُضاعَفٌ. وَ قال: اِنَّ لِلصّائِمِ عِنْدَ اِفْطارِهِ دَعْوَة لا تُرَدُّ;[307] امام معصوم(عليه السلام) فرمود: دعاى روزه دار موقع افطار مستجاب مى شود، و فرمود: براى هر روزه دارى دعوتى و دعايى است، و فرمود: خواب روزه دار عبادت است و سكوتش تسبيح و دعايش مستجاب و عملش دو برابر مى شود، و فرمود: براى هر روزه دار موقع افطار دعايى است كه هرگز رد نمى شود.
احمد بن محمد به حضور امام رضا(عليه السلام) رسيد گفت: چند سال است حاجتى دارم و آن را از خدا خواسته ام و دعا مى كنم ولى دعايم مستجاب نشده است، در اين مورد شك و ترديدى به دلم راه يافته است.
امام رضا(عليه السلام) فرمود: اى احمد! مراقب باش كه شيطان بر تو چيره نگردد تا تو را مأيوس و نااميد كند; همانا امام باقر(عليه السلام)مى فرمود: مؤمن نياز خود را از خدا مى خواهد، خداوند اجابت آن را تأخير مى اندازد، براى اينكه ناله و گريه و زارى او را دوست مى دارد. سپس امام رضا(عليه السلام)فرمود: سوگند به خدا، تأخير برآوردن نيازهاى دنيوى مؤمنان براى آنها بهتر از تعجيل در برآوردن نيازهاى آنهاست. دنيا چه ارزشى دارد؟ امام باقر(عليه السلام)مى فرمود: سزاوار است كه دعاى مؤمن در حال آسايش مانند دعايش در حال سختى باشد. بعد امام رضا(عليه السلام)فرمود: بايد به گفتار خداوند بيشتر اطمينان داشته باشى، چرا كه خداوند به وعده خود وفا مى كند و مى فرمايد: «از رحمت خدا مأيوس نشويد».[308]
بنابراين، اعتماد تو به خدا بيشتر از ديگران باشد و درِ خانه دل را به راه يافتن چيزى جز خوبى نگشاييد و هميشه در شما حالت اميدوارى باشد كه خداوند فرموده است: «هر گاه بندگانم از من بخواهند، پس من نزديكم و خواسته دعا كننده را هنگامى كه مرا بخواند، اجابت مى كنم».[309]
گفته شد كه زياد دعا كنيد، زيرا دعا كليدِ بخشش خداوند است و وسيله رسيدن به هر حاجت است. نعمت ها و رحمت هايى نزد پروردگار است كه جز با دعا نمى توان به آن رسيد و هر درى كه با دعا بكوبى، عاقبت باز خواهد شد. اما چرا در بعضى موارد دعا مستجاب نمى شود، با اينكه خداوند فرموده دعا كنيد من اجابت مى كنم. بنابراين، موانعى وجود دارد كه باعث مى شود دعا اجابت نشود و ما برخى از آن موانع را از لسان روايات ذكر مى كنيم:
جاء رجل الى اميرالمؤمنين(عليه السلام) و قال نسألك عن قول الله سبحانه: اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ فما بالنا ندعو فلا تجاب قال(عليه السلام): ان قلوبكم خانت بثمان خصال: اوّلها، انكم عرفتم الله فلم تؤدّ حقّه كما اوجب عليكم فما اغنت عنكم معرفتكم شيئا; والثانية، انكم آمنتم برسوله ثم خالفتم سنته و امّتم شريعته فاين ثمرة ايمانكم؟; و الثالثه، انكم قرأتم كتابه المنزل عليكم فلم تعملوا به و قلتم سمعنا واطعنا ثم خالقتم; و الرابعه، انكم قلتم تخافون من النار و انتم فى كل وقت تقدمون اليها بمعاصيكم فاين خوفكم؟; و الخامسة، انكم قلتم ترغبون فى الجنة و انتم فى كل وقت تفعلون ما يباعدكم منها فاين رغبتكم فيها؟; و السادسة، انكم اكلتم نعمة المولى فلم تشكروا عليها; و السابعة، ان الله امركم بعداوة الشيطان، و قال ان الشيطان لكم عدو فاتخذوه عدواً فعاد يتموه بلا قول، و واليتموه بلا مخالفة; و الثامنة، انّكم جَعَلْتُمْ عُيُوبَ النّاس نَصبَ اعيُنكم وَ عَيوبكُم وَراءَ ظهوركُم تلومون من انتم احق باللوم منه فاىّ دعاء يستجاب لكم مع هذا و قد سددتم ابْوابه و طُرقه فاتقوا الله و اصلحوا اعمالكم و اخلصوا سرائركم و أمروا بالمعروف و انهوا عن المنكر فيستجيب لكم دعائكم;[310] مردى خدمت اميرالمؤمنين على(عليه السلام) آمد و از عدم استجابت دعايش شكايت كرد و گفت: با اينكه خداوند فرموده است دعا كنيد من اجابت مى كنم، چرا ما دعا مى كنيم، به اجابت نمى رسد؟
امام(عليه السلام) در پاسخ فرمود: قلب و فكر شما در هشت چيز خيانت كرده است، لذا دعاهايتان مستجاب نمى شود:
اول، شما خدا را شناخته ايد، اما حقّ او را ادا نكرده ايد، لذا شناخت شما سودى به حالتان نداشت;
دوم، شما به فرستاده او ايمان آورده ايد، سپس با شريعت و سنتش به مخالفت برخاسته ايد، پس ثمره ايمان شما چه بود؟; سوم، كتاب او را خوانده ايد، ولى به آن عمل نكرده ايد و گفتيد: شنيديم و اطاعت كرديم، سپس به مخالفت برخاستيد; چهارم، شما گفتيد از عذاب خدا مى ترسيد، اما همواره گناهانى مى كنيد كه شما را به عذاب نزديك مى سازد. پس خوف و ترستان كجا رفت؟; پنجم، مى گوييد به بهشت و پاداش الهى علاقه داريد، اما همواره كارى انجام مى دهيد كه شما را از آن دور مى سازد، پس شوقتان به بهشت كجا رفت؟; ششم، نعمت خدا را مى خوريد، ولى بر آن شكر نمى كنيد; هفتم، خداوند به شما دستور داده به دشمنى با شيطان برخيزيد و فرموده كه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد، و شما با او مخالفت نمى كنيد; هشتم، شما عيوب مردم را نصب العين خودساخته و عيوب خود را پشت سر افكنده ايد و كسانى را سرزنش مى كنيد كه شما به سرزنش سزاوارتر هستيداز او.
با اين حال، چگونه انتظار داريد دعايتان به اجابت برسد در حالى كه خودتان درهاى آن را بسته ايد؟ تقوا پيشه كنيد; اعمال خويش را اصلاح نماييد; درون خود را پاك كنيد; امر به معروف و نهى از منكر كنيد، تا دعاى شما مستجاب شود.
گاهى گناهى كه از انسان سر مى زند، باعث سياهى دل و قساوت قلب مى گردد و مانع اجابت دعا مى شود.
قالَ عَلىُّ بْنَ الْحُسين(عليه السلام): وَ الذُّنُوبَ الَّتى تُرَدُّ الدَّعا;[311] امام سجاد(عليه السلام)مى فرمايد: يكى از چيزهايى كه باعث ردّ دعا مى شود، گناه است.
عَنِ الصّادِقِ(عليه السلام) عَنْ آبائِهِ(عليه السلام): اِنَّ رَسوُلَ الله(صلى الله عليه وآله) قالَ: اَصْنافٌ لا يُسْتَجابُ لَهُمْ، وَ رَجُلٌ تُؤذِيهِ اِمْرَأتُهُ بِكُلِّ ما تَقْدِرُ عَلَيْهِ;[312] پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: چند صنف هستند كه دعايشان مستجاب نمى شود، يكى از آنها مردى است كه همسرش را اذيت كند.
پاورقي
[243]. أصول كافى، ج 2، باب الدعا، ح 3.
[244]. عنكبوت (29)، آيه 65.
[245]. بقره (2)، آيه 186.
[246]. فاطر (29)، آيه 15.
[247]. بحارالانوار، ج 91، ص 234.
[248]. بحارالانوار، ج 91، ص 235.
[249]. بحارالانوار، ج 91، ص 239.
[250]. بحارالانوار، ج 91، ص 265.
[251]. عيون الاخبار، ج 2، ص 37; بحارالانوار، ج 90، ص 288.
[252]. قرب الاسناد، ص 24; بحارالانوار، ج 90، ص 288.
[253]. قرب الاسناد، ص 74; بحارالانوار، ج 90، ص 288.
[254]. امالى شيخ طوسى، ص 207; بحارالانوار، ج 90، ص 289.
[255]. امالى شيخ طوسى، ص 87; بحارالانوار، ج 90، ص 291.
[256]. امالى شيخ صدوق، ص 237; بحارالانوار، ج 90، ص 290.
[257]. ثواب الاعمال، ص 25; بحارالانوار، ج 90، ص 291.
[258]. بحارالانوار، ج 9، ص 294.
[259]. بحارالانوار، ج 90، ص 295.
[260]. أصول الكافى، ج 2، ص 468.
[261]. بحارالانوار، ج 27، باب حب الله.
[262]. بقره (2)، آيه 257.
[263]. رعد (13)، آيه 28.
[264]. طه (20)، آيه 14.
[265]. نور (24)، آيه 37.
[266]. بحارالانوار، ج 90، باب الدعاء; أصول كافى، كتاب الدعاء.
[267]. عنكبوت (29)، آيه 45.
[268]. أصول كافى، كتاب الدعا، باب فضل الدعا، ح 3.
[269]. أصول كافى، ج 2، ص 339، ح 4.
[270]. سفينة البحار، ج 1، ص 448.
[271]. بحارالانوار، ج 90، ص 305.
[272]. كافى، ص 400، ح 2، باب الشك.
[273]. يونس (10)، آيه 22.
[274]. بحارالانوار، ج 90، ص 323.
[275]. بحارالانوار، ج 90، ص 321.
[276]. بقره (2)، آيه 186.
[277]. عين الحياة، ص 186.
[278]. بحارالانوار، ج 90، ص 321.
[279]. سفينة البحار، ج 1، ص 448.
[280]. سفينة البحار، ج 1، ص 449.
[281]. بحارالأنوار، ج 90، ص 323.
[282]. بحارالأنوار، ج 90، ص 290.
[283]. بحارالأنوار، ج 90، ص 318.
[284]. همان، ص 317.
[285]. بحارالأنوار، ج 90، ص 317.
[286]. بحارالانوار، ج 90، ص 313.
[287]. بحارالأنوار، ج 90، ص 316.
[288]. بحارالانوار، ج 90، ص 316.
[289]. كافى، ح 2، ص 485.
[290]. نهج البلاغه، خطبه 110.
[291]. مائده (5)، آيه 35.
[292]. وفاءالوفاء، ج 3، ص 215.
[293]. بحارالانوار، ج 90، ص 343; كافى، باب اوقات و حالات دعا.
[294]. أصول كافى، ج 2، ص 477.
[295]. كافى، ج 2، ص 477; وسائل الشيعة، ج 7، ص 68.
[296]. كافى، ج 4، كتاب الدعا، ص 228.
[297]. بحارالانوار، ج 90، ص 345.
[298]. بحارالانوار، ج 90، ص 349.
[299]. عدة الداعى (ابن فهد حلى)، ص 47; بحارالانوار، ج 90، ص 349.
[300]. الكافى، ج 4، ص 407; من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 532.
[301]. آل عمران (3)، آيه 97.
[302]. بقره (2)، آيه 125.
[303]. اعراف (7)، آيه 55.
[304]. بحارالانوار، ج 90، ص 307; الكافى، ج 2، كتاب الدعا.
[305]. الكافى، ج 2، كتاب الدعا.
[306]. بحارالانوار، ج 90، ص 354.
[307]. بحارالانوار، ج 90، ص 360.
[308]. زمر (39)، آيه 53.
[309]. بقره (2)، آيه 186.
[310]. سفينة البحار، ج 1، ص 449.
[311]. عدة الداعى، ص 200.
[312]. بحارالأنوار، ج 100، ص 3.
