فرزند خوانده
بسمه تعالى
در پى انتشار فتواى حضرت آية الله العظمى صانعى مدظله العالى درباره فرزندخوانده (1) كه از سايت اينترنتى معظم له اخذ شده و موجب ايجاد سؤالاتى و ابهاماتى در ذهن مقلدين و برخى از فضلاء محترم گرديده توجه آن عزيزان را به چند نكته جلب مى نماييم.
1- همانگونه که از اصل استفتاء و جواب معظم له كاملاً صريح و روشن برداشت مى شود حيث سؤال و جواب ناظر به حرج و مشقّت براى فرزندخوانده است كه با فرض از بين رفتن حرج و مشقّت به هر دليل و طريق، جواز نظر و محرميّت از اين حيث هم منتفى شده و حكم بقيّه افراد نامحرم را خواهد داشت.
2- محرميت ذكر شده در سؤال با فرض وجود حرج و مشقّت فقط ناظر به جواز نظر و رفع حرمت نظر و امثال آن از حرامهاى تكليفى كه باعث حرج و مشقّت است، مى باشد و شامل مسائل حقوقى چون ارث كه حق ديگران است نمى شود (چنانكه در مجمع المسائل معظم له جلد دوم سؤال 1683 (2) آمده است) چه رسد به حرمت ازدواج كه موقع ازدواج چاره اى غير از بيان اينكه فرزند، فرزندخوانده است نبوده و اصولاً موضوع حرج براى آن متصور نيست .
3- چنين استفتائى علاوه بر اينكه در سايت اينترنتى ايشان آمده در كتاب مجمع المسائل معظم له جلد اول چاپ هفتم سؤال 1272(3) نيز به صراحت و در سؤال 1975(4) در ضمن مسائل تلقيح مصنوعى و همچنين در استفتائات پزشكى معظم له نيز آمده است.
دوم جمادى الاول 1425
1/4/1383
(1) س ـ زن و شوهرى كه نوزادى را به عنوان فرزندخوانده مى پذيرند، هنگاميكه وى به سن بلوغ ميرسد، بفرماييد:
1 ـ نحوه محرميت او با نا پدرى و نا مادرى چگونه است ؟
2ـ با ساير بستگان چطور؟
3ـ اگر فرزند دختر باشد و ازدواج كند، آيا نا مادرى دختر به داماد محرم است؟
لازم به توضيح است كه فرزند هيچ گونه اطّلاعى از فرزندخواندگى خود ندارد و آنها را پدر و مادر اصلى خود مى داند.
ج ـ فرزندخوانده گرچه فرزند اصلى نمى باشد، ليكن چون اطّلاع دادن و متوجه شدن او به فرزندخوانده بودن، براى او حرج و مشقت ولو روحى (كه معمولاً هم چنين است) دارد، از جهت محرميت حكم فرزند اصلى را داشته و همه محارمِ فرزند اصلى، به او مَحرم مى باشند و جزء محارمش از حيث محرميت محسوب ميشوند و در محرميت ذكر شده فرقى بين نَسبى مانند دائى و عمه و يا سببى مانند مادر زن و يا مادر شوهر و يا پدر شوهر و غير آنها نبوده ونيست و اسلام نه تنها دين نفى حرج است بلكه قبل از آن دين سهولت است "بعثني بالحنيفية السهلة السمحة". 23/10/82در پى انتشار فتواى حضرت آية الله العظمى صانعى مدظله العالى درباره فرزندخوانده (1) كه از سايت اينترنتى معظم له اخذ شده و موجب ايجاد سؤالاتى و ابهاماتى در ذهن مقلدين و برخى از فضلاء محترم گرديده توجه آن عزيزان را به چند نكته جلب مى نماييم.
1- همانگونه که از اصل استفتاء و جواب معظم له كاملاً صريح و روشن برداشت مى شود حيث سؤال و جواب ناظر به حرج و مشقّت براى فرزندخوانده است كه با فرض از بين رفتن حرج و مشقّت به هر دليل و طريق، جواز نظر و محرميّت از اين حيث هم منتفى شده و حكم بقيّه افراد نامحرم را خواهد داشت.
2- محرميت ذكر شده در سؤال با فرض وجود حرج و مشقّت فقط ناظر به جواز نظر و رفع حرمت نظر و امثال آن از حرامهاى تكليفى كه باعث حرج و مشقّت است، مى باشد و شامل مسائل حقوقى چون ارث كه حق ديگران است نمى شود (چنانكه در مجمع المسائل معظم له جلد دوم سؤال 1683 (2) آمده است) چه رسد به حرمت ازدواج كه موقع ازدواج چاره اى غير از بيان اينكه فرزند، فرزندخوانده است نبوده و اصولاً موضوع حرج براى آن متصور نيست .
3- چنين استفتائى علاوه بر اينكه در سايت اينترنتى ايشان آمده در كتاب مجمع المسائل معظم له جلد اول چاپ هفتم سؤال 1272(3) نيز به صراحت و در سؤال 1975(4) در ضمن مسائل تلقيح مصنوعى و همچنين در استفتائات پزشكى معظم له نيز آمده است.
دوم جمادى الاول 1425
1/4/1383
(1) س ـ زن و شوهرى كه نوزادى را به عنوان فرزندخوانده مى پذيرند، هنگاميكه وى به سن بلوغ ميرسد، بفرماييد:
1 ـ نحوه محرميت او با نا پدرى و نا مادرى چگونه است ؟
2ـ با ساير بستگان چطور؟
3ـ اگر فرزند دختر باشد و ازدواج كند، آيا نا مادرى دختر به داماد محرم است؟
لازم به توضيح است كه فرزند هيچ گونه اطّلاعى از فرزندخواندگى خود ندارد و آنها را پدر و مادر اصلى خود مى داند.
(2) س 1683 ـ آيا فرزندْ خواندگان، چون والدينشان آنان را ترك نموده و افراد ديگرى آنها را به فرزندى قبول كرده اند، حكم ايتام را دارند يا خير؟ با توجّه به اين كه فرزندْ خوانده ارث نمى برد، اگر پدر و مادرى كه كودكى را به فرزندْ خواندگى قبول كرده اند، خودشان داراى فرزند باشند نيز حكم آن همين است؟ آيا پدرْ خوانده مى تواند با وصيّت، مقدارى از دارايى خود را براى فرزندْ خوانده قرار دهد؟
ج ـ فرزندْ خوانده چون رَحِم نمى باشد، مطلقاً ارث نمى برد; ليكن هبه و بخشش در زمان حيات هبه كننده (فرضاً پدرْ خوانده) به او مانعى ندارد، و نافذ و صحيح مى باشد و حدّى هم ندارد، البته رعايت انصاف و حقوق بقيّه ارحام و فرزندان مطلوب است; و امّا نسبت به بعد از مرگ و وصيّت تا حدّ ثلثْ نفوذ دارد، نه زيادتر. 24/11/76
(3)(س 1272) شخصى پسر بچه اى را از طريق سازمان بهزيستى به فرزندى قبول كرده است و در آغاز، كارى كه باعث مَحرم شدن آن بچه با مادرخوانده شود، انجام نداده است و اكنون بچه، شش يا هفت ساله است. آيا راهى براى مَحرم شدن آنها وجود دارد؟
ج ـ اگر دخترى نداشته باشند، براى محرميّت اين گونه پسرخوانده ها كه سنّ آنها از ايّام رضاع و دو سالگى گذشته و شرايط رضاع از بين رفته، راهى براى محرميّت به نظر نمى رسد; ليكن چون اين گونه اعمال كه جزء اعمال برّ و احسان و نيكى به ديگران، مخصوصاً كودكان بى پناه يتيم و سرگردان مى باشد، مستحب و مطلوب و موجب اجر اخروى و سعادت در دو دنيا است، و از نظر حرمت نگاه كردن و نامحرم بودن بعد از تميز و بلوغ به حكم ضرورت و مشكل نداشتن فرزند و مشكل گفتن به كودك كه تو پدر و مادر ندارى و فرزند ما نيستى، مرتفع مى گردد و جايز مى باشد، و حَرَج و مشقّت رافع حرمت است و اسلام دين سهولت و آسانى مى باشد . 8/10/80
(4) (س 1975) آيا وارد نمودن اسپرم مرد اجنبى به رَحِم زن، درصورتى كه شوهرش عقيم باشد، حرام است؟
ج ـ وارد نمودن اسپرم اجنبى به رَحِم زن، فى حدّ نفسه حرام است و براى رفع مشكل نداشتن فرزند، مى توان اسپرم مرد اجنبى و تخمك همسر را در خارج (شرايط آزمايشگاه) مخلوط كرد و سپس جنين حاصل را به رَحِم زن انتقال داد كه در اين صورت، همسر كه صاحب تخمك منشأ است، مادر محسوب مى شود، و صاحب اسپرم نيز در صورتى كه از نطفه خود اعراض نكرده باشد، پدر محسوب مى شود. آرى، در صورتى كه مرد اجنبى از نطفه خود اعراض كرده باشد (مثلاً نطفه را در بانك اسپرم قرار داده تا هر كس خواست، از آن استفاده كند)، پدر محسوب نمى شود; امّا در صورتى كه صاحب اسپرم شناخته شود، نسبت به امر ازدواج، احتياط، امرى لازم است، بلكه خالى از وجه نيست. به هر حال، شوهر، پدر محسوب نمى شود، چون صاحب اسپرم نيست; امّا همه آثار فرزند بودن آن بچه براى شوهر و اقوام، ولو صاحب نطفه نباشد به خاطر حَرَج و مشقّتى كه در نداشتن فرزند و ترتيب آثار اجنبى بر فرزندخوانده در شرايط فعلى وجود دارد; مترتّب است بجز آثار ارث كه در اين جهت حكم اجنبى را دارد كه با هبه و تصرّفات منجّزه و يا وصيّت به ثلث مى توان او را در حكم وارث قرار داد و علاوه بر حكم ذكر شده، بچه به حكم ربيبه بودنش نيز به آن شوهر مَحرم است، به شرط حصول آميزش شوهر با همسر خودش كه در محرميّت مرد با ربيبه، فقط صدق ربيبه و دختر زن بودن مناط است نه انعقاد نطفه اش در رَحِم زن، قبل از ازدواج با شوهر. هر چند متعارف چنين بوده، ليكن محض تعارف و تقارن است و دليلى بر شرطيّت اين تقارن وجود ندارد. پس اطلاق ادلّه محرميّت ربيبه محكم است; به علاوه كه الغاى خصوصيّت بر فرض قصور ادلّه و عدم اطلاق، خالى از قوّت نيست، بنابراين، تنها صورت تلقيح اسپرم مرد در خارج رَحِم و بعد وارد رَحِم نمودن، راه درستى است، ليكن ناگفته نماند اگر پيمودن اين راه و راههاى ديگر داراى حَرَج و مشقّت باشد، وارد كردن نطفه اجنبى به رَحِم زن از طريق تلقيح مصنوعى به حكم لاحَرَج، مانعى ندارد، و همان گونه كه حَرَج نافى و رافع بعضى از حرامهاست، رافع اين گونه حرامها نيز خواهد بود. 28/3/82