ماه رمضان بر ساير ماه ها برترى دارد، چون ماه نزول قرآن و ماه تعليم و تربيت بوده و ماه خدا و ماه بركت است. ماهى كه انسان ها به ميهمانى خدا دعوت شده اند. ماهى كه خداوند تمام نعمت هايش را به روى بندگان گشوده است. مهمتر اينكه ماه تقرّب به خدا و عبادت و دعاست و دعا از امتيازهاى اين ماه است و دعا برترين عبادت هاست، زيرا وسيله اى بهتر از آن براى تقرّب به سوى حق نيست و خداوند به كسى كه از دعا و ذكر او اعراض كند، وعده عذاب داده است. در روايت آمده است كه از دعا كردن به جهت كوچكى حاجت خوددارى نكنيد; دعا باعث نزديكى به خداست و دعا كليد نجات است.
در قسمت هاى گذشته درباره دعا و زمان و مكان دعا بحث هايى شد. يكى از زمان هايى كه دعا در آن سفارش شده، دعا در ماه رمضان است، چرا كه دعاى روزه دار هرگز رد نمى شود. اما دعاهايى كه در اين ماه سفارش شده عبارت اند از:

ماه رمضان ماه مغفرت و طلب آمرزش و ماه رو آوردن به درگاه الهى است. بخش عمده اى از دعاها در اين ماه طلب آمرزش است.
واغْفِرلى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ;[313] خدايا! گناهان بزرگ مرا بيامرز كه آن گناهان را جز تو كسى نمى آمرزد; اى خداى بخشنده و دانا.
هر كسى كه در هر شب ماه رمضان اين دعا را بخواند، گناهان چهل ساله او آمرزيده شود:
اَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَريمِ اَنْ يَنْقضِىَ عَنّى شَهْرُ رَمَضان او يَطْلُعَ الفَجْرُ مِنْ لَيْلَتى هذِهِ وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَو ذَنْبٌ تُعذِّبُنى عَلَيْه;[314] پناه مى برم به جلال وجه كريمت كه ماه رمضان بگذرد يا سپيده دم اين شب بر من برآيد، و از براى تو در ذمه من گناهى باقى مانده باشد كه بدان عذابم دهى.

در دستورات اسلام به انجام حج بسيار تأكيد شده است و همين تأكيدات دليل بر آن است كه در اعمال حج، اهداف مهم و اسرار دقيقى نهفته است كه علاوه بر تعبّد و اطاعت دينى، شامل مصالح و منافع دنيوى نيز هست، و گردهمايى مسلمانان با مليّت هاى مختلف براى شنيدن دستورات اسلامى و زيارت مشاهد مشرفه و زيارت قبر پيامبر(صلى الله عليه وآله) است، و حج براى خارج شدن از گناهان و خضوع و خشوع در برابر خداوند متعال است. حج علاوه بر آثار معنوى و جذبه هاى روحى، داراى منافع سياسى و اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى نيز براى مسلمانان مى باشد.
در بسيارى از دعاهاى ماه رمضان، توفيق زيارت خانه خدا و حرم پيامبر(صلى الله عليه وآله) خواسته شده است و در شب هاى قدر و سرنوشت ساز با اصرار از خدا مى خواهيم كه در مقدّرات اين ماه، ناممان را جزء زائران بيت الله الحرام ثبت كند.
اللّهم ارْزُقنى حجَّ بَيْتِكَ الحَرام فى عامى هذا و فى كُلِّ عام... ولا تُخِلْنى مِنْ تِلْكَ الْمَواقِفِ الْكَريمَة وَ الْمَشاهِدِ الشَّريفَة وَ زِيارَة قَبرِ نَبيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِه;[315] خدايا! روزى ام كن زيارت خانه خود را در اين سال و در هر سال آينده...، و دورم نكن از اين موقف هاى گرامى و زيارتگاه هاى شريفه و زيارت قبر پيامبرت(صلى الله عليه وآله).
در دعاى ديگر دارد: اَن تَكْتُبَنِى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ; نام مرا در زمره حاجيان ثبت نمايد.

يكى از امتيازهاى مكتب اسلام، مسئله شهادت طلبى و آرزوى كشته شدن در راه خدا و رسيدن به اين فوز الهى است. اميرالمؤمنين(عليه السلام)براى رسيدن به اين فوز عظمى لحظه شمارى مى كند و آخرالامر هم در اين ماه مبارك در محراب عبادت به فيض شهادت مى رسد و اين امر به دست نمى آيد، مگر با درك و معرفت و شناخت و وارستگى از تعلّقات دنيوى و دل بستن به آخرت كه در حضرت على(عليه السلام) به نحو بارزى مشهود است. در دعاهاى ماه رمضان مى خوانيم:
وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تَجْعَلَ وَفاتى قَتْلا فى سَبيلِكَ تَحْتَ رايَة نَبِيِّكَ مَعَ اوْلِيائِكَ; خدايا! از تو مى خواهم كه مرگم را شهادت در راه خودت قرار دهى، زير پرچم پيامبرت، با دوستانت.
و در دعاى شب هاى ماه رمضان در دعاى دوازدهم مى خوانيم:
وَ قَتْلا فى سَبيلِكَ فَوَفَّقْ لَنا; خدايا! توفيق شهادت در راهت را به ما ارزانى كن.

از جمله دعاهاى ائمه اطهار(عليهم السلام) از درگاه الهى، نجات از آتش جهنم و ورود به بهشت است.
اَللّهُمَّ بِرَحْمَتِكَ فى الصّالِحينَ فَاَدْخِلْنا وَ فى عِلِيّينَ فَارْفَعْنا وَ بِكَاْس مِنْ مَعين... وَ مِنْ ثِمارِ الجَنَّةِ وَ لُحومِ الطَّيْرِ فَاَطْعِمنا وَ بَرائَةً مِنَ النّارِ فَاكْتُبْ لَنا وَ فى جَهَنَّمَ فَلا تَغُلَّنا وَ فى عَذابِكَ وَ هَوائِكَ فَلا تَبتَلِنا،[316]خدايا! به رحمت خودت ما را در زمره شايستگان درآور، و در عليين بهشت گوشت هاى پرنده به ما بخوران، و بيزارى از دوزخ براى ما بنويس و در دوزخ ما را بند مكن و در عذاب و خوارى ات ما را گرفتار مكن.

همان طورى كه اسلام به مسائل معنوى توجه دارد و در روايات به كسب معنويت سفارش فراوانى شده است، در ماه مبارك رمضان به دعا براى خواسته هاى دنيوى و مادى هم سفارش شده است.
بعد از هر فريضه از خدا گشايش و سعه روزى را بخواهيم:
«وَسَعَةِ رِزْق»، «وَ تُوَسِّعَ عَلَىَّ رِزْقِى وَ تُؤدّى عَنّى اَمانَتى وَ دَيْنى آمين رَبَّ الْعالَمينَ».[317]
از جمله خواسته هاى ما، بى نيازىِ فقيران، سيرى گرسنگان، اداى قرض بدهكاران، اصلاح امور و شفاى بيماران و... .

يكى از چيزهايى كه بايد مورد توجه قرار گيرد، توجه نمودن مقام، فضيلت، جايگاه، و نقش ائمه و عترت پيامبر(صلى الله عليه وآله) و پيوند ولايى با اهل بيت(عليهم السلام) است. در اينجا مناسب است به چند روايت درباره محبّت و مودّت نسبت به خاندان عصمت و طهارت(عليهم السلام) اشاره شود:
عَنْ زُرارَة عَنْ اَبى جَعْفَر(عليه السلام) قالَ: بُنِىَ الاِْسْلامُ عَلى خَمْسَة اَشْياء: عَلَى الصَّلوةِ وَ الزَّكوةِ وَ الصَّوْم وَ الْحَجّ وَ الْوِلايَة. قالَ زُرارَة فَقُلْتُ: وَ اَىّ شَىء مِنْ ذالِكَ اَفْضَل. قالَ: اَلْوِلايَةُ لاَِنّها مِفْتاحُهُنَّ;[318] زرارة از امام باقر(عليه السلام) نقل مى كند كه امام(عليه السلام) فرمود: بناى اسلام بر پنج چيز است: نماز، روزه، زكات، حج و ولايت. زرارة از امام(عليه السلام) پرسيد، كدام يك از اين پنج چيز افضل است؟ امام(عليه السلام)فرمود: ولايت، چون كليد آن واجبات، ولايت است.
در دنبال حديث امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد:
لَوْ اَنَّ رَجُلا قامَ لَيْلَهُ وَصامَ نَهارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَميعِ مالِهِ وَ حَجَّ جَميعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرفُ وِلايَةَ وَلِىِّ الله فَيُوالِيه وَيَكُون جَميع اَعْمالِهِ بِدِلالَتِهِ اِلَيْه، ما كانَ لَهُ عَلَى اللهِ حَقّ فِى ثَوابِهِ وَ لا كانَ مِنْ اَهْلِ الاْيمان;[319] اگر كسى شب را به عبادت بگذراند و روز را روزه بدارد و تمام مالش را انفاق نمايد و تمام عمر را به خانه خدا رود، امّا نسبت به ولايت معرفت نداشته باشد و اعمال او روى راهنمايى ائمه اطهار(عليهم السلام) نباشد، ثوابى براى او در به جا آوردن آن اعمال نمى باشد و از اهل ايمان هم به حساب نمى آيد.
عَنْ اَبى الْحَسَن(عليه السلام) قالَ: وِلايَةُ عَلِىٍّ مَكْتُوُبةٌ فِى صُحُفِ جَميع الأنْبِياء وَ لَنْ يَبْعَثَ الله رَسُولا اِلاّ بنُبُوّةِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله) وَ وَصِيَّهِ عَلِىِّ(عليه السلام);[320] امام موسى بن جعفر(عليه السلام) فرمود: ولايت على(عليه السلام) در تمام صحف انبيا(عليهم السلام) نوشته شده است.
قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): حُبّى وَ حُبُّ اَهْلُ بَيْتِى نافِعٌ فِى سَبْعَةِ مَواطِن، أهْوالُهَنَّ عَظيمَةٌ: عِنْدَ الْوَفاة، وَ فِى الْقَبْر، وَ عِنْدَ النُشُور، وَ عِنْدَ الْكِتاب، وَ عِنْدَالْحِسابِ وَ الْميزانَ، وَ عِنْدَ الصِّراط;[321] پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود: محبت من واهل بيت من در هفت جا كه بسيار سخت است مفيد و كارساز مى باشد: به هنگام مرگ، در قبر، موقع محشور شدن، در وقت دادن نامه اعمال در موقع رسيدگى به حساب ها و در عبور از پل صراط.
رُوِىَ عَنْ اِبْنِ عَباس قالَ: سَأَلَ رَجُلٌ رَسوُل الله(صلى الله عليه وآله) عَنْ عَمَل يَدْخُلُ الْجَنَّةَ، قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): صَلِّ الْمَكْتُوبات وَصُمْ شَهْر رَمَضان وَاغْتَسِل مِنَ الجِنابَة وَ أحِبّ عَلِيّاً(عليه السلام)، وَ ادْخُلِ الجَنَّةَ مِنْ اَىِّ باب شِئْتَ;[322] مردى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درباره عملى كه با انجام آن مى تواند به بهشت وارد شود پرسيد. پيامبر(صلى الله عليه وآله)فرمود: نمازها را به جا آور; روزه ها را بگير و على(عليه السلام) را دوست بدار، آن گاه از هر درى از درهاى بهشت كه مى خواهى بدان داخل شود.
در دعاى افتتاح نام يكايك ائمه اطهار(عليه السلام) ياد مى شود. دعا براى ظهور امام زمان(عج) و تشكيل دولت حق «اَللّهُمّ اجْعَلْنى فيه مُحباً لأليائِك وَ مُعادياً لأعدائكَ مُستنّاً بِسُنّة خاتَمِ اَنْبِيائَكَ».[323]


يكى از هدايا و بركاتى كه خداوند به بندگانش ارزانى داشت، مسئله توبه است. توبه نشانه پاكى است و توبه كننده زندگى تازه اى را با طهارت آغاز مى كنند: (اِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ).[324] توبه در اسلام برنامه اى براى تغيير و تحول در انسان است و يك سلاح بزرگ اخلاقى است.توبه اعتراف به گناه است براى سبك شدن بارِ روحى و فشارهاى درونى. اعتراف به گناه در پيشگاه خدا، اثر تربيتى بر روح و روان دارد. كسى كه حاضر نيست به اشتباه و گناه خود اعتراف كند، در واقع همان گناه و فساد را ادامه مى دهد.
از مشكلات مهمى كه بر سر راه مسائل تربيتى وجود دارد، احساس گناهكارى بر اثر اَعمال بد است; مخصوصاً زمانى كه اين گناهان سنگين باشد و بر فكر و روح او اثر گذارد و چه بسا او را از تغيير برنامه زندگى و بازگشت به پاكى باز مى دارد.
قرآن اين مشكل را حل كرده و توبه را اگر با شرايط همراه باشد، وسيله خوبى براى جدا شدن از گذشته و آغاز يك زندگى جديد قرار داده است. هم چنين درهاى لطف الهى را به روى هر انسانى در هر شرايطى باز مى گذارد و گناهكاران را به سوى خدا دعوت مى كند. انسان ها بايد با تمام وجود خواهان بازگشت باشند و انقلاب درونى پيدا كنند و بعد از بازگشت، پايه هاى ايمان را كه بر اثر گناه فرو ريخته شده نوسازى كنند و با اَعمال صالح خود ناتوانى و ضعف اخلاقى خود را جبران نمايند.

1. اقرار به انجام كار،
2. اقرار به بدى كار،
3. ترك عمل براى دل كندن از آن.
«التوبة ترك الذّنبِ على اَجْمَل الوُجوه و هو اَبلَغُ وجوه الاعتذار».[325]

توبه در شرع داراى چهار شرط است:
1. ترك گناه به دليل زشتى و بدى آن «ترك الذّنب لِقُبْحهِ».
2. پشيمانى بر گذشته «وَ النّدَمُ على ما فَرَط منه».
3. بازگشت نكردن به گناه «والعزَمةُ على تركِ المُعاوَدَة».
4. جبران اعمال فوت شده «و تدارك ما امكنه ان يُتَداركَ من الاعمالِ بِالاعادة».[326]
توبه در اصل به معناى بازگشت است و در قرآن به معناى بازگشت از گناه آمده است. اين معنا در صورتى است كه اين واژه به شخص گنهكار نسبت داده شود، ولى گاه اين كلمه به خدا نسبت داده مى شود; در آنجا به معناى بازگشت به رحمت است; يعنى رحمتى كه به خاطر ارتكاب گناه از بنده سلب كرده بود، بعد از بازگشت او به اطاعت و بندگى، به او باز مى گرداند و به همين جهت در مورد خدا تعبير به (توّاب) مى شود; يعنى بسيار بازگشت كننده به رحمت.[327]

1. يك سال قبل از مرگ;
2. يك ماه قبل از مرگ;
3. يك هفته قبل از مرگ;
4. يك روز قبل از مرگ;
5. تا هنگام نفخ صور و پايان حيات انسان.
عَن ابى عبدالله(عليه السلام) قال: قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): مَنْ تابَ قَبْلَ مَوتِه بسَنة قَبِلَ الله توبَتَهُ ثمّ قالَ: اِنَّ السَّنة لكثيرة مَن تابَ قبلَ موته بِشَهر قَبِلَ الله توبَتَهُ ثُمَّ قال: انَّ الشَّهر لكثير مَن تابَ قبلَ موتِهِ بِجُمُعة، قَبِلَ الله توبَتَه. ثمّ قال: اِنَّ يَوماً لكثيرٌ مَنْ تابَ قَبل ان يعايِنَ قَبِلَ الله تَوبَتَهُ;[328]حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: رسول الله(صلى الله عليه وآله) فرموده است: هر كس يك سال پيش از مرگش توبه كند، خدا توبه اش را مى پذيرد. سپس فرمود: هر كه يك هفته پيش از مرگش توبه كند، خداوند توبه اش را مى پذيرد، سپس فرمود: يك هفته زياد است، هر كه پيش از ديدار مرگ توبه كند، خدا توبه اش را مى پذيرد.
قالَ رَسُول الله(صلى الله عليه وآله): اِنَّ لِلْتَوْبَةِ باباً عَرَضٌ ما بِيْنَ مَصْراعَيْهِ ما بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا يُغْلَقُ حَتّى تَطْلَعُ الشَّمْس مِنَ مَغْرِبِها.[329] پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: براى توبه درى است كه اندازه آن بين شرق و غرب است و اين در بسته نمى شود مگر اينكه خورشيد از مغرب طلوع كند.

1. حبيب خدا هستند: (اِنَّ الله يُحبُّ التَّوابينَ وَ يُحِبُّ المتَطَهِّرينَ);[330]خداوند توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست مى دارد.
قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): التائب حبيب الله;[331] توبه كننده دوست خداوند است.
2. بدى هاى شان به خوبى تبديل مى شود: (يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَنات).[332]
3. دعايشان مستجاب است: «وَ دُعائهمْ مستَجاب».[333]
4. هنگام برخواستن از قبر خندان اند: «يا آدم: واحشر التائبين من القبور مستبشرين ضاحكين».[334]
5. فرشتگان براى آنها آمرزش مى خواهند:
(اَلَّذينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحوُنَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذَين آمَنُوا رَبَّنا وَسِعَتْ كُلَّ شَىْء رَحْمَةً وَ عِلْماً فاغْفِر لِلَّذينَ تابوُا);[335] فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن طواف مى كنند و تسبيح و حمد خدا مى گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان آمرزش مى خواهند... .
6. مردم بايد آنها را دوست داشته باشند:
عن ابى عبدالله(عليه السلام) قال: قال النبي(صلى الله عليه وآله) يلزم الحقّ لأمتى فى اربع يحبّون التائب، و يرحمون الضعيف و يعينون المحسن و يستغفرون للمذنب;[336] امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)فرموده است: امتم را به چهار چيز سفارش مى كنم: اينكه توبه كنندگان را دوست داشته باشند; به ضعيف رحم كنند; به نيكوكار كمك كنند و براى گناهكار طلب استغفار كنند.
7. جايگاهشان بهشت است:
مَنْ ماتَ عَلَى التَّوْبَةِ فَلَهُ الجَنَّةَ فَتُوبُوا;[337] هر كس به هنگام مرگ با توبه بميرد، براى او بهشت است، پس توبه كنيد.
8. با ايمان از دنيا مى روند.
9. قبرشان وسيع و نورانى خواهد بود.
10. راحت مى ميرند.

1. توبه، گذشته ها را جبران مى كند: «قالَ رسول الله(صلى الله عليه وآله): اَلتَّوْبَةُ تَجُبُّ ما قَبْلَها».[338]
2. شفيع گنهكاران است: «لاشفيع انجعْ منَ التوبة».[339]
3. پاك كننده دل ها است: «قالَ عَلِىُّ(عليه السلام): اَلتَّوْبَةُ تَطْهُرُ الْقُلوُبَ».[340]
4. گناهان را به حسنات تبديل مى كند: (إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحاً فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَات).[341]
5. برطرف كننده غم هاست: «قال على(عليه السلام): حسن التوبة يمحو الحوبه. وَ قالَ عَلِىُّ(عليه السلام): اِخْلاصُ التَّوْبَةَ تَسْقُطُ الْحَوبَة».[342]
6. حبل الله است: قالَ الصّادِقُ(عليه السلام): اَلتَّوبَةُ حَبْلُ الله وَ مَدَد عِنايَتِه;[343] امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: توبه ريسمان الهى است و سبب عنايت خداوند است.
7. نعمت ها را فراوان مى كند: (وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَتاعاً حَسَناً إِلَى أَجَل مُسَمّىً وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْل فَضْلَهُ);[344] و اينكه از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد، سپس به سوى او بازگرديد، تا به طرز نيكويى شما را تا مدت معين از مواهب زندگى اين جهان بهره مند سازد... .
(وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُم مِدْرَاراً وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً);[345] و اى قوم من، از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوى او بازگرديد تا باران آسمان پى در پى بر شما بفرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد.
8. درى از درهاى عفو الهى است. امام سجاد(عليه السلام) مى فرمايد: اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِكَ باباً اِلى عَفْوِكَ وَ سَمَّيتَهُ التَوْبَة;[346] خدايا! تو براى بندگانت درى به سوى عفو و بخشش باز كردى كه نامش را توبه گذاشته اى.
9. بهترين دعا است: «خَيْرُ الدُّعا اَلاِْسْتِغْفار»; پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: بهترين دعا، استغفار است.[347]
10. بهترين عبادت است: «قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): خَيْرُ العبادَةِ اَلاِْسْتِغْفار»; پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: بهترين عبادت استغفار است.
11. داروىِ درمان گناهان است: قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): لِكُلِّ داء دَواء وَ دَواهُ الذُّنُوبِ اَلاِْسْتِغْفار;[348] پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)فرمود: براى هر دردى درمانى است و دواى درمان گناهان، استغفار و طلب آمرزش است.


گاهى كسى دست از گناه مى شويد و به درگاه الهى رو مى آورد و از كردار خود پشيمان مى شود.
قالَ عَلِىٌّ(عليه السلام): اَلْتائِبِ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لا ذَنْبَ لَه;[349] توبه كننده از گناه مانند كسى است كه گناه ندارد.

گاهى در سايه توبه جمعى، تحوّلى در جامعه پيدا مى شود و وضع و سرنوشت آن عوض مى شود و زمينه ساز رحمت الهى مى گردد.
(وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ);[350] همه به درگاه خدا توبه كنيد اى مؤمنين كه رستگار شويد.

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: وقتى خداوند آدم را خلق كرد، اعتراضى از ملائكه شد، خداوند فرمود: (اِنّى اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ). وقتى ملائكه اين را شنيدند، از سؤال خود پشيمان شدند و به عرش الهى پناه آوردند و به استغفار مشغول شدند.[351]

الف. توبه آدم(عليه السلام): (فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَات فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ).[352]
ب. توبه نوح(عليه السلام): وقتى كه فرزند نوح در حال غرق شدن بود، نوح گفت: (ربّ اِنَّ ابْنى مِنْ اَهْلى); خداوندا! اين فرزند من از اهل من است. خداوند فرمود: (يا نوُحُ اِنَّهُ لَيْسَ مِنْ اَهْلِكَ); او از مكتب تو جداست. در اينجا نوح(عليه السلام)عرض كرد: (قالَ اِنّى اَعُوذُبِكَ أنْ اَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لى بِهِ عِلْمٌ).[353]
ج. توبه موسى(عليه السلام): چون موسى از خداوند خواست كه خود را به او نشان دهد خداوند فرمود: (قالَ لَنْ تَرانى); اى موسى! مرا نخواهى ديد. موسى(عليه السلام) از اين تقاضا توبه كرد و گفت: (سُبحانَكَ تُبتُ اِليْكَ وَ اَنَا اَوَّلُ المُؤمِنينَ).[354]
د. توبه نبى اكرم(صلى الله عليه وآله): قالَ رَسوُل الله(صلى الله عليه وآله): تُوبُو اِلَى اللهِ تَعالى، فَاِنّى اَتوُبِ اِلَيْهِ كُلَّ يَوْم مِأةَ مَرَّة; پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: به سوى خداوند توبه كنيد و باز گرديد، همانا من در هر روز صد بار توبه مى كنم و به خداوند باز مى گردم.

قالَ اَبُوالحسن(عليه السلام): اِنّى اَسْتَغْفِراللهَ فِى كُلِّ يَوْم خَمْسَة الافِ مَرَّة.
البته در باب توبه انبيا در روايات و تفاسير و علم كلام، بحث هاى مفصلى شده است كه در اين مختصر نگنجد و علاقه مندان بايد به كتاب هاى مفصل مراجعه كنند.




نكته: توبه انبيا و ائمه، توبه از گناه نيست، اما مقام و موقعيت پيامبر ايجاب مى كند كه بيش از اين مراقب گفتار و رفتار خود باشد. آنان با آن شخصيت عظيم خود، براى ترك اولى از پيشگاه خداوند تقاضاى بخشش مى كردند. توبه اوليا از افكارى كه ممكن است گاهى در ذهن آنها خطور كند مى باشد; اما توبه خواص، «توبة الخاص من الاشتغال بغيرالله»; به دليل اشتغال به غير خداوند است; امّا توبه عوام و انسان هاى عادى، از گناه است: «توبة العام من الذنوب».


(وَ اِنّى لَغفّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى);[355] من كسانى را كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند و سپس هدايت شوند، مى آمرزم.
(فَمَن تابَ مِنْ بَعدِ ظُلْمِهِ وَ اَصْلَحَ فَاِنَّ الله يَتُوبُ عَلَيْهِ);[356] كسى كه پس از ستم كردن، توبه و راه صلاح پيش گيرد، خداوند توبه او را مى پذيرد.

قالَ الصّادِق(عليه السلام): مِنْ شَرائِطِ التَّوْبَةِ، اَلاْعْتِرافَ بِالْجِنايَةِ دائِماً... وَ الله ما يَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ اِلاّ مَنْ اَقَرَّ بِهِ;[357] امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: از شرايط توبه، اعتراف به گناه است هميشه; قسم به خدا، از گناه نجات نمى يابد، مگر كسى كه اقرار به گناه خود بكند.
(وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ);[358] گروهى ديگر به گناهان اعتراف كردند و اعمال صالح و ناصالحى را كه بر هم آميختند، اميد مى رود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد; خداوند غفور و رحيم است.
ابولبابه انصارى با چند نفر ديگر از ياران پيامبر از شركت در جنگ تبوك خوددارى كردند، اما وقتى آياتى كه در مذمت متخلفين وارد شد، آنها بسيار ناراحت و پشيمان شدند و خود را به ستون هاى مسجد پيامبر(صلى الله عليه وآله) بستند و هنگامى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) از جنگ بازگشت و از حال آنها خبر گرفت، عرض كردند آنها سوگند ياد كرده اند كه خود را از ستون باز نكنند تا اينكه پيامبر(صلى الله عليه وآله) كارى را انجام دهد. پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: من نيز سوگند ياد مى كنم كه چنين كارى نخواهم كرد، مگر اينكه خداوند به من اجازه دهد. آيه فوق نازل شد و خداوند توبه آنها را پذيرفت و پيامبر(صلى الله عليه وآله)آنها را از ستون مسجد باز كرد. آنها به شكرانه اين موضوع همه اموال خود را به پيامبر(صلى الله عليه وآله) تقديم داشتند و عرض كردند اين همان اموالى است كه به دليل دلبستگى به آن ما از شركت در جهاد خوددارى كرديم.
در روايات ديگر است كه آيه فوق درباره ابولبابه و راجع به داستان بنى قريظه از طايفه پيمان شكن يهود بودند كه ابولبابه از سوى پيامبر به نزد آنان رفت تا هشدار پيامبر را مبنى بر تسليم و خروج از مدينه به علت پيمان شكنى به اطلاع آنان برساند، آنها به عنوان مشورت با او صحبت كردند كه آيا تسليم حكم پيامبر شوند يا نه. ابولبابه با دست به گلوى خود اشاره برد به آنان فهمانيد كه اگر تسليم شويد، مسلمانان همه شما را خواهند كشت، ولى بى درنگ از اين اقدام پشيمان شد و در بازگشت به نزد رسول خدا(صلى الله عليه وآله)سوگند خورد كه ديگر هرگز در سرزمينى كه به پيامبر خيانت كرده است، گام ننهد. ابولبابه يكسره به مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله) آمد و خود را به يكى از ستون هاى مسجد بست و گفت: يا بايد خداوند از گناهان او بگذرد يا مرگ او را برساند. اصحاب پيامبر نزد آن حضرت رفته و از او خواستند تا از گناه ابولبابه درگذرد. پيامبر فرمود: اگر او پيش من مى آمد از خداوند برايش طلب آمرزش مى كردم، اما اكنون كه مستقيماً به خداوند پناه جسته است، بايد از جانب او مورد عفو قرار گيرد، سرانجام پس از مدتى به هنگام سحر خداوند توبه ابولبابه را با نزول آيه فوق پذيرفت.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) خندان از خواب برخاست. ام سلمه همسر ايشان از علت خنده پرسيد. فرمود: توبه ابولبابه قبول شده است. اصحاب خواستند ريسمان را باز كنند، گفت: بايد پيامبر باز كند، لذا پيامبر ريسمان را باز كرد.
پيامبر نوافل خويش را كنار اين ستون به جا مى آورد. نماز كنار آن ستون مستحب است. دعا و توبه در كنار آن ستون خوب است.[359]

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «وَ اعْتقادُ النَّدْم عَلى ما مَضى».[360]
قال على(عليه السلام): اَلتَّوْبَةُ نَدْمٌ بِالْقَلْبِ;[361] حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: توبه پشيمانى قلبى است.

قالَ الصّادِقُ(عليه السلام): وَ يَقْضى عَنِ الْفَوائِت مِنَ الْفَرائِض;[362] امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: از شرايط توبه اين است كه واجباتى را كه ترك كرده اى، به جا آورى (مثل نماز، روزه، حج و ساير واجبات).

قالَ الصّادِق(عليه السلام): و يَحْبِسُ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهواتِ; امام صادق(عليه السلام)فرمود: (شخصى كه توبه مى كند) بايد نفس خود را از شهوات باز دارد.

قال على(عليه السلام): اَنْ تُؤدِّىَ اِلَى الْمَخْلوقينَ حُقُوقَهُمْ حَتّى تَلْقى اللهُ اَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ;[363] على(عليه السلام) مى فرمايد: يكى از شرايط توبه (اين است كه) حقوق مردم را بپردازى، تا خدا را به گونه اى ملاقات كنى كه پاك باشى.
مثلا اگر به كسى بدهكارى، بايد بدهى او را بپردازى، و اگر از مال مردم چيزى را برداشته اى يا در دست تو مى باشد، به او رد كنى.

قال على(عليه السلام): اَن تَذِيقَ الْجِسْم أَلَمَ الطّاعَةِ كَما أَذَقْتَهُ حَلاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذلِكَ تَقُول: اَسْتَغْفِرُالله;[364] حضرت على(عليه السلام) فرمود: شخصى كه توبه مى كند، بايد جسم او سختى طاعت را بچشد، همان گونه كه اين جسم شيرينى معصيت را چشيده بود.
يكى از اشخاصى كه موفق به توبه شد «فُضيل بن عِياض» بود. او از جمله كسانى بود كه در آغاز كار راهزن و مرد شرورى بود و مردم از او در امان نبودند، ولى خداوند به او توفيق داد و از جمله اوليا گشت.
جريان توبه او چنين است كه فُصيل از نزديكى يك آبادى مى گذشت، دختركى را ديد و نسبت به او علاقه مند شد. عشق سوزان دخترك، فضيل را وادار كرد كه شب هنگام از ديوار خانه او بالا رود و تصميم داشت به هر قيمتى كه شده به وصال او نايل گردد. وقتى از ديوار بالا رفت، در يكى از خانه هاى اطراف شخص بيداردلى مشغول تلاوت قرآن بود كه به اين آيه رسيد:
(أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللهِ وَمَا نَزَّلَ مِنَ الْحَقِّ...);[365] آيا وقت آن نرسيده است كه دل هاى مؤمنان در برابر ياد خدا و آنچه از حق نازل شده است، خاشع گردد؟
اين آيه همچون تيرى بر قلب آلوده فضيل نشست و او را تكان داد. اندكى در فكر فرو رفت و به خود گفت: اى فضيل! آيا وقت آن نرسيده است كه بيدار شوى، ناگهان، صداى فضيل بلند شد و پيوسته مى گفت: بَلى وَ الله قَدْ انَ، بَلى وَالله قَدْ انَ; به خدا سوگند وقت آن رسيده است! او تصميم خود را گرفت. از ديوار بام فرود آمد و به خرابه اى وارد شد كه جمعى از كاروانيان آنجا بودند، و براى حركت با هم مشورت مى كردند و مى گفتند: فضيل و دار و دسته او در راه اند، اگر برويم، راه را بر ما مى بندند و ثروت ما را به غارت خواهند برد. فضيل وقتى اين جملات را از آنان شنيد، گفت: چه بد مردى هستم! روى به آسمان كرد و با دلى توبه كار اين سخنان را بر زبان جارى ساخت: (اَللّهُمَّ اِنّى تُبْتُ اِلَيْكَ وَجعِلَتْ تَوْبَتى اليكَ جَوار بَيْتِك الْحَرام); خداوندا! من به سوى تو بازگشتم، و توبه خود را اين قرار مى دهم كه پيوسته در جوار خانه تو باشم.
خداوند دعاى او را مستجاب كرد. او از آنجا بازگشت و به سوى مكه آمد. سال ها در آنجا مجاور بود و از جمله اوليا گشت و سرانجام در روز عاشوراى سال 187 هجرى بدرود حيات گفت.[366]

قالَ عَلِىٌّ(عليه السلام): وَ الثّانى اَلْعَزْمُ عَلى تَرْكِ الْعُودِ اِلَيْهِ اَبَداً;[367] على(عليه السلام)مى فرمايد: (يكى ديگر از شرايط استغفار) تصميم بگيرد كه هرگز گناه انجام ندهد.
بايد براى هميشه گناه را ترك كند، نه اينكه امروز گناه نكند، ولى روز ديگر آن گناه را دوباره به جا آورد.

قالَ رَسوُل الله(صلى الله عليه وآله): وَ يَديم الْبُكاء وَ الاَْسَف عَلى مافاتَهُ مِنَ طاعَةِ الله; پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: شخصى كه توبه مى كند، بايد بر طاعت ها و عبادت هايى كه در گذشته از او فوت شده است، تأسف و گريه كند.

قالَ رَسوُل الله(صلى الله عليه وآله): مَنْ تابَ وَ لَمْ يَحْفظْ لِسانَهُ فَلَيْسَ بِتائِب;[368] پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود: هركسى كه توبه كند، ولى زبانش را كنترل نكند، توبه نكرده است.

قالَ عَلِىُّ(عليه السلام): أن تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذى نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيَبهُ بالاَْحزان حَتى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَينَهُما لَحْمٌ جَديدٌ;[369]حضرت على(عليه السلام) فرمود: آنكه همت كنى گوشتى را كه بر تن تو از حرام روييده است، با حزن آنها را آب كنى تا پوست به استخوان بچسبد و بين آنها گوشت تازه اى برويد.

قال رسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): وَ يَعْتَزِلُ قَرْناءَ السُّوءِ;[370] پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: از دوستان بد دورى كنيد.
انتخاب دوست در زندگى اجتماعى لازم است، ولى بايد توجه داشت كه دوست بد، انسان را به بيراهه مى كشاند و امروزه يكى از علل و عوامل گمراهىِ جوانان، دوستان بد و منحرف مى باشد و به اين قشر از جامعه توصيه مى شود كه در تمام مراحل زندگى اگر به دوست نياز داريد كه از شرايط زندگى اجتماعى است دوست خوب را انتخاب كنيد كه مسلمان و مؤمن و آگاه باشد.
قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): مَنْ تابَ وَ لَم يُغيّر رفقاه فَلَيْسَ بِتائِبِ;[371] پيامبر(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: هركسى كه توبه كند اما دوستانِ خود را تغيير ندهند، توبه نكرده است.

قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): و مَنْ تابَ وَ لَمْ يُغيّر خُلْقه فَلَيْسَ بتائب;[372] هر كسى كه توبه كند اما اخلاق و نيّت او تغيير نيابد، توبه نكرده است. ]در حقيقت توبه او فقط توبه زبانى بوده است.[

وَ يُجَفّف جِلْدَهُ عَلى بَدَنِهِ بتَفَكُّرِ الاْجَل;[373] پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: با ياد كردن از مرگ، پوست او بر بدنش خشك شود.
ياد مرگ انسان ها را از گناه باز مى دارد.

قالَ رَسوُل الله(صلى الله عليه وآله): مَنْ تابَ وَ لَمْ يُوَّسَع كَفَّهُ فَلَيْسَ بِتائِب; پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود: كسى كه توبه كند ولى صفت بخشش در او نباشد، او توبه كننده واقعى نيست.


قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): اِنَّ الله غافِرُ كُلِّ ذَنْب اِلاّ مَنْ اَحْدَثَ دَيناً;[374]خداوند تمام گناهان را مى بخشد، مگر از كسى كه در دين چيزى را احداث كند.

(وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ);[375] كسانى كه در آستانه مرگ قرار مى گيرند و مى گويند اكنون از گناه خود توبه كرديم، توبه آنان پذيرفته نخواهد شد.
مثل سرگذشت فرعون و يارانش به هنگامى كه عذاب غرق شدن دامن آنها را گرفت، صدا زدند، ايمان آورديم. خداوند سبحان در آيات سوره يونس ماجراى غرق شدن فرعون را بيان مى كند و مى فرمايد:
بنى اسرائيل را از دريا (رود عظيم نيل) عبور داديم، و فرعون و لشگريانش از روى ظلم و تجاوز به دنبال آنها رفتند، ولى وقتى كه غرقاب دامن او را گرفت (فرعون) گفت: ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده اند وجود ندارد و من از مسلمين هستم! (اما به او خطاب شد) الآن؟! در حالى كه قبلا عصيان كردى و از مفسدان بودى؟! و امروز بدنت را از آب بيرون مى دهيم تا عبرتى براى آيندگان باشى، و بسيارى از مردم از آيات ما غافل اند.[376]
اين آيات قرآن درس خوبى براى همگان است، زيرا ما در تاريخ افراد بسيارى را سراغ داريم كه در طول زندگانى خود مرتكب هزاران جنايت شدند، ولى به هنگامى كه نشانه هاى مرگ ظاهر شد، اظهار ندامت و پشيمانى كردند. در احوالات معاوية بن ابى سفيان نقل كرده اند كه در پايان زندگى به هنگامى بيمارى اش به حمّام رفت و چون بدن خود را مشاهده كرد كه در اثر بيمارى ضعيف شده است، گريست و گفت: اى كاش كه در راه رسيدن به سلطنت و حكومت تلاشى نكرده بودم و اى كاش در رويارويى با لذّت هاى دنيا همانند نابينايان بودم، و حالت كسى را داشتم كه بهره او از دنيا لباسى كهنه و خوراكى ناچيز است و با اين حال با اهل قبور ديدار مى كردم.[377]

(وَ لاَالَّذينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفّارٌ اولئِكَ اَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أليماً);[378]آنهايى كه در حال كفر مى ميرند، توبه براى آنان نيست.

(اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَتَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللهُ لَهُمْ);[379] چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى، حتى اگر هفتاد بار براى آنها استغفار كنى، هرگز خداوند آنها را نمى آمرزد.

(اِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللهُ لَيَغْفِرَ لَهُمْ);[380] آنان را كه كافر و ستمگر شدند، هيچ گاه خدا نخواهد آمرزيد.

بعد از شرح و توضيحى كه در خصوص توبه بيان كرديم، در اين قسمت به نكاتى چند درباره توبه مى پردازيم:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً).[381]
معناى نصوح در لغت:
الف. اخلاص: النَّصحُ اِخْلاصُ العَمَلِ مِنَ الْغَشّ وَ مِنْها اَنَّ النَّصُوحَ ما كانَتْ خالِصَةً لِوَجْهِ اللهِ سُبْحانَهُ مِنْ قَوْلِهِمْ.
ب. توبه محكم.
ج. پشيمانى قلبى از گناه.
از على(عليه السلام) پرسيدند: توبه نصوح چيست؟ فرمود: نَدْمٌ بِالْقَلْبِ;[382]پشيمانى در دل.
د. استغفار با زبان.
هـ. برنگشتن به گناه تا ابد.
معاذ بن جبل پرسيد: يا رسول الله! توبه نصوح چيست؟ فرمود: اينكه بنده از گناهانش پشيمان شود: «ثُمَّ لايعود اليه كما لايعود اللبن الى الضرع»; به گناه برنگردد، همان طور كه شير به پستان برنمى گردد.[383]
و. بهتر بودن باطن از ظاهر.
توبه نصوح آن است كه يكون الباطن كالظاهر و افضل من ذلك.[384]

قالَ رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): ما مِنْ شَيىء اَحَبَّ اِلَى اللهِ تَعالى مِنَ شابٍّ تائِب;[385] پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود: هيچ چيزى نزد خدا محبوب تر از توبه جوان نيست.
بايد به اين نكته اشاره كرد مبادا فريب شيطان و شيطان صفتان را بخوريم كه الآن جوانيم و وقت عيش و نوش و هوسرانى است و وقت توبه در زمان پيرى است، كه اينها همه خلاف اعتقادات و واقعيّات است.
قال رَسوُلُ الله(صلى الله عليه وآله): اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنْ;[386] پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: توبه كردن نيكو است، ولى از جوانان نيكوتر مى باشد.

(ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيب فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللهُ عَلَيْهِمْ).[387] وَ قالَ عَلِىُّ(عليه السلام): اِنْ قارفت سَيِّئَةً فَعَجِّل مَحْوُها بالتَّوْبَةِ;[388] اگر گناهى مرتكب شدى، با توبه براى از بين بردن آن، شتاب كن.
(وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ);[389] و كسانى كه گناهى انجام داده اند يا به خودشان ظلم كرده اند، خدا را ياد مى كنند و براى گناهان خود طلب آمرزش مى كنند، و چه كسى غير از خدا آمرزنده گناهان است، و آنان ديگر بر كار بدِ خود اصرار نمى كنند، چرا كه به بدى آن آگاه اند.
بعد از نزول آيه «قام ابليس على اعلى جبل و صرخ باعلى صوته; شيطان بالاى كوه بلندى رفت و فرياد كرد و تمام بچه شيطان ها را دور خودش جمع نمود». گفت: «يا سيدنا لماذا دعوتنا; براى چى ما را خوانديد؟» گفت: «براى اين مردم يك آيه آمده است كه ديگر كار ما هيچ فايده ندارد و آن آيه توبه است. بچه شيطان ها هركدام يك چيزى گفتند: ما در برابر اين آيه چنين مى كنيم. فقام الخناس; و گفت: من در برابر اين آيه قيام مى كنم. گفت: چه مى كنى؟ گفت: مردم را وعده و نويد مى دهم و داخل گناه مى كنم; هر وقت مى خواهد توبه كند، مى گويم حالا زود است.

ماه رمضان شريف ترين ماه هاست و ماهى است كه درهاى آسمان و درهاى بهشت و رحمت گشوده مى شود و درهاى جهنم بسته مى شود و در آن شبى است كه عبادت در آن، بهتر از عبادت هزار ماه مى باشد. در اين ماه انسان بايد با تلاوت كردن قرآن و عبادت و كثرت استغفار و دعا به خداوند متعال تقرّب بجويد.
فَعَنِ الصّادق(عليه السلام): قال مَنْ لَمْ يُغْفَر لَهُ فى شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ يُغْفر لَه اِلى قابِلِ الاّ ان يَشْهَدَ عَرَفَةَ; از حضرت صادق(عليه السلام) روايت شده است: هركسى در ماه مبارك رمضان آمرزيده نشود، آمرزيده نگردد تا سال آينده، مگر اينكه در عرفه حاضر گردد.

قِسم اول: اعمالى است كه در هر شب و روز اين ماه به جا آورده مى شود. سيّد بن طاووس روايت كرده از حضرت امام جعفر صادق و امام كاظم(عليهما السلام) كه فرمودند: مى گويى در ماه رَمَضان از اول تا به آخر ماه رمضان بعد از نماز واجب:
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عام ما اَبْقَيْتَنى فى يُسْر مِنْكَ وَ عافِيَة وَسَعَةِ رِزْق وَ لاتُخْلِنى مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَريمَةِ وَ الْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ وَ زِيارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَ فى جَميعِ حَوائِجِ الدُّنْيا وَ الأخِرَةِ فَكُنْ لى، اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيما تَقْضى وَ تُقَدِّرُ مِنَ الأَمْرِ الْمَحْتُومِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لايُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَ تُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَ تُوَسِّعَ عَلَىَّ رِزْقى وَ تُؤدِّى عَنّى اَمانَتى وَ دَيْنى آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ.
دعاى ديگرى كه بعد ا زهر سه نماز واجب در ماه رمضان خوانده مى شود، اين دعاست:
يا عَلِىُّ يا عَظيمُ يا غَفُورُ يا رَحيمَ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظيمُ الَّذى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذى فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَىَّ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَيِّنات مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ وَ جَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَيْراً مِنْ اَلْفِ شَهْر فَياذَالْمَنَّ وَ لايُمَنُّ عَلَيْكَ مُنَّ عَلَىَّ بِفَكاكِ رَقَبَتى مِنَ النّارِ فيمَنْ تَمُنُّ عَلَيْهِ وَ اَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
از حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود: هركس اين دعا را بعد از هر نماز واجبى بخواند، خداوند گناهان او را تا روز قيامت بيامرزد.
اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرورَ، اَللّهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقير، اَللّهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جايِع، اَللّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيان، اَللّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدين، اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوب، اَللّهُمَّ رُدَّ كُلَّ غَريب، اَللّهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسير، اَللّهُمَّ اَصْلِحْ كُلَّ فاسِد مِنْ اُمُورِ الْمُسْلِمينَ، اَللّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريض، اَللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ، اَللّهُمَّ غَيِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ، اَللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَ اَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ اِنَّكَ عَلى كَلِّ شَىء قَديرٌ.
قسم دوم، اعمالى است كه در شب هاى ماه رمضان بايد به جا آورد و آن چند امر است:
1. افطار، و مستحبّ است كه بعد از نماز شام (مغرب) افطار كند، مگر آنكه ضعف بر او غلبه كرده باشد يا جمعى منتظر او باشند.
2. با چيز پاكيزه و حلال افطار كند و بهتر آن است كه به خرماى حلال افطار كند تا ثواب نماز چهارصد برابر گردد.
3. آنكه در وقت افطار دعاهاى وارده آن را بخواند:
اَللّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَ عَلى رِزْقِكَ اَفْطَرْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ.
تا خدا عطا كند به او ثواب هركسى را كه در اين روز روزه داشته است.
4. در لقمه اول بگويد: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم يا واسِعَ المَغْفِرَةِ اِغْفِرْ لى».
5. در وقت افطار سوره قدر بخواند.
6. در وقت افطار صدقه بدهد، و روزه داران را افطار دهد، گرچه به چند دانه خرما و ليوانى آب باشد تا ثواب روزه دار را به دست آورد.
7. در هر شب ماه رمضان اين دعا را بخواند تا گناهان چهل سال او آمرزيده شود:
اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ ارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذا وَ فى كُلِّ عام وَ اغْفِرْ لى تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ فَاِنَّهُ لايَغْفِرُها غَيْرُكَ يا رَحْمنُ يا عَلاّمُ.

دعا، سلاح مؤمن و وسيله ارتباط بندگان با خداست. دعا جدى ترين و قوى ترين نحوه برقرارى ارتباط انسان با خداست و نيروى فوق العاده اى به انسان مى دهد تا از عهده كارهاى سخت برآيد، خداوند در قرآن به پيامبر(صلى الله عليه وآله)خطاب مى كند: اگر بخواهى اين بار سنگين را به آخر برسانى، از دعا بهره بگير.
يكى از دعاهايى كه بايد مورد توجه قرار گيرد، دعاى افتتاح است. در اين دعا، علاوه بر توصيف اسماء و صفات خداوند، ذكر مقام و فضيلت ائمه اطهار(عليهم السلام) است، در اين دعا نام يكايك ائمه اطهار(عليهم السلام)ياد مى شود و در آن ظهور امام زمان و تشكيل دولت حق از خداوند خواسته مى شود.
متن دعاى افتتاح، كه در هر شب از ماه رمضان خوانده مى شود:
اللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِكَ وَ اَنْتَ مُسَدِّدُ لِلصَّوابِ بِمَّنِكَ وَ اَيْقَنْتُ اَنَّكَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ اَشَدُّ الْمُعاقِبينَ فى مَوْضِعِ النَّكالِ وَ النَّقِمَةِ وَ اَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ فى مَوْضِعِ الْكِبْريآءَ وَ الْعَظَمَةِ، اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِكَ وَ مَسْئَلَتِكَ فَاسْمَعْ يا سَميعُ مِدْحَتى وَ اَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتى وَ اَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتى فَكَمْ يآ اِلهى مِنْ كُرْبَة قَدْ فَرَّجْتَها وَ هُموُم قَدْ كَشَفْتَها وَ عَثْرَة قَدْ اَقَلْتَها وَ رَحْمَة قَدْ نَشَرْتَها وَ حَلْقَةِ بَلآء قَدْ فَكَكْتَها اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً اَلْحَمْدُللهِِ بِجَميعِ مَحامِدِهِ كَلِّهَا عَلى جَميعِ نِعَمِهِ كُلِّها، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى لامُضآدَّ لَهُ فى مُلْكِهِ وَ لامُنازِعَ لَهُ فى اَمْرِهِ اَلْحَمْدُ للهِ الّذى لا شَريكَ لَهُ فى خَلْقِهِ وَ لا شَبيهَ لَهُ فى عَظَمَتِهِ، اَلْحَمْدُللهِِ الْفاشى فِى الْخَلْقِ اَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ الظّاهِرِ بِالْكَرَمِ مَجْدُهُ الْباسِطِ بِالْجُودِ يَدَهُ الَّذى لا تَنْقُصُ خَزآئِنُهُ وَ لاتَزيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطآءِ اِلاّ جُوداً وَ كَرَماً اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الْوَهّابُ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ قَليلا مِنْ كَثير مَعَ حاجَة بى اِلَيْهِ عَظيمَة وَ غِناكَ عَنْهُ قَديمٌ وَ هُوَ عِنْدى كَثيرٌ وَ هُوَ عَلَيْكَ سَهْلٌ يَسيرٌ، اَللّهُمَّ اِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبى وَ تَجاوُزَكَ عَنْ خَطيئَتى وَ صَفْحَكَ عَنْ ظُلْمى وَ سِتْرَكَ عَلى قَبيحِ عَمَلى وَ حِلْمَكَ عَنْ كَثيرِ جُرْمى عِنْدَ ما كانَ مِنْ خَطأى وَ عَمْدى اَطْمَعَنى فى اَنْ اَسْئَلَكَ ما لا اَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ الَّذى رَزَقْتَنى مِنْ رَحْمَتِكَ وَ اَرَيْتَنى مَنْ قُدْرَتِكَ وَ عَرَّفْتَنى مِنْ اِجابَتِكَ فَصِرْتُ اَدْعُوكَ آمِناً وَ اَسْئَلُكَ مِسْتَأنِساً لاخآئِفاً وَ لا وَجِلا مُدِلاّعَلَيْكَ فيما قَصَدْتُ فيهِ اِلَيْكَ فَاِنْ اَبْطَاَ عَنّى عَتَبْتُ بِجَهْلى عَلَيْكَ وَ لَعَلَّ الَّذى اَبْطَاَ عَنّى هُوَ خَيْرٌ لى لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ فَلَم اَرَ مَوْلا كَريماً اَصْبَرَ عَلى عَبْد لَئيم مِنْكَ عَلَىَّ يا رَبِّ اِنَّكَ تَدْعُونى فَاُوَلّى عَنْكَ وَ تَتَحَبَّبُ اِلَىَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَيْكَ وَ تَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْكَ كَاَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ فَلَمْ يَمْنَعْكَ ذلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لى وَ الاِْحْسانِ اِلَىَّ وَ التَّفَضُّلِ عَلَىَّ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ فَارْحَمَ عَبْدَكَ الْجاهِلَ وَجُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ اِحْسانِكَ اِنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ اَلْحَمْدُللهِِ مالِكِ الْمُلْكِ مُجْرِى الْفُلْكِ مُسَخِّرِ الرِّياحِ فالِقِ الاِْصْباحِ دَيّانِ الدّينِ رَبِّ الْعَالَمينَ، اَلْحَمْدُللهِِ عَلى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَ الْحَمْدُللهِِ عِلى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَ الْحَمْدُللهِِ عَلى طُولِ اَناتِهِ فى غَضَبِهِ وَ هُوَ قادِرٌ عَلى ما يُريدُ اَلْحَمْدُللهِِ خالِقِ الْخَلْقِ باسِطِ الرِّزْقِ فالِقِ اَلاِْصْباحِ ذِى الْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ وَ الْفَضْلِ وَ الاِْنْعامِ الَّذى بَعُدَ فَلايُرى وَ قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوى تَبارَكَ وَ تَعالى، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى لَيْسَ لَهُ مُنازِعٌ يُعادِلُهُ وَ لاشَبيهٌ يُشاكِلُهُ وَ لاظَهيرٌ يُعاضِدُهُ قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الاَْعِزّآءَ وَ تَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمآءُ فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ ما يَشآءُ، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى يُجيبُنى حينَ اُناديهِ وَ يَسْتُرُ عَلَىَّ كُلَّ عُورَة وَ اَنَا اَعْصيهِ وَ يُعَظِّمُ الْنِّعْمَةَ عَلَىَّ فَلا اُجازيهِ فَكَمْ مِنْ مَوْهِبَة هَنيئَة قَدْ اَعْطانى وَ عَظيمَة مَخُوفَة قَدْ كَفانى وَ بَهْجَة مُونِقَة قَدْ اَرانى فَاُثْنى عَلَيْهِ حامِداً وَ اَذْكُرُهُ مُسَبِّحاً، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى لا يُهْتَكُ حِجابُهُ وَ لا يُغْلَقُ بابُهُ وَ لايُرَدُّ سآئِلُهُ وَ لا يُخَيَّبُ آمِلُهُ، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى يُؤْمِنُ الْخآئِفينَ وَ يُنَجِّى الصّالِحينَ وَ يَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفينَ وَ يَضَعُ الْمُسْتَكْبِرينَ وَ يُهْلِكُ مُلُوكاً وَ يَسْتَخْلِفُ آخَرينِ وَ الْحَمْدُللهِِ قاصِمِ الجَّبارينَ مُبيرِ الظّالِمينَ مُدْرِكِ الْهارِبينَ نَكالِ الظّالِمينَ صَريخَ الْمُسْتَصْرِخينَ مَوْضِعِ حاجاتِ الطّالِبينَ مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنينَ، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى مِنْ خَشْيَتِهِ تَرْعَدُ السَّمآءُ وَ سُكّانُها وَ تَرْجُفُ الاَْرْضُ وَ عُمّارُها وَ تَمُوجُ الْبِحارُ وَ مَنْ يَسْبَحُ فى غَمَراتِها، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا اَنْ هَدانا اللهُ، اَلْحَمْدُللهِِ الَّذى يَخْلُقُ وَ لَمْ يُخْلَقْ وَ يَرْزُقُ وَ لا يُرْزَقُ وَ يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ وَ يُميتُ الاَْحْيآءَ وَ يُحْيِى الْمَوْتى وَ هُوَ حَىٌّ لايَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد عَبْدِكَ وَ رَسوُلِكَ وَ اَمينِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ حَبيبِكَ وَ خِيَرَتِكَ مَنْ خَلْقِكَ وَ حافِظِ سِرِّكَ وَ مُبَلِّغِ رِسالاتِكَ وَ اَفْضَلَ وَ اَحْسَنَ وَ اَجْمَلَ وَ اَكْمَلَ وَ اَزْكى وَ اَنْمى وَ اَطْيَبَ وَ اَطْهَرَ وَ اَسْنى وَ اَكْثَرَ ما صَلَّيْتَ وَ بارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلى اَحَد مِن عِبادِكَ وَ اَنْبِيآئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ صِفْوَتِكَ وَ اَهْلِ الْكَرامَةِ عَلَيْكَ مِن خَلْقِكَ، اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى عَلىٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ وَصِىِّ رَسوُلِ رَبِّ الْعالَمينَ عَبْدِكَ وَ وَليِّكَ وَ اَخى رَسوُلِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلى خَلْقِكَ وَ آيَتِكَ الْكُبْرى وَ النَّبأِ الْعَظيمِ وَ صَلِّ عَلَى الصِّدّيقَةِ الطّاهِرَةِ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمينَ وَ صَلِّ عَلى سِبْطَىِ الرَّحْمَةِ وَ اِمامِىَ الْهُدى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَ صَلِّ عَلى اَئِمَّةِ الْمُسْلِمينَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَر وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْخَلَفِ الْهادِى الْمَهْدِىِّ حُجَجِكَ عَلى عِبادِكَ وَ اُمَنائِكَ فى بِلادِكَ صَلَوةً كَثيرَةً دآئِمَةً، اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى وَلِىِّ اَمْرِكَ الْقائِمِ الْمُؤَمَّلِ وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ وَ حُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ وَ اَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ يا رَبَّ الْعالَمينَ، اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ الدّاعِىَ اِلى كِتابِكَ وَ الْقآئِمَ بِدينِكَ اسْتَخْلِفْهُ فى الاَْرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِ مَكِّنْ لَهُ دينَهُ الَّذى ارْتَضَيْتَهُ لَهُ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً يَعْبُدُكَ لا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً، اَللّهُمَّ اَعِزَّهُ وَ اَعْزِزْ بِهِ وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزيزاً وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسيراً وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً، اَللّهُمَّ اَظْهِرْ بِهِ دينَكَ وَ سُنَةَ نَبِيِّكَ حَتّى لايَسْتَخْفِىَ بِشَىْء مِنَ الْحَقِّ مَخافَةَ اَحَد مِنَ الْخَلْقِ اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ فى دَوْلَة كَريمَة تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَ اَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِكَ وَ الْقادَةِ اِلى سَبيلِكَ وَ تَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ، اَللّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقَّ فَحَمِّلْناهُ وَ ما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ، اَللّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنا وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا وَ كَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا وَ اَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا وَ اَغْنِ بِهِ عآئِلَنا وَ اقْضِ بِهِ عَنْ مُغْرَمِنا وَ اجْبُرْ بِهِ فَقْرَنا وَ سُدَّ بِهِ خَلَّتَنا وَ يَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا وَ بَيِّضْ بِهِ وُجُوهَنا وَ فُكَّ بِهِ اَسْرَنا وَ اَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا وَ اَنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا وَ اَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا وَ بَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ آمالَنا وَ اَعْطِنا بِهِ فُوْقَ رَغْبَتِنا يا خَيْرَ الْمَسْئُولينَ وَ اَوْسَعَ الْمُعْطينَ اِشْفِ بِهِ صُدُورِنا وَ اَذْهِبْ بِهِ غَيْظَ قُلُوبِنا وَ اهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِكَ اِنَّكَ تَهْدى مَنْ تَشآءُ اِلى صِراط مُسْتَقيم وَ انْصُرْنا بِهِ عَلى عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّنآ اِلهَ الْحَقِّ آمينَ، اَللّهُمَّ اِنّا نَشْكُو اِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنا وَ قِلَّةَ عَدَدِنا وَ شِدّةَ الْفِتَنِ بِنا وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِهِ وَ اَعِنّا عَلى ذلِكَ بِفَتْح مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَكْشِفُهُ وَ نَصْر تُعِزُّهُ وَ سُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَ رَحْمَة مِنْكَ تَجَلِّلُناها وَ عافِيَة مِنْكَ تُلْبِسُناها بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

قِسم سوم، در اعمال سحرهاى ماه مبارك رمضان است و آن چند امر است:
1. سحرى خوردن است و نبايد آن را ترك كرد، اگرچه به يك دانه خرما يا يك مقدار شربت آب باشد و وارد شده كه حق تعالى و ملائكه صلوات مى فرستند بر كسانى كه در سحرها استغفار مى كنند و سحرى مى خورند.
2. سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ» را در وقت سحر بخواند كه هركس اين سوره مباركه را به هنگام افطار و سحر بخواند در ميان اين دو وقت، ثواب كسى را داشته باشد كه در راه خدا در خون خود بغلطد.
3. دعاى عظيم الشأنى است كه حضرت امام رضا(عليه السلام) نقل كرده اند، حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) اين دعا را در سحرهاى ماه رمضان مى خواندند. متن دعا چنين است:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ بِاَبْهاهُ وَ كُلُّ بَهآئِكَ بَهِىٌّ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِبَهآئِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ انّى اَسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاَجَلِّهِ و كُلُّ جَلالِكَ جَليلٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاَعْظَمِها وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظيمَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ نُورِكَ بِاَنْوَرِهِ وَ كُلُّ نُورِكَ نَيِّرٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِنُورِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِاَوْسَعِها وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاَتَمِّها وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تآمَّةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّهَا، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاَكْمَلِهِ وَ كُلُّ كَمالِكَ كامِلٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ اَسْمآئِكَ بِاَكْبَرِها وَ كُلُّ اَسْمآئِكَ كَبيرَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَسْمآئِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِاَعَزِّها وَ كُلُّ عِزَّتِكَ عَزيزَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِاَمْضاها وَ كُلُّ مَشيَّتِكَ ماضِيَةُ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَشيَّتِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى اسْتَطَعْتَ بِها عَلى كُلِّ شَىْء وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطيلَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِاَنْفَذِهِ وَ كُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِلْمِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِاَرْضاهُ وَ كُلُّ قَوْلِكَ رَضِىٌّ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَسآئِلِكَ بِاَحَبِّها اِلَيْكَ وَ كُلُّ مَسائِلِكَ اِلَيْكَ حَبيبَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَسآئِلِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاَشْرَفِهِ وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَريفٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِاَدْوَمِهِ وَ كُلُّ سُلْطانِكَ دآئِمٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِاَفْخَرِهِ وَ كُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمُلْككَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِاَعْلاهُ وَ كُلُّ عُلُوِّكَ عال، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِاَقْدَمِهِ وَ كُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِمَنِّكَ كُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ آياتِكَ بِاَكْرَمِها وَ كُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِآياتِكَ كُلِّها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما اَنْتَ فيهِ مِنَ الشَّاْنِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اَسْئَلُكَ بِكُلِّ شَاْن وَحْدَهُ وَ جَبَرُوت وَحْدَها، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِما تُجيبُنى ]بِهِ [حينَ اَسْئَلُكَ، فَاَجِبْنى يا اَللهُ.
پس هر حاجت كه دارى از خدا بطلب كه البتّه برآورده مى شود.

دعاى روز اول:
اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِيامى فيهِ صِيامَ الصّآئِمينَ وَ قِيامى فيهِ قيامَ الْقآئِمينَ وَ نَبِّهْنى فيهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغافِلينَ وَهَبْ لى جُرْمى فيهِ يا اِلهَ الْعالَمينَ وَ اعْفُ عَنّى يا عافِياً عَنِ الْمُجْرِمينَ.
دعاى روز دوم:
اللّهُمَّ قَرِّبْنى فيهِ اِلى مَرْضاتِكَ وَجَنِّبْنى فيهِ مِنْ سَخَطِكَ وَ نَقِماتِكَ وَ وَفِّقْنى فيهِ لِقِرآئِةِ اياتِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
دعاى روز سوم:
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبيهَ وَ باعِدنى فيهِ مِنَ السَّفاهَةِ وَ التَّموْيهِ وَاجْعَلْ لى نَصيباً مِنْ كُلِّ خَيْر تُنْزِلُ فيهِ بِجوُدِكَ يا اَجْوَدَ الاَْجْوَدينَ.
دعاى روز چهارم:
اَللّهُمَّ قَوِّنى فيهِ عَلى اِقامَةِ اَمْرِكَ وَ اَذِقْنى فيهِ حَلاوَةَ ذِكْرِكَ وَ اَوْزِعْنى فيهِ لاَِدآءِ شُكْرِكَ بِكَرَمِكَ وَ احْفَظْنى فيهِ بِحِفْظِكَ وَ سِتْرِكَ يا اَبْصَرَ النّاظِرينَ.
دعاى روز پنجم:
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ وَاجْعَلْنى فيهِ مِنْ عِبادِكَ الصّالِحينَ الْقانِتينَ وَاجْعَلنى فيهِ مِنْ اَوْلِيآئِكَ الْمُقَرَّبينَ بِرَأْفَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
دعاى روز ششم:
اَللّهُمَّ لاتَخْذُلْنى فيهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِيَتِكَ وَ لاتَضْرِبْنى بِسِياطِ نَقِمَتِكَ وَ زَحْزِحْنى فيهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنِّكَ وَ اَياديكَ يا مُنْتَهى رَغْبَةِ الرّاغِبينَ.
دعاى روز هفتم:
اَللّهُمَّ اَعِنّى فيهِ عَلى صِيامِهِ وَ قِيامِهِ وَ جَنِّبْنى فيهِ مِنْ هَفَواتِهِ وَ اثامِهِ وَ ارْزُقْنى فيهِ ذِكْرَكَ بَدَوامِهِ بِتَوْفيقِكَ يا هادِىَ الْمُضِلّينَ.
دعاى روز هشتم:
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ رَحْمَةَ الاَْيْتامِ وَ اِطْعامَ اْلطَّعامِ وَ اِفْشآءَ السَّلامِ وَ صُحْبَةَ الْكِرامِ بِطَوْلِكَ يا مَلْجَاَ الاْمِلينَ.
دعاى روز نهم:
اَللّهُمَّ اجْعَلْ فيهِ نَصيباً مِنْ رَحْمَتِكَ الْواسِعَةِ وَ اهْدِنى فيهِ لِبَراهينِكَ السّاطِعَةِ وَ خُذْ بِناصِيَتى اِلى مَرْضاتِكَ الْجامِعَةِ بِمَحَبَّتِكَ يا اَمَلَ الْمُشْتاقينَ.
دعاى روز دهم:
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ وَ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْفآئِزينَ لَدَيْكَ وَ اجْعَلْنى فيهِ مِنَ الْمُقَرَّبينَ اِلَيْكَ بِاِحْسانِكَ يا غايَةَ الطّالِبينَ.
دعاى روز يازدهم:
اَللّهُمَّ حَبِّبْ اِلَىَّ فيهِ الاِْحْسانَ وَ كَرِّهْ اِلَىَّ فيهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ وَ حَرَّمْ عَلَىَّ فيهِ السَّخَطَ وَ النّيرانَ بِعَوْنِكَ يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ.
دعاى روز دوازدهم:
اَللّهُمَّ زَيِّنّى فيهِ بِالسَّتْرِ وَ الْعَفافِ وَ اسْتُرْنى فيهِ بِلِباسِ الْقُنُوعِ وَ الْكِفافِ وَ احْمِلْنى فيهِ عَلَى الْعَدْلِ وَ الاِْنْصافِ وَ امِنّى فيهِ مِنْ كُلِّ ما اَخافُ بِعِصْمَتِكَ يا عِصْمَةَ الْخآئِفينَ.
دعاى روز سيزدهم:
اَللّهُمَّ طَهِّرْنى فيهِ مِنَ الدَّنَسِ وَ الاَْقْذارِ وَ صَبِّرْنى فيهِ عَلى كآئِناتِ الاَْقْدارِ وَ وَفِّقْنى فيهِ لِلتُّقى وَ صُحْبَةِ الاَْبْرارِ بِعَوْنِكَ يا قُرَّةَ عَيْنِ الْمَساكينَ.
دعاى روز چهاردهم:
اَللّهُمَّ لاتُؤاخِذْنى فيهِ بِالْعَثَراتِ وَ اَقِلْنى فيهِ مِنَ الْخَطايا وَ الْهَفَواتِ وَ لاتَجْعَلْنى فيهِ غَرَضاً لِلْبَلايا وَ الاْفاتِ بِعِزَّتِكَ يا عِزَّ الْمُسْلِمينَ.
دعاى روز پانزدهم:
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ طاعَةَ الْخاشِعينَ وَ اشْرَحْ فيهِ صَدْرى بِاِنابَةِ الْمُخْبِتينَ بِاَمانِكَ يا اَمانَ الْخآئِفينَ.
دعاى روز شانزدهم:
اَللّهُمَّ وَفِّقْنى فيهِ لِمُوافَقَةِ الاَْبْرارِ وَجَنِّبْنى فيهِ مُرافَقَةَ الاَْشْرارِ وَ آوِنى فيهِ بِرَحْمَتِكَ اِلى دارِ الْقَرارِ بِاِلهِيَّتِكَ يا اِلهَ الْعالَمين.
دعاى روز هفدهم:
اَللّهُمَّ اهْدِنى فيهِ لِصالِحِ الاَْعْمالِ وَ اقْضِ لى فيهِ الْحَوآئِجَ وَ الاْمالَ يا مَنْ لايَحْتاجُ اِلَى التَّفْسيرِ وَ السُّؤالِ يا عالِماً بِما فى صُدُورِ الْعالَمينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ.
دعاى روز هيجدهم:
اَللّهُمَّ نَبِّهْنى فيهِ لِبَرَكاتِ اَسْحارِهِ وَ نَوِّرْ فيهِ قَلْبى بِضيآءِ اَنْوارِهِ وَ خُذْ بِكُلِّ اَعْضآئى اِلىَ اتِّباعِ اثارِهِ بِنُورِكَ يا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعارِفينَ.
دعاى روز نوزدهم:
اَللّهُمَّ وَفِّرْ فيهِ حَظّى مِنْ بَرَكاتِهِ وَ سَهِّلْ سَبيلى اِلى خَيْراتِهِ وَ لاتَحْرِمْنى قَبُولَ حَسَناتِهِ يا هادِياً اِلَى الْحَقِّ الْمُبينِ.
دعاى روز بيستم:
اَللّهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ اَبْوابَ الْجِنانِ وَ اَغْلِقْ عَنّى فيهِ اَبْوابَ النّيرانِ وَ وَفِّقْنى فيهِ لِتِلاوَةِ الْقُرْانِ يا مُنْزِلَ السَّكينَةِ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ.
دعاى روز بيست و يكم:
اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فيهِ اِلى مَرْضاتِكَ دليلا وَ لاتَجْعَلْ لِلشَّيْطانِ فيهِ عَلَىَّ سَبيلا وَ اجْعَلِ الْجَنَّةَ لى مَنْزِلا وَ مَقيلا يا قاضِىَ حَوآئِجِ الطّالِبينَ.
دعاى روز بيست و دوم:
اَللّهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ اَبْوابَ فَضْلِكَ وَ اَنْزِلْ عَلَىَّ فيهِ بَرَكاتِكَ وَ وَفِّقْنى فيهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِكَ وَ اَسْكِنّى فيهِ بُحْبُوحاتِ جَنّاتِكَ يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ.
دعاى روز بيست و سوم:
اَللّهُمَّ اغْسِلْنى فيهِ مِنَ الذِّنُوبِ وَ طَهِّرْنى فيهِ مِنَ الْعُيُوبِ وَ امْتَحِنْ قَلْبى فيهِ بِتَقْوَى الْقُلُوبِ يا مُقيلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبينَ.
دعاى روز بيست و چهارم:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ فيهِ ما يُرْضيكَ وَ اَعُوذُبِكَ مِمّا يُؤْذيكَ وَ اَسْئَلُكَ التَّوْفيقَ فيهِ لاَِنْ اُطيعَكَ وَ لااَعْصِيَكَ يا جَوادَ السّآئِلينَ.
دعاى روز بيست و پنجم:
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فيهِ مُحِبَّاً لاَِوْلِيآئِكَ وَ مُعادِياً لاَِعْدآئِكَ مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خاتَمَ اَنْبِيآئِكَ يا عاصِمَ قُلُوبِ النَّبِيّينَ.
دعاى روز بيست و ششم:
اَللّهُمَّ اجْعَلْ سَعْيى فيهِ مَشْكُوراً وَ ذَنْبى فيهِ مَغْفُوراً وَ عَمَلى فيهِ مَقْبُولا وَ عَيْبى فيهِ مَسْتُوراً يا اَسْمَعَ السّامِعينَ.
دعاى روز بيست و هفتم:
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى فيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ صَيِّرْ اُمُورى فيهِ مِنَ الْعُسْرِ اِلَى الْيُسْرِ وَ اقْبَلْ مَعاذيرى وَ حُطَّ عَنّىِ الذَّنْبَ وَ الْوِزْرَ يا رَؤُفاً بِعِبادِهِ الصّالِحينَ.
دعاى روز بيست و هشتم:
اَللّهُمَّ وَفِّرْ حَظّى فيهِ مِنَ النَّوافِلِ وَ اَكْرِمْنى فيهِ بِاِحْضارِ الْمَسآئِلِ وَ قَرِّبْ فيهِ وَسيلَتى اِلَيْكَ مِنْ بَيْنِ الْوَسآئِلِ يا مَنْ لايَشْغَلُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ.
دعاى روز بيست و نهم:
اَللّهُمَّ غَشِّنى فيهِ بِالرَّحْمَةِ وَ ارْزُقْنى فيهِ التَّوْفيقَ وَ الْعِصْمَةَ وَ طَهِّرْ قَلْبى مِنْ غَياهِبِ التُّهْمَةِ يا رَحيماً بِعِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ.
دعاى روز سى ام:
اَللّهُمَّ اجْعَلْ صِيامى فيهِ بِالشُّكْرِ وَ الْقُبُولِ عَلى ما تَرْضاهُ وَ يَرْضاهُ الرَّسوُلُ مُحْكَمَةً فُرُوعُهُ بِالاُْصُولِ بِحَقِّ سَيِّدِنا مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ وَ الْحَمْدُللهِِ رَبِّ الْعالَمينَ.

نماز شب اول: چهار ركعت است. در هر ركعت، بعد از حمد پانزده مرتبه سوره توحيد.
نماز شب دوم: چهار ركعت است. در هر ركعت، بعد از حمد، بيست مرتبه سوره قدر (انا انزلناه).
نماز شب سوم: ده ركعت است. در هر ركعت، حمد و پنجاه مرتبه سوره توحيد.
نماز شب چهارم: هشت ركعت است. در هر ركعت، حمد و بيست مرتبه سوره قدر.
نماز شب پنجم: دو ركعت است. در هر ركعت، حمد و پنجاه مرتبه سوره توحيد بخواند و بعد از سلام صد مرتبه اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله).
نماز شب ششم: چهار ركعت است. در هر ركعت، حمد و سوره تَبارَكَ الَّذى بِيَدِهِ الْمُلْكُ.
نماز شب هفتم: چهار ركعت است. در هر ركعت، حمد و سيزده مرتبه سوره قدر.
نماز شب هشتم: دو ركعت است. در هر ركعت، حمد و ده مرتبه سوره توحيد بخواند و بعد از سلام هزار مرتبه سبحان الله.
نماز شب نهم: شش ركعت است، ميان نماز شام و خفتن (بين نماز مغرب و عشا). در هر ركعت حمد و هفت مرتبه آية الكرسى و بعد از نماز پنجاه مرتبه صلوات.
نماز شب دهم: بيست ركعت است. در هر ركعت، حمد و سى مرتبه سوره توحيد.
نماز شب يازدهم: دو ركعت است. در هر ركعت، حمد و بيست مرتبه سوره كوثر.
نماز شب دوازدهم: هشت ركعت است. در هر ركعت، حمد و سى مرتبه سوره قدر.
نماز شب سيزدهم: چهار كعت است. در هر ركعت، حمد و بيست و پنج مرتبه سوره توحيد.
نماز شب چهاردهم: شش ركعت است. در هر ركعت، حمد و سى مرتبه سوره زلزال.
نماز شب پانزدهم: چهار ركعت است. در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه و در ركعت ديگر پنجاه مرتبه سوره توحيد.
نماز شب شانزدهم: دوازده ركعت است. در هر ركعت، حمد و دوازده مرتبه سوره التكاثر.
نماز شب هفدهم: دو ركعت است. در ركعت اول حمد و هر سوره اى كه مى خواهد بخواند و در ركعت دوم حمد و صد مرتبه سوره توحيد بخواند و بعد از سلام صد مرتبه لا اله الاّ الله بگويد.
نماز شب هيجدهم: چهار ركعت است. در هر ركعت، حمد و بيست و پنج مرتبه سوره كوثر.
نماز شب نوزدهم: پنجاه ركعت است. در هر ركعت، حمد و پنجاه مرتبه سوره زلزال. (گويا مراد آن باشد كه در هر ركعت يك مرتبه بخواند).
نماز شب بيستم تا بيست و چهارم: در هر يك از اين چهار شب، هشت ركعت نماز بخواند و در هر ركعت سوره حمد با هر سوره كه بخواهد.
نماز شب بيست و پنجم: هشت ركعت است. در هر ركعت، حمد و ده مرتبه سوره توحيد.
نماز شب بيست و ششم: هشت ركعت است. در هر ركعت، حمد و صد مرتبه سوره توحيد.
نماز شب بيست و هفتم: چهار ركعت است. در هر ركعت، حمد و تبارك الذى بيده الملك (سوره ملك).
نماز شب بيست و هشتم: شش ركعت است است، در هر ركعت، حمد صد مرتبه آية الكرسى و صد مرتبه سوره توحيد و صد مرتبه سوره كوثر بخواند و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد.
نماز شب بيست و نهم: دو ركعت است. در هر ركعت، حمد و بيست مرتبه سوره توحيد.
نماز شب سى ام: دوازده ركعت است. در هر ركعت، حمد و بيست مرتبه سوره توحيد بخواند و بعد از فارغ شدن از نماز، صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد(عليهم السلام) بفرستد.

شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به فضيلت آن نمى رسد و عبادت در آن شب بهتر از هزار ماه عبادت است. در آن شب تقدير امور سال مى شود، ملائكه و روح، كه اعظم ملائكه است، در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان(عليه السلام)مشرف مى شوند و آنچه براى هركس مقدر شده است بر امام(عليه السلام) عرض مى كنند.
اعمال شب هاى قدر بر دو نوع است: يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر اينكه مخصوص به هر شبى است.

اين اعمال در هر سه شب نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم انجام مى گيرد:
اول، غسل است كه بايد مقان غروب آفتاب باشد.
دوم، دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحيد بخواند و بعد از فراغ از نماز، هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ الله وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد.
سوم، زيارت امام حسين(عليه السلام).
چهارم، احياىِ اين شب هاست. هر كسى كه اين شب ها را احيا كند گناهان او آمرزيده شود، هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوه ها باشد.
پنجم، قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد مقابل خود و بگويد:
«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلُ وَ ما فيهِ وَ فيهِ اسْمُكَ الاَْكْبَرُ وَ اَسْماؤُكَ الْحُسْنى وَ ما يُخافُ وَ يُرْجى اَن تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ».
پس هر حاجت دارد بخواهد.
ششم، قرآن را بر سر بگيرد و بگويد:
«اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤمِن مَدَحْتَهُ فيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفَ بِحَقِّكَ مِنْكَ».
پس ده مرتبه بگويد: «بِكَ يا اَللهُ» و ده مرتبه «بِمُحَمَّد» و ده مرتبه «بِعَلىٍّ» و ده مرتبه «بِفاطِمَةَ» و ده مرتبه «بِالْحَسَنِ» و ده مرتبه «بِالحُسَيْنِ» و ده مرتبه «بِعَلىِّ بن الحُسَيْنِ» و ده مرتبه «بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ» و ده مرتبه «بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد» و ده مرتبه «بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر» و ده مرتبه «بِعَلىِّ بْنِ مُوسى» و ده مرتبه «بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ» و ده مرتبه «بِعَلىِّ بْنِ مُحَمَّد» و ده مرتبه «بِالحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ» و ده مرتبه «بِالْحُجَّةِ» بگويد. پس از آن، هر خواسته اى كه دارد، طلب كند.


اول، صد مرتبه: اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ.
دوم، صد مرتبه: اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِالمُؤْمِنينَ.

فضيلت اين شب از شب نوزدهم بيشتر است و بايد اعمال آن شب را، از غسل و احيا و زيارت و دو ركعت نماز كه هفت قل هو الله دارد كه قبلا بيان كرديم، و قرآن بر سر گرفتن و صد ركعت نماز و دعاى جوشن كبير، در اين شب به جا آورد.

فضيلت اين شب از دو شب قبل بيشتر است و بايد چند عمل ديگر علاوه بر اعمالى كه در شب هاى نوزدهم و بيست و يكم ذكر شد، به جا آورد و آن عبارت است از خواندن سوره هاى عنكبوت، حم سجده، دخان، سوره قدر (هزار مرتبه) زياد خواندن دعاى اللهم كن لوليّك...

احكام روزه مطابق با فتاواى مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى حاج شيخ يوسف صانعى مدظله العالى
س 1. به نظر حضرت عالى اول ماه رمضان چگونه ثابت مى شود؟
ج ـ اول ماه به چهار چيز ثابت مى شود:
اول، آنكه خود انسان ماه را ببيند;
دوم، عده اى كه از گفته آنان اطمينان پيدا مى شود، بگويند ماه را ديده ايم;
سوم، دو نفر مورد اطمينان بگويند كه در شب، ماه را ديده ايم و اوصاف ماه را مثل هم تعريف كنند;
چهارم، سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه به واسطه آن اول ماه بعد ثابت مى شود; و اول ماه با پيشگويى منجمين و علوم روز ثابت نمى شود، ولى اگر انسان از گفته آنان اطمينان و علم عادى پيدا كند، بايد به آن علم عمل نمايد.
س 2. در حال حاضر كه با پيشرفت ابزار علمى قادريم با استفاده از وسيله اى چون دوربين دو چشمى، هلال هاى باريك را نيز رؤيت نماييم، آيا باز براى رؤيت هلال، بايد تنها به چشم غير مسلّح متوسل شويم و يا اينكه رؤيت هلال ماه با استفاده از ابزار نيز داراى حجيت است؟
ج ـ مناط شهور و اهلّه كه مواقيت شرعى براى روزه و حج و غير آنهاست، همان حلول شهر (ماه) است نه رؤيت، و حلول به هر طريق علمى كه باشد، حجت است و كفايت مى كند; به علاوه آنكه بر فرض موضوعيت رؤيت، مقتضاى اطلاق ادلّه اش اعتبار رؤيت هلال با ابزار است و اختصاص به رؤيت با چشم غير مسلح ندارد.
س 3. نيت روزه در ماه رمضان چگونه است؟
ج ـ در روزه ماه رمضان همين مقدار كه تصميم دارد فردا را روزه بگيرد، كفايت مى كند.
س 4. اگر كسى در روز ماه مبارك رمضان از نيت خود برگشت و بنا گذاشت كه روزه نباشد و بعد از آن، قبل از اينكه چيزى بخورد و بياشامد و روزه خود را عملا باطل بكند، پشيمان شد و بنا گذاشت كه روزه باشد، تكليفش چيست؟
ج ـ گر چه روزه ماه مبارك رمضان و هر روزه واجب معيّن ديگر با اين گونه بنا گذارى ها كه منافات با استمرار نيت روزه دارد باطل مى شود و قضايش واجب است، اما به هر حال حقّ خوردن و آشاميدن و غير آنها از مفطرات را ندارد، چون بقا بر حالت روزه در ماه رمضان براى همه حتى كسى كه روزه اش باطل است و بايد قضا هم بگيرد، تعبداً واجب است و با ارتكاب مفطرات مسئله كفّاره و گناه و معصيت هم بر قضا اضافه مى شود.
س 5. اگر كسى به عنوان پيشواز روزه بگيرد و بعد معلوم شود كه روز اول ماه رمضان بوده است. آيا بايد روزه آن روز را قضا نمايد؟
ج ـ روزه آن روز قضا ندارد، چون روزى را كه به عنوان پيشواز روزه گرفته رمضان بوده است و جزء روزه رمضان محسوب مى شود.
س 6. روزى را كه معلوم نيست اول ماه رمضان است يا آخر شعبان، آيا مى توان جزء ماه رمضان به حساب آورد و به اين نيت روزه گرفت؟
ج ـ روزى را كه انسان شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، واجب نيست روزه بگيرد و اگر بخواهد روزه بگيرد نمى تواند نيت روزه رمضان كند و اگر به نيت قضا يا غير قضا روزه بگيرد و بعد معلوم شود اول رمضان بوده، جزء روزه رمضان محسوب مى شود و اما روزى را كه شك دارد آخر رمضان است يا اوّل شوّال، بايد روزه بگيرد و اگر تا قبل از غروب معلوم شود كه اول شوّال است، روزه آن روز باطل مى باشد.
س 7. به نظر حضرت عالى وقت افطار روزه چه زمانى مى باشد، آيا براى افطار بايد صبر نمود تا سرخى طرف مشرق (حمره مشرقيه) برطرف شود؟
ج ـ وقت افطار و نماز مغرب، مغرب مى باشد و مغرب همان گونه كه برخى از علماى بزرگ شيعه فتوا داده اند همان غروب عرفى است كه خورشيد غروب مى كند و در تحقق مغرب ذهاب حمره مشرقيه (برطرف شدن سرخى طرف مشرق) لازم نيست. گر چه كمى صبر كردن بعد از غروب عرفى واستتار قرص، مطلوب است.
س 8. اگر خلطى در گلوى كسى باشد و آن را فرو دهد آيا روزه او باطل مى شود؟
ج ـ تا زمانى كه در داخل فضاى دهان نشده باشد، فرو بردن آن مبطل روزه نيست.
س 9.آيا مى توان به علت ضعفى كه در اثر روزه گرفتن به انسان دست مى دهد، روزه نگرفت؟
ج ـ روزه گرفتن باعث ضعف است و اگر ضعف انسان كه از روزه پيدا مى شود، قابل تحمل و متعارف باشد، باعث سقوط روزه نمى شود.
س 10. اگر كسى قبل از اذان صبح ماه مبارك رمضان، خودش را جنب كند و عمداً غسل نكند، و بعد از خوردن سحرى و قبل از اذان، در حالى كه وقت براى غسل تنگ است تيمم و بعد از اذان غسل كند، روزه اش صحيح است يا خير؟
ج ـ اگر چه معصيت كرده ولى روزه اش صحيح است.
س 11. مسواك زدن براى روزه دار چه حكمى دارد؟
ج ـ در صورتى كه در هنگام مسواك زدن، چيزى فرو نبرد، مانعى ندارد.
س 12. آيا مصرف شياف هاى رِكتال و كِرِم هاى واژينال، مبطل روزه است؟
ج ـ جايز است و مانعى ندارد، و آنچه مبطل روزه است اَكل و شُرب است، ولو از راه غير متعارف، كه در چنين مواردى تحقّق نمى يابد.
س 13. آيا تزريق آمپول و سرم هاى خوراكى مضر به روزه است يا خير؟
ج ـ تزريق آمپول مطلقاً ـ چه مسكن باشد چه دارويى و چه تقويتى، عضلانى باشد يا وريدى ـ مبطل نيست و مضر به روزه نبوده و خوردن و آشاميدن نمى باشد، اما اگر جنبه تغذيه اى دارد و بناست به عنوان غذاى بيمار در چند روز مورد استفاده قرار بگيرد، احتياط واجب در گرفتن روزه و افطار نكردن و قضاى آن مى باشد، چون شبهه عدم تفاوت آن با خوردن از راه دهان وجود دارد كه همان منشأ احتياط مى باشد.
س 14. آيا استفاده بيماران تنفسى و ريوى از اسپرى ها، مضر به روزه است يا خير؟
ج ـ ظاهراً مبطل نيست و خوردن و آشاميدن محسوب نمى شود و مشمول ادلّه رسانيدن غبار به حلق نمى باشد.
س 15. آيا انجام آندوسكپى مضر به روزه هست يا خير؟
ج ـ صِرف فرستادن دستگاه به داخل بدن و خارج نمودن آن بدون آنكه موادى همراه آن باشد، از آن جهت كه صدق اَكل و شُرب نمى كند، مبطل روزه نمى باشد.
س 16. آيا خواندن قرآن در ماه مبارك رمضان براى كسى كه يقين دارد اشتباهاتى در قرائت آن دارد، جايز است و يا آنكه چون يقين به اشتباه دارد نبايد بخواند و خواندنش حرام و مبطل روزه است؟
ج ـ با قطع نظر از سيره مستمره قطعيه، نه تنها جايز است بلكه خواندن قرآن براى چنين افرادى مثل ديگران مستحب و همه ثواب هاى قرائت قرآن را مى برد و شبهه كذب در قرائت قرآن چون مخاطب وجود ندارد، تحقق پيدا نمى كند تا مشكلى پديد آيد.
س 17. آيا احتمال بيمارى و يا شدت آن و مضر بودن روزه از حيث سلامتى كه موجب جواز افطار صوم و بلكه عدمش شرط صحت مى باشد، تشخيص آن منوط به نظر پزشك مى باشد و يا اگر خود انسان احتمال عقلايى دهد، كفايت مى كند؟
ج ـ نظر پزشك موضوعيّت ندارد و همان گونه كه در روايات آمده معيار خود انسان و احتمال خودش مى باشد. آرى، نظر پزشكان محترم پديدآورنده احتمال است و بايد توجه داشت كه اگر پزشك روزه گرفتن را مضر بداند اما خود شخص فكر كند مضر نمى باشد، به نظر پزشك اعتماد نمودن لازم است چون قطعاً پزشك همه جوانب بيمارى را از حيث فعلى و آينده مورد توجه قرار مى دهد و كار تخصصى او مى باشد و على القاعده ايجاد احتمال مى نمايد.
س 18. اگر انسان سرش را همانند غواصان بپوشاند و زير آب برود، آيا روزه اش باطل مى شود يا خير؟
ج ـ در امثال اين موارد كه سر مستقيماً زير آب نمى رود، روزه باطل نمى گردد.
س 19. اگر كسى صبح مسافرت كند با اينكه به حكم مسافر بودن مى تواند روزه را افطار نمايد، اگر چيزى نخورد و نياشامد و مفطرى انجام ندهد و قبل از ظهر همان روز به محل زندگى اش (شهر يا روستا) برگردد، آيا مى تواند نيت روزه نمايد و روزه اش صحيح است؟ يعنى همانند مسافرى است كه بعد از چند روز مسافرت قبل از اذان ظهر بدون آنكه مفطرى انجام دهد و به محل زندگى مى رسد يا با هم فرق دارند؟
ج ـ فرقى ندارد و با نيت روزه، روزه اش صحيح است و واجب است روزه را بگيرد، ليكن با الغاى خصوصيت عرفيه و فحواى حكم شامل مورد دوم هم مى شود.
س 20. كسى كه مى خواهد بعد از ظهر مسافرت كند تا روزه اش درست باشد، آيا هنگام اذان ظهر بايد در خانه و محل سكونتش باشد يا حتى اگر به قصد سفر حركت كرده و نماز ظهر را در يكى از مساجد مسير كه هنوز به خارج شهر نرسيده بخواند و حركت كند نيز روزه اش صحيح است؟
ج ـ در مفروض سؤال حكم مسافرت بعد از ظهر را دارد چون در هنگام اذان داخل شهر بوده و از شهر خارج نشده وتا از شهر خارج نشود حكم مسافر را ندارد، بنابراين روزه آن روزش صحيح است.
س 21. معيار درست بودن روزه براى مسافرى كه قبل از ظهر به وطنش مى رسد، رسيدن به محل زندگى و داخل شهر و قريه شدن است يا رسيدن به دروازه شهر و جايى كه صداى اذان متعارف شهر را مى شنود، يعنى گذشتن از حدّ ترخّص، كفايت مى كند؟
ج ـ ظاهراً معيار، ورود به محل زندگى و داخل شهر و قريه است كه بعد از آن مسافر محسوب نمى شود و بودن پيش از ظهر در خارج شهر و قريه براى كسى كه از سفر برگشته ولو صداى اذان را بشنود، كفايت نمى كند و چه نيكو است كه افرادى كه شك دارند كه قبل از ظهر به وطن يا محل اقامه مى رسند يا نه، روزه خود را از قبل و در حال سفر افطار نمايند.
س 22. دانشجويان و يا افراد ديگرى كه هر هفته به محل درس يا كار مى روند و برمى گردند، حكم نماز و روزه شان در ماه رمضان چگونه است؟
ج ـ همه كسانى كه براى مدت معيّنى از سال حداقل كم تر از ده روز يك سفر به قدر مسافت شرعى دارند به حكم كثيرالسفر همه جا نمازشان تمام است و روزه شان را بايد بگيرند، مگر آنكه ده روز در يك جا بمانند كه در سفر اول بعد از ده روز نماز شكسته و روزه افطار مى شود و در سفر دوم و بعد از آن همان حكم كثيرالسفر دو مرتبه بار مى شود، و به نظر اين جانب در اين حكم بين دانشجو و كسى كه شغلش سفر است همانند راننده ماشين بيابانى و برون شهرى و يا شخصى كه شغلش در سفر است ـ مثل كسى كه در كرج زندگى مى كند و محل كارش تهران است و هر روزه به تهران مى آيد و بر مى گردد ـ فرقى نمى باشد و معيار همان كثرت سفر است.
س 23. اگر كثيرالسفرى كه مثلا از كرج مرتب به تهران مى آيد، در ماه رمضان بخواهد به سفر زيارتى مشهد و يا سفر ديگرى غير از سفرهاى متعارف قبلى برود. آيا روزه اش درست و نمازش تمام است يا در حكم مسافر مى باشد و روزه اش افطار مى شود و نمازش شكسته است؟
ج ـ همه افرادى كه به خاطر كثرت سفر نمازشان تمام و روزه را بايد بگيرند تا ده روز در يك جا نمانده، در هر مسافرتى و هر سفرى گرچه خارج از سفر متعارفشان باشد، نمازشان تمام و روزه را بايد بگيرند.
س 24. در صورتى كه در ماه مبارك رمضان امكان مسافرت به كربلاى معلى و زيارت قبر سيدالشهدا فراهم گردد. آيا مسافرت به جهت زيارت مثل بقيّه مسافرت ها مكروه است؟
ج ـ نه تنها كراهت ندارد، بلكه با توجه به رواياتى كه زيارت ابى عبدالله الحسين(عليه السلام) درماه مبارك رمضان و شب هاى قدر را دستور داده و به آن ترغيب نمودهاست مسافرت به جهت زيارت قبر مطهرش افضل هم مى باشد، كما اينكه مسافرت براى زيارت قبور ائمه ديگر نيز كراهت ندارد.
س 25. آيا غسل هاى مستحبى كه در ماه مبارك رمضان وارد شده است مجزى از وضو مى باشد؟
ج ـ همه غسل ها مجزى از وضو مى باشند و اختصاص به جنابت ندارد.
س 26. آيا دعاهاى طولانى مانند ابوحمزه ثمالى را مى توان به صورت قطعه قطعه و در چند نوبت خواند؟
ج ـ مانعى ندارد و لازم نيست تمام دعا را در يك مرتبه بخواند.
س 27. كسانى كه به خاطر بيمارى نتوانسته اند روزه ماه رمضان را بگيرند و بيمارى شان هم تا سال بعد استمرار داشته، وظيفه آنان چيست؟
ج ـ هر چند قضا از آنان ساقط است، اما بايد براى هر روز يا يك وعده غذا به فقير بدهند بخورد تا سير شود و يا يك مُد طعام، نان يا گندم يا برنج و يا امثال آنها به فقير بدهند.
س 28. مُد از طعام چه مقدار است؟
ج ـ تقريباً ده سير يا هفتصد و پنجاه گرم است.
س 29. آيا مى توان به جاى غذا و مُد، پول آن را به فقير داد؟
ج ـ نمى توان، ليكن اگر پول را به او بدهند كه با آن پول غذا تهيه نمايند و وثوق به تهيه غذا با آن پول باشد، كفايت مى كند.
س 30. آيا مى توان پول را به كسى بدهيم كه اطمينان داريم براى فقير غذا و يا مُد از طعام تهيه مى كند و نيابت بدهيم او غذا و يا مد را تهيه و به آنان بدهد؟
ج ـ با اطمينان مانعى ندارد و كفايت مى كند.
س 31. آيا انسان مى تواند كفّاره چند روزى را كه به خاطر بيمارى روزه نگرفته به فقير بدهد؟
ج ـ آرى، مى تواند و كفايت مى كند.
س 32. آيا كسى كه به خاطر سفر يا عذر ديگر (عادت زنانه) روزه نگرفته تا ماه رمضان ديگر رسيده، آيا تنها قضاى روزه به عهده اش باقى است يا علاوه بر آن بايد كفّاره تأخير كه همان اطعام و مُد از غذاست نيز بپردازد؟
ج ـ علاوه بر غذا، كفّاره تأخير در تمام احكام مثل كفاره بيمار است كه بيمارى اش مستمر بوده، كه در پاسخ هاى قبلى بيان شد.
س 33. زنى كه به خاطر باردارى يا به خاطر شير دادن به بچه، روزه اش را نگرفته و اين روزه نگرفتن تا سال ديگر طول كشيده، آيا علاوه بر قضا و كفاره تأخير، چيز ديگرى هم بر عهده او مى باشد؟
ج ـ اگر ضرر براى بچه بوده نه خود او بايد براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد.
س 34. زكات فطره به چه كسانى تعلق مى گيرد؟
ج ـ به كسى كه قبل از شب عيد فطر، حداقل توانايى تأمين مخارج يك سال خود و عائله اش را داشته باشد، كه در اين صورت بايد زكات فطره خود و عائله اش را بپردازد.
س 35. زكات فطره ميهمان شب عيد فطر بر عهده چه كسى است؟
ج ـ بر عهده خود ميهمان است، حتى اگر قبل از غروب وارد شود، زيرا با مصرف غذا و افطارى يك شب، نانخور بودن و عيلوليت صدق نمى كند. آرى، اگر قبل از غروب آمده و بناست چند روزى بماند به عهده صاحبخانه و ميزبان است چون عيلوليت و نانخور بودن صدق مى كند.
س 36. اگر ميهمان شب عيد فطر بعد از غروب وارد شود، ليكن دعوت از او در روزهاى قبل بوده باشد، زكات فطره اش بر عهده چه كسانى است؟
ج ـ بر عهده خود ميهمان است هرچند كه از قبل دعوت شده باشد.
س 37. اگر ميزبان بخواهد زكات فطره ميهمان شب عيد را در صورتى كه بر عهده ميهمان باشد، بدهد، آيا كفايت مى كند يا خير؟
ج ـ با رضايت و اجازه اش كفايت مى كند.
س 38. آيا در احكام ميهمان و ميزبان از حيث زكات فطره كه در سؤال هاى قبل گفته شد، بين دعوت در خانه و يا دعوت در مراكز پذيرايى فرقى هست يا خير؟
ج ـ فرقى نمى باشد.
س 39. لطفاً مقدار زكات فطره را بيان فرماييد؟
ج ـ مقدار آن تقريباً سه كيلوگرم گندم، جو، خرما، كشمش و همچنين برنج كه امروزه جزء قوت غالب است، مى باشد، هر چند پرداختن قيمت هر كدام از آنها به قيمت بازار هم كافى است.
س 40. آيا مى توان زكات فطره را به سيد فقير داد؟
ج ـ سيد مى تواند فطريه و زكات خود را به سادات فقير بدهد، ولى غير سيد نمى تواند زكات و فطريه خود را به سيد بدهد.
س 41. نحوه مصرف زكات فطره به نظر حضرت عالى چگونه است؟
ج ـ اگر زكات فطره را به يكى از هشت مصرفى كه براى زكات مال بيان شده برساند، كفايت مى كند، ولى احتياط مستحب آن است كه فقط به فقراى شيعه داده شود و مستحب است كه در دادن زكات فطره، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم بدارد و بعد همسايگان فقير، بعد اهل علم فقير، ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند مستحب است آنان را مقدم بدارد.
س 42. آيا مى توان فطريه را خرج بازسازى مساجد يا كارهاى خير ديگر مانند جشن هاى مذهبى، مراسم دهه محرم و... كرد؟
ج ـ جايز است، هر چند پرداخت آن به مستحق بهتر است.
س 43. ما در تهران زندگى مى كنيم، آيا مى توانيم زكات فطره را به جاى ديگرى غير از محل زندگى، مثل محل اولى كه در آن زندگى مى كرديم يا جاى ديگر بفرستيم؟
ج ـ على الاقوى، حتى بعد از كنار گذاشتن هم جايز نيست، مگر آنكه اتفاقاً در شب عيد در محل باشيد و در آنجا بپردازيد; و احتياط واجب آن است كه زكات فطره را به جاى ديگر نبرد و اگر به جاى ديگر ببرد و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.
س 44. آيا فطريه سربازانى كه در سربازخانه ها از جيره دولتى استفاده مى كنند، به عهده خود آنان است يا دولت؟ آيا سربازان عائله دولت محسوب مى شوند يا خير؟
ج ـ به عهده دولت نمى باشد و اگر خودشان توان پرداخت را دارند و براى غذا پول آن را مى دهند، بايد زكات را بپردازند و اگر غذا را به آنان مى دهند كه نانخور دولت محسوب مى شوند، بنا بر احتياط باز زكات فطريه به عهده خود آنان است، هر چند عدم تعلق به خود آنان هم، خالى از وجه نيست.
س 45. لطفاً زمان پرداخت زكات فطره را بيان فرماييد؟
ج ـ از اول شب تا زوال و ظهر روز عيد مى باشد، آرى، براى كسانى كه نماز عيد مى خوانند احتياط واجب آن است كه قبل از نماز بپردازند.
س 46. آيا جايز است مكلّف زكات فطره را جدا كند و كنار بگذارد كه بعد به مصرف برساند؟
ج ـ مانعى ندارد و بعد از جدا كردن هر زمانى كه ادا نمايد زكات فطره محسوب مى شود، ليكن اگر با وجود مستحق و محل مصرف مسامحه در اداى آن نمود و از بين رفت، ضامن مى باشد.
س 47. اگر به جهتى از جهات، زكات فطره را تا قبل از ظهر روز عيد، نه از مالش جدا كند و نه پرداخت نمايد، وظيفه او چيست؟
ج ـ تكليف به پرداخت باقى است، ليكن بايد قربة الى الله بپردازد و قصد ادا و قضا ننمايد.
س 48. اگر بخواهد به جاى زكات فطره پول آن را بپردازد، آيا قيمت روز ادا را بايد پرداخت نمايد يا قيمت روز عيد را؟
ج ـ بايد قيمت زمان ادا را پرداخت نمايد.
س 49. آيا در زكات فطره مى توان غير از اجناس معيّن شده از قوت غالب و غير از پول آن، چيز ديگرى خريد و به فقير داد يا كفايت نمى كند؟
ج ـ نمى توان و كفايت نمى كند، مگر با رضايت و اجازه گيرنده زكات (فقير) باشد.
س 50. آيا در پرداخت زكات فطره، لازم است كه به فقير گفته شود زكات فطره است يا خير؟
ج ـ لازم نيست و عمده رسيدن زكات به دست فقير است، و چنانچه گفتن آن او را ناراحت مى كند و موجب آسيب رساندن به شخصيت او مى شود، نبايد گفت.

* نهج البلاغه
1 ـ احياء العلوم، محمد بن محمد الغزالى.
2 ـ اربعين، شيخ بهائى.
3 ـ اصول كافى، أبى جعفر محمد بن يعقوب الكلينى.
4 ـ الإرشاد، للشيخ المفيد.
5 ـ الإقبال، السيد رضى الدين، أبى القاسم، على بن موسى بن جعفر طاووس.
6 ـ الخصال، للشيخ الصدوق.
7 ـ امالى، (للصدوق) أبى جعفر، محمد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه القمى.
8 ـ بحارالأنوار، محمدباقر بن محمدتقى المجلسى.
9 ـ تحف العقول، ابى محمد الحسن بن على بن شعبة الحرانى.
10 ـ تفسير الميزان، للعلامة الطباطبائى.
11 ـ تفسير صافى، للفيض الكاشانى.
12 ـ تفسير طبرى، للطبرى.
13 ـ تفسير نورالثقلين، للشيخ عبد على بن جمعة العروسى الحويزى.
14 ـ تهذيب الاحكام، شيخ الطائفة، أبى جعفر الطوسى.
15 ـ كنزالعمال، لعلاء الدين على المتقى بن حسام الدين الهندى.
16 ـ محجة البيضاء، للفيض الكاشانى.
17 ـ من لا يحضره الفقيه، للشيخ الصدوق.
18 ـ نهج الفصاحة، من كلام رسول الله الاعظم، جمعه ابوالقاسم پاينده.
19 ـ وسائل الشيعة، للشيخ الحرّ العاملى.


پاورقي

[313]. مفاتيح الجنان، اعمال مشترك ماه رمضان.
[314]. مفاتيح الجنان، اعمال مشترك ماه رمضان.
[315]. مفاتيح الجنان، اعمال مشترك ماه رمضان.
[316]. مفاتيح الجنان، اعمال مشترك ماه رمضان.
[317]. مفاتيح الجنان، اعمال مشترك ماه رمضان.
[318]. سفينة البحار، ج 2، ص 691، ماده ولى.
[319]. سفينة البحار، ج 2، ص 691، ماده ولى.
[320]. بحارالانوار، ج 38، ص 46; الصراط المستقيم (على بن يونس العاملى)، ص 278.
[321]. خصال شيخ صدوق، ص 360.
[322]. ارشاد القلوب، ديلمى، ص 253.
[323]. دعاى روز بيست و پنجم.
[324]. بقره (2)، آيه 222.
[325]. مفردات، راغب، ص 76.
[326]. مفردات، راغب، ص 72.
[327]. مجمع البيان، ذيل آيه 37.
[328]. الكافى، ج 4، ص 174.
[329]. نهج الفصاحه، ح 878.
[330]. بقره (2)، آيه 222.
[331]. محجة البيضاء، ح 7، ص 7.
[332]. فرقان (25)، آيه 70.
[333]. محجة البيضاء، ح 7، ص 8.
[334]. همان.
[335]. مؤمن (40)، آيه 7.
[336]. بحارالانوار، ج 6، ص 20.
[337]. كنزالعمال، ج 4، ص 222.
[338]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 540.
[339]. نهج البلاغه.
[340]. همان.
[341]. فرقان (25)، آيه 70.
[342]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 540.
[343]. همان، ص 543.
[344]. هود (11)، آيه 3.
[345]. هود (11)، آيه 52.
[346]. صحيفه سجاديه، دعاى چهل و پنجم.
[347]. وسائل الشيعة، ص 7، ص 176.
[348]. الكافى، ج 2، ص 439.
[349]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 540.
[350]. نور (24)، آيه 31.
[351]. تفسير منهج الصادقين، ج 1، ص 160.
[352]. بقره (2)، آيه 37.
[353]. هود (11)، آيات 45 ـ 47.
[354]. اعراف (7)، آيه 143.
[355]. طه (20)، آيه 82.
[356]. مائده (5)، آيه 39.
[357]. بحارالانوار، ج 6، ص 31.
[358]. توبه (9)، آيه 102.
[359]. تفسير مجمع البيان، ذيل آيه شريفه.
[360]. بحارالانوار، ج 6، ص 31.
[361]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 549.
[362]. بحارالانوار، ج 6، ص 31.
[363]. نهج البلاغه (فيض الاسلام)، حكمت 409.
[364]. نهج البلاغه (فيض الاسلام)، حكمت 409.
[365]. حديد (57)، آيه 16.
[366]. سفينة البحار، ج 2، ص 369، مادّه فضل.
[367]. الكافى، ج 2، ص 431.
[368]. بحارالانوار، ج 6، ص 21.
[369]. نهج البلاغه (فيض الاسلام)، حكمت ص 409.
[370]. بحارالانوار، ج 6، ص 31.
[371]. بحارالانوار، ج 6، ص 35.
[372]. بحارالانوار، ج 6، ص 35.
[373]. بحارالانوار، ج 6، ص 35.
[374]. عيون اخبارالرضا(عليه السلام)، ج 1، ص 36.
[375]. نساء (4)، آيه 18.
[376]. يونس (10)، آيه 90.
[377]. مروج الذهب، ج 3، ص 49; البداية و النهاية، ابن كثير، ج 8، ص 151.
[378]. نساء (4)، آيه 18.
[379]. توبه (9)، آيه 80.
[380]. نساء (4)، آيه 167.
[381]. تحريم (66)، آيه 8.
[382]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 553.
[383]. تفسير الميزان، ذيل آيه 8، سوره تحريم.
[384]. بحارالانوار، ج 6، ص 22.
[385]. نهج الفصاحه.
[386]. نهج الفصاحه.
[387]. نساء (4)، آيه 17.
[388]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 554.
[389]. آل عمران (2)، آيه 134.

كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به موسسه فرهنگي هنري فقه الثقلين مي باشد
نشاني: قم، خيابان شهيد محمد منتظري، كوچه 8، شماره 8 - تلفن: 7832802 - دورنگار: 7832803