سخنراني حضرت آيت اللّه العظمي صانعي به مناسبت فرارسيدن ماه محرم الحرام 1428



سخنرانى حضرت آيت الله العظمى صانعى مد ظله العالى
در مدرسه فيضيه قم به مناسبت فرارسيدن ماه محرم الحرام 1428
و ديدار با مدير عامل و مديران و خبرنگاران خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)





بسم الله الرحمن الرحيم


ما به محرم و به عاشوراى ابى عبد اللّه نزديك مى شويم; به اول سال قمرى. ماهى كه شهيد در روز عاشوراى آن همه وسايل نجات را با خودش دارد هم چراغ هدايت است و هم كشتى نجات. و اگر ابى عبداللّه كشتى نجات است بقيه ائمه ـ سلام اللّه عليهم اجمعين ـ هم كشتى نجات اند. مرحوم شيخ جعفر تسترى با استفاده از روايات، بر اين اعتقاداست كه اين كشتى نجاتى است كه در طوفانها خيلى راحت مى تواند آدم را به ساحل برساند و نجات بدهد. پس همه ائمه، كشتى نجات اند، اما اين كشتى نجات (امام حسين) در لجج غامره (گرداب هاى فرورونده) خيلى راحت تر آدم را به ساحل مى رساند و آدم را نجات مى دهد. از طرفى همه ائمه ابواب بهشتند، از رسول اللّه و فاطمه و زهرا گرفته تا همه معصومين، ابواب بهشت هستند ابى عبداللّه هم باب بهشت است درى است از درهاى جنت. اصلا بهشت يك باب دارد به نام باب الحسين كه خيلى توسعه دارد. خيلى افراد را مى تواند به بهشت ببرد و خيلى ها از اين مسير مى توانند وارد بهشت شوند.
امام حسين (عليه السلام) مى تواند هر انسانى را به بهشت ببرد، نه تنها با عزادارى، گريه، يا گرياندن، به سر وسينه زدن، اظهار مصيبت كردن و نه تنها با تعظيم شعائر حسينى، بلكه آدمى با تباكى هم مى تواند وارد بهشت شود. اين وسعت باب ابى عبداللّه(عليه السلام)است، هم كشتى اش با بقيه كشتى ها فرق دارد، هم باب او با بقيه بابها فرق دارد. توسل به او هم از خصوصيتى برخوردار است كه هركسى، به هر نحوى مى تواند به ابى عبد اللّه (عليه السلام) متوسل شود و زمينه نجات خودش را فراهم كند. يادمان باشد كه ريشه عزادارى و تعزيه براى ابى عبداللّه(عليه السلام) با تاريخ بشريت همراه است. يعنى اين مطلب را در داستان حضرت آدم خوانده ايم كه وقتى جبرئيل أسماء خمسه را براى آنها بيان مى كرد وقتى به نام مبارك آقا ابى عبداللّه(عليه السلام) رسيد گفت نمى دانم چرا
در اسم پنجم مغموم و مهموم شدم؟ در اين اسم خصوصيتى است كه قلبم را شكست. پس از آن، جبرئيل امين، براى امام روضه خوانى كرد و فرمود: صغيرهم يميته العطش و كبير هم جلده منكمش (1); كودكانشان از تشنگى به شهادت مى رسند و... اين داستان روزهاى اول خلقت است. پس موضوع عزادارى با خلقت حضرت آدم آغاز مى شود. و متعلق به امروز و ديروز نيست. اما آنچه سيره و روش علما، متشرعين و محبين اهل بيت ـ صلوات اللّه عليهم اجمعين ـ بر آن اساس تنظيم شده; يعنى جمع شدن و عزادارى كردن و تشكيل جلسه و ذكر مسائلى از اسلام، چه به صورت نثر و چه به گونه شعر مربوط به زمان امام صادق و امام رضا (عليهما السلام)است. در تاريخ آمده كه امام هشتم، از اول محرم خندان ديده نمى شد. يا در حالات امام صادق ـ سلام اللّه عليه ـ هم به اين صورت نقل شده است. اين رسم و سنتى است كه ائمه، براى زنده ماندن اسلام، براى تنفر از ظالم و ستمگر ـ هر كه باشد وهر كجا باشد ـ براى اظهار علاقه به مظلوم و عشق به مظلوم، به ما آموخته اند. به گفته شهيد مطهرى (قدس سره) ، گريه براى مظلومين، بخاطر ظلمهايى است كه به آنها شده، و عشق و علاقه به آنها را مى رساند. آدمهاى خوب را دوست مى داريم، چه آدم خوبى بهتر از ابى عبد اللّه(عليه السلام) و چه خوبانى بهتر از ياران ابى عبداللّه «ان الحسين سيد الشهداء وأصحابه سادة الشهداء» ابى عبد اللّه آقاى همه شهدا است و اصحاب او هم آقايان همه شهدا هستند. كدام وجدان بيدارى است كه اين هم جنايت را از بنى اميه ببيند ودلش نشكند؟ انسان دلش براى مظلوم مى شكند و با كسى كه ستم ديده وبه او ظلم شده، اظهار همدردى مى كند. اين حالت، گاهى به صورت گريه تجلى مى كند و گاهى نيز به صورت هاى ديگر بروز مى كند. گاهى هم اختيار از دستش مى رود و اعمال ديگرى مثل عمل حضرت زينب (عليها السلام) انجام مى دهد. (فنطحت جبينها بمقدم المحمل) (2) نه اينكه حضرت زينب (عليها السلام) با ديدن اين فاجعه، متوجه نبود كه سرش را به چوب محمل مى زند، اين از جمله مسائلى است كه بعضى ها آن را نشر داداند. او عالمه
غير معلمه بود. او تربيت شده مكتب اميرالمؤمنين ـ سلام اللّه عليهما ـ بود. چگونه ممكن است زنى چون زينب، سر بريده برادر را ببيند و اختيار از دستش نرود؟ او به اين كار افتخار مى كند. وظيفه ما است كه اين عواطف را در اين عصر، در مسير درستش هدايت كنيم و به طور صحيح آن را تحليل كنيم و آن را زنده نگه داريم. بايد با سنت صحيح عاطفه هاى ظلم تيزى و دفاع از مظلوم را در جهان احيا كنيم. گاهى انسان به سرش هم مى زند، در عزادارى ابى عبداللّه پيشانى اش هم ورم مى كند، اينجا ديگر «لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام» معنا و مفهوم ندارد. وقتى بنده در اثر تأثر در مصيبت حضرت زهرا و يا امام حسين بر پيشانى ام بزنم تا جايى كه متورم شود، خلاف شرع است؟ وقتى عواطف و احساسات و عشق به ابى عبداللّه، همه چيز مرا به فراموشى سپرده ديگر اختيار هم از دست مى رود.
از جنبه فقهى نيز، بحث خاص خودش را مى طلبد و بنده به آن حوزه وارد نمى شوم، بلكه مى خواهم بگويم كه اين يك احساس و عاطفه است. اين علاقه است و نبايد جلوى آن را گرفت. نبايد مانع بروز عواطف شد. بگذاريم
اين انسانهاى پاك، آن عواطف پاكشان را ظاهر كنند. اينها بر مى گردد به موضوع بحث كه ابتدا طرح كردم و آن باب ابى عبداللّه است. بگذاريد تباكى كنند، بگذاريد خودشان را شبيه گريه كنندگان كنند. باب ابى عبد اللّه يك باب واسعى است. «من بكى أو ابكى أو تباكى فله الجنه»(3) گريه كردن بر مظلوميت ابى عبد اللّه داراى ثواب است و تباكى نيز به اين معناست كه من خودم را شبيه گريه كنندگان در مى آورم و در مجالس عزادارى سرم را به علت متأثر بودن پايين مى اندازم، اظهار علاقه مى كنم، اظهار عزادارى مى كنم، اين سياست اهل بيت:عليهم السلام است. همان طورى كه امام امت ـ سلام اللّه عليه ـ اشاره فرمودند; اين روش را بايد حفظ كنيم; حفظ اين سنتها، ربطى به مسايل روشنفكرى ندارد. اگر كسى هويت خودش را حفظ نكرد، روشنفكر نيست؟ نبايد سنت و تجدد را مخلوط كرد، بلكه حفظ ارزشهاى دينى و توجه به مسايل و معضلات روز، عين روشنفكرى است. آيا آدمى روشن تر از مام خمينى ـ سلام اللّه عليه ـ سراغ داريد كه در مسايل سياسى و فقه
اسلامى با تمام ابعادش، دقت نظر داشته باشد. ايشان زيارت غديريه را - زيارت مفصلى كه امام على النقى خوانده است ـ در نجف اشرف، ايستاده مى خواند، زيارتى كه حدوداً يك ساعت طول مى كشد. همين امام فرمود: عزادارى سنتى را حفظ كنيد، هر چه داريم از محرم و صفر داريم. به عزادارى اهميت بدهيم، منتها بايد ببينيم چه مى گوييم و چه مى شنويم، بايد در منبر، ذكر مصيبت و مداحى ها نكاتى را مورد توجه قرار دهيم كه مورد توجه مخاطبان، مخصوصاً نسل جوان قرار گيرد.
درس هاى حادثه كربلا را بايد فصحا و علما، متفكرين، صاحبان قلم و روشن فكران دانشگاه و حوزه بيان كنند تا مردم بيش از بيش با عظمت عاشورا و شخصيت بى بديل ابى عبداللّه آشنا شوند.
يك روزى در همين مكان مقدس، درسهايى از حادثه كربلا را طرح كردم وبه موضوع وفا، اطمينان و صفا در نهضت عاشورا اشاره كردم.
امروز مى خواهم درسى هاى ديگرى را هم از حادثه كربلا بگيريم. يكى از آنها اين است كه قوام حادثه كربلا به مرد
و زن است. زن و مرد، هر دو، حادثه كربلا را خلق كرده اند و در آن نقش داشته اند، يكى به شهادت و ديگرى به اسارت. اگر خدا خواسته كه حسين را شهيد ببيند، زينب، ام كلثوم، سكينه و رباب هم اسراى كربلا هستند و ديگران كه «ان اللّه قد شاء ان يراهن سباياً»(4) و بى جهت نيست كه فرموده اند اگر اسارت زينب نبود، ارزش شهادت ابى عبد اللّه را از بين مى بردند; قدرت تبليغى بنى اميه نمى گذاشت كسى بفهمد كه ابى عبد اللّه شهيد شده. اگر هم كسى مى فهميد، مى گفتند عليه حكومت وقت قيام كرده و به آشوب دست زده است. اما اين زينب و ام كلثوم و اين دختران ابى عبد اللّه هستند كه در طول مسافرت، هر جا سخن گفته اند، عالى ترين و زيباترين راه را براى استفاده از وجدان عقلى و وجدان عاطفى مردم انتخاب كرده اند. خطبه حضرت زينب ـ سلام اللّه عليها ـ در بازار كوفه را بنگريد: «يا اهل الغدر والخطر ياأهل الكوفه اما ترون اى كبد لرسول اللّه افرضتم» (5) ببينيد اين زن چگونه بين عقل و عاطفه را جمع كرده است. چگونه بين عقلانيت و احساسات را جمع كرد است. او مى گويد اى مردم اهل دروغ و نيرنگ! نيرنگ خلاف انسانيت و عقل است. اى اهل دروغ و اهل مكر!... زينب در اينجا از عقلانيت و انسانيت استفاده مى كند: «اىَّ كبد لرسول اللّه افرضتم» مى دانيد چه جگر گوشه اى از پيغمبر را قطعه قطعه كرديد و از بين برديد؟ اين استفاده از عاطفه است. در مجلس يزيد بن معاويه و با استفاده از تاريخ فرياد مى زند: «اَمِنَ العدل يابن الطلقا تخديرك حرائرك وامائك وبنات رسول اللّه سبايا»(6) شما كه ضد انقلاب بوديد، شما كه ضد رسول اللّه بوديد، شما كه ضد بشريت بوديد و اگر لطف جد ما نبود، هنوز در جهالت و وحشى گرى زندگى مى كرديد «انتم الطلقا» «اَمِنَ العدل يابن الطلقا...» اين شعار عدالت طلبى اوست و طرفدارى از حقوق انسانهاست: اى يزيد! توكنيزهاى خودت را پشت پرده برده اى و دختران پيغمبر را در مجلس نامحرم و به عنوان اسير حاضر كرده اى؟ ببينيد چقدر قشنگ بين تاريخ، عقل و عاطفه را جمع مى كند.
در حادثه كربلا مرد و زن و مولى و عبد همراه هم هستند. يكى زهير است و همسرش، ديگرى حبيب بن مظاهر و غلام اوست. حبيب بن مظاهر اسبش را به غلامش داد و گفت به يارى ابى عبد اللّه در كربلا مى رويم. شهر در كنترل بود و مأمورين بنى اميه و عبيد اللّه بن زياد نمى گذاشتند كسى از شهر بيرون برود. چند لحظه اى گذشت، غلام دستى به سر و گردن اسب كشيد و گفت: اى اسب! غصه نخور! اگر آقايم حبيب بن مظاهر نيامد من خودم بر پشت تو سوار مى شوم و براى يارى ابى عبداللّه مى روم اين گفتگو چه هدف و مرامى را نشان مى دهد. اين چه مكتبى است كه ابى عبداللّه بوجود آورده است.
در حادثه كربلا زن و مرد، هر دو هستند. اگر تاريخ را ببينيد درس ديگرى مى آموزيم و آن اينكه زنها در دفن شهدا، مقدم بر مردها هستند. آدميت زنها بقدر آدميت مردهاست. بعضى افراد نا آگاه عصبانى مى شوند. چرا؟ بحث فقهى كه عصبانيت ندارد. ما كه نگفتيم بت بپرستيد، گفتيم آدميت زنها با آدميت مردها بقدر هم ارزش دارد. حتى زنها در دفن شهدا مقدم بودند. پس از واقعه كربلا، طايفه بنى اسد براى دفن شهدا نمى آمدند، زنها گفتند اگر شما مى ترسيد، ما مى رويم دفن مى كنيم و با اين سخن، مردها را تحريك كردند. اين حركت بايد در بينش اسلامى زيربناى فكرى ما باشد، در فقه اسلامى در اخلاق اسلامى در زندگى و برخورد اجتماعى هم بايد زيربنا باشد.
در حادثه كربلا، رباب مى گويد: من زير سايبان نمى روم، چون همسرم در مقابل خورشيد گرم سوزان افتاده بود. مى گويند رباب يك سال در كربلا و در مقابل نور مستقيم خورشيد نشست و عزادارى كرد. بايد اين را بالاى منبرها بگوييم و بعد بگوييم زنها بىوفا هستند! زنها چيزى سرشان نمى شود! بايد دهان اينهايى كه اين حرفها را با آگاهى مى زنند پر از آتش كرد و اگر نا آگاهانه حرف مى زنند، از خدا براى آنها طلب عقل و آگاهى كرد. اين وفاى زن است، كدام وفايى بالاتر از اين مى شود؟ يك سال در مقابل چشمه خورشيد نشست و گفت من از اين جاتكان نمى خورم. زينب(عليها السلام) گفت برايت سايبان درست كنم، گفت سايبان نمى خواهم، بدن ابى عبد اللّه در آفتاب بود، آنوقت شما مى خواهيد براى من سايبان درست كنيد؟ اين يك درس است و بايد در سراسر فقه مطرح بشود نه اين كه فقط بالاى منبر بگوييم و بعد هم يادمان برود. آيا درست است به يك روايتى كه به جعل شبيه تر از واقعيت است و از طريق اماميه هم نقل نشده، استناد كنيم كه پيغمبر فرمود: «اَخِروهن كما اخَّرَهن اللّه» زنها را عقب بيندازيد همانطور كه خدا آنها را عقب انداخته است.
خب، وقتى بگوييم پيغمبر فرموده: «اخروهن... الله» پس با اين تعبير، او قاضى، مرجع تقليد، حاكم و رئيس جمهور نمى تواند بشود. چرا كه خدا آنها را موخر دانسته است! پس مفهوم «المومنون و المومنات والمسلمين و المسلمات، المصدقين و المصدقات» چيست؟ چرا بايد سخن يك شخص عامى را كه مرسل است و روايت او از نظر برادران اهل سنت هم سنديت ندارد و از طريق اماميه نيز نقل نشده پذيرفت. پس چرا در دهه عاشورا از زينب، ام كلثوم و رباب مى گوييم كه آنها چنين كردند و بعد از دهه مى گوييم «اخروهن اللّه» اصلا زنها ارزش ندارند!
درس دوم حادثه كربلا; ابى عبد اللّه (عليه السلام) در حادثه كربلا عملاً حقوق بشر و حقوق حيوانات را هم مراعات كرده. ايشان وقتى به منزل «ذى حسم» رسيد دستور مى دهد كه به سربازان دشمن آب بدهيد، فرمودند اينها تشنه اند، از راه رسيده اند آب به آنها بدهيد. اسبها و مركبهايشان را هم آب بدهيد. بعد فرمود به اين حيوانات زبان بسته، آهسته آهسته آب بدهيد، از راه رسيده اند و زياد گرما ديده اند، اگر يك دفعه آب بخورند ناراحت مى شوند. بگذاريد مركبها آهسته آهسته آب بخورند. شما در كجاى دنيا مى توانيد پيدا مى كنيد كه به دشمن اينگونه نگاه كنند و علاوه بر رعايت حقوق انسانى، حقوق حيوانات را هم مراعات كنند؟!
درس ديگر حادثه عاشورا، شفافيت با همگان است. ابى عبد اللّه(عليه السلام) هيچگاه حيله نكرد و خلاف واقع نفرمود. حرفى را ناگفته براى دوستانش نگذاشت از اول شفاف بر خورد كرد. همه ما بايد در زندگى ما شفاف باشيم. در زندگى خانوادگى، در دوستى ها، در زندگى طلبگى، در حكومت، در سياست، در اقتصاد، همه جا، واقعيت ها را صاف و بدون هيچ پرده پوشى بگوييم، حتى اينكه اين واقعيت براى ما سنگين تمام شود. ابى عبد اللّه(عليه السلام) روز هفتم ذى الحجه بحث را شروع كرد و گفت: «من كان باذلاًفينا محجته فليرتحل معنا فاني راحل مصبحاً غداً انشاء اللّه» (7) من مى خواهم بروم خون دل بدهم، مى خواهم بروم خون قلب بدهم; من عاشق و دلباخته شهادتم. موضوعى كه او مى داند و خدايش. هركسى مى خواهد بيايد، بيايد، خبرى از پست و مقام و رياست نيست; در اين راه شهادت است و كشته شدن. اين شفافيت اول حركتش است. در راه مى رفتند، مردى را ديدند كه از كوفه مى آمد. امام فرمود: در كوفه چه خبر است. گفت : آيا در مقابل اين جمعيت بگويم يا برويم يك جاى ديگر؟ امام فرمود: نه ما چيزى را از اصحابمان پنهان نمى كنيم «السلام عليك يا ابا عبد اللّه وعلى الارواح التي حلت بفنائك » ما چيزى مخفى نداريم. آن مرد گفت: ديدم رجاله ها ريسمان به پاهاى بدون سر مسلم بن عقيل نماينده خاص شما و ميزبانش هانى بن عروه بسته بودند و مى كشيدند. اين گزارش براى يك آدم جنگجو خيلى سنگين است. در آن بوى شكست به مشام مى رسد اما اين خبر شكست را مخفى نمى كند. بعد هم دختر مسلم بن عقيل را خواست و او را نوازش كرد
و آهسته آهسته به او فهماند كه پدرش شهيد شده است. به او گفت: من بجاى پدر تو وعلى اكبر بجاى برادر تو.
شب عاشورا فرارسيد، بايد يك لحظه مقايسه كنيم زندگى خودمان را با زندگى ابى عبد اللّه و يك مقدار آن را شبيه زندگى ابى عبداللّه بكنيم. من نمى گويم مى توانيم مثل ابى عبد اللّه بشويم. يك مقدار شبيه او بشويم. يك مقدار شفاف باشيم و مدام پشت پرده حرف نزنيم. خلاف نگوييم و جلوى منكرهاى جامعه را بگيريم. ابى عبد اللّه مى خواست جلوى منكرها را بگيرد. به ياد داشته باشيم كه گرانى و فساد اقتصادى، منكر است فقر و بيچارگى و اعتياد منكر است. بايد جلوى آن را گرفت. ماه محرم است، تلاش كنيم جلوى منكرات را بگيريم. نبايد منكرات را در بد حجابى و بى حجابى و معروف را هم در نماز و روزه خلاصه كرد. اما اينكه بد حجابى و بى حجابى منكر است، شكى نيست، گناه است، ولى منكر، تنها اينها نيستند، فقر، گرانى، اعتياد، كاغذ بازى و... هم منكر است. و بايد آن را مهار كرد.
پس بايد صادق بود و شفاف، همانطور كه ابى عبداللّه در شب عاشورا هم شفاف است. به يارانش فرمود: هر كسى فردا اين جا بماند كشته مى شود. تا ديروز آن طرف انقلاب بوديد فردا ممكن است از خود من هم انقلابى تر شويد. فرمود: هر كسى بماند فردا كشته مى شود; على اصغر و قاسم هم شهيد مى شوند. هر كسى مى خواهد، برود. اين خيلى شفافيت است. يعنى آگاهانه حركت كنيد. اى انسانها واى همه كسانى كه سخن مرا مى شنويد، در زندگى، آگاهانه حركت كنيد. آگاهانه با ديگران برخورد كنيد. استعمار فكرى و حيله به كار نبريم. خلاف شفافيت حرف نزنيم. قدرت ها و حكومتها مى روند و عمر دولتها تمام مى شود، اما حق مى ماند. حسين و شفافيتش مى ماند. امام امت ـ سلام اللّه عليه ـ و ياران حقيقى اش مى مانند «اما الزبد فيذهب جفائاً» گاهى مسائلى مى شنوم كه واقعاً تعجب مى كنم كه چقدر زود انقلاب ما مى خواهد ضربه بخورد ولى بحول و قوه الهى تا بعضى از ياران امام هستند، تا آگاهى هاى مردم هست و تا دموكراسى هست، اينها خيلى نمى توانند به انقلاب ضربه بزنند.
والسلام عليكم ورحمة اللّه وبركاته



1- . بحارالانوار-ج-44ص38
2- . بحارالانوار-ج45-ص115
3- . كامل الزيارات - ص210
4- . بحارالانوار-ج44-ص364
5- . الاحتجاج-ج2ص29
6- . الاحتجاج -ج2-ص35
7- . معالم المدرستين (سيد مرتضى العسكرى)ص61

آيت الله العظمى صانعى درگفتوگوباايسنا
*صرف اعتقاد، قابل مجازات نيست.
* محروميت دانشجويان از تحصيل، خلاف است.
* در عزادارى ها دروغ اضافه نكنيم و حيله سياسى به كار نبريم.



آيت الله العظمى يوسف صانعى در ديدار با مدير عامل و چند تن از دست اندركاران و خبرنگاران خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) به بيان ديدگاه هاى خود در زمينه هاى مختلف از جمله فتواى 38 تن از علماى وهابيت، نوع عزادارى ها در ايام محرم، تشيع و وحدت جهان اسلام، حقوق بشر، اعدام صدام و اوضاع عراق و حقوق زنان پرداخت.

به گزارش خبرنگار فقه و حقوق ايسنا، آيت الله العظمى صانعى درباره ى فتواى 38 تن از علماى وهابى عربستان مبنى بر اعلام جهاد عليه شيعيان عراق گفت:«اين مطلب را شنيدم اما فكر نمى كنم كه اين مساله چيز ارزشمندى باشد. اين ها چيزهايى است كه برخى ها آن را مى نويسند ولى اصلا اين ها قابل ذكر نيستند. اين ها نمى توانند سياست هاى كلى را تعيين كنند. سياست كلى سياستى است كه حكومت تعيين مى كند. برخورد دولت عربستان هم امسال نسبتا برخورد خوب و سالمى بود».
وى ادامه داد: «ممكن است اصل اين مساله به طور كلى جهل باشد. شيعه اگر بتواند خود را در دنيا معرفى كند، اين مسايل هيچ گونه تاثيرى نخواهد داشت; چون شيعه جمع بين عقل و عاطفه، عدل و انصاف و حق و احسان است و اين مطابق فطرت بشر است و هيچ كس نمى تواند كارى را در مقابل آن انجام دهد.
بايد در عزادارى ها دروغ اضافه نكنيم و حيله هاى سياسى در آن به كار نبريم - رعايت حقوق بشر و عدالت زمينه ساز آمدن مهدى موعود (عج) است».
آيت الله العظمى صانعى بيان داشت: «در روزهاى محرم و شروع عزادارى ها خواهيد ديد كه همه اين تبليغات عليه شيعه بيهوده است; البته به شرط آن كه عزادارى ها درست و صحيح انجام شود نه اين كه آنها ]ائمه [راضى باشند خير بلكه حداقل خودمان عزادارى هايمان را قبول داشته باشيم. دروغ به آن اضافه نكنيم و حيله هاى سياسى در آن به كار نبريم و عزادارى هاى سنتى و واقعى را به اجرا بگذاريم; همان طور كه در همه جاى دنيا انجام مى شود».
ايشان فرمودند:«عزادارى هاى درست و سنتى، تبليغات منفى را از بين مى برد. بشر امروز حاضر نيست كه خلاف عاطفه عمل كند و كسى را بكشد. بشر امروز بشر عاطفه، مهربانى و حقوق بشر است. امروز اگر هر دولتى بخواهد بگويد كه من محبوبم مى گويد حقوق بشر و عدالت در مملكت من رعايت مى شود و اين زمينه ساز آمدن مهدى موعود(عج) است. يعنى زمينه در حال فراهم شدن است كه اگر زمانى كسى فرياد عدالت زد همه در اطرافش جمع شوند. اين ها همه زمينه ساز آمدن آن حضرت است. تبليغات منفى و فتواهاى اين چنين (فتواى وهابيون) به جايى نخواهد رسيد منتها به شرط آن كه درست عمل كنيم.
اگر بتوانيم تشيع را آن چنان كه هست معرفى كنيم دنيا كاملا طرفدار شيعه خواهد بود».
وى تصريح كرد: «به نظر من اگر بتوانيم تشيع را آن چنان كه هست معرفى كنيم و آن هم اين كه بگوييم
كه تشيع دين عدل و انصاف و عقل و احسان است و نه دين خشونت، ارعاب، ترور و آن را دين آزادى بحث، سخن و آزادى عمل بدانيم، دنيا كاملا طرفدار شيعه خواهد بود; اما اگر هرگاه كسى حرف زد بگوييم اين را خدا گفته است آن شخص هم مى گويد بله اگر خدا اين را گفته قبول دارم اما مگر شما از پيش خدا آمده ايد؟ نگاه كنيد شايد جايى كيفيت برداشت شما اشتباه باشد. شايد برداشت ديگرى هم باشد كه بتوان از آن برداشت، بهره ديگرى برد.
آيت الله العظمى صانعى با بيان اين كه دنيا ديگر حوصله ى درگيرى ندارد، گفت: دنيا به دنبال علم، مطلب و دانش است.
صرف اعتقاد قابل مجازات نيست، ارتدادى كه با مجازات همراه است ارتدادى است كه با عملى برخلاف مصالح اسلام و مسلمين همراه باشد».
وى با اشاره به مساله ى مسيحى شدن يك مسلمان وبازگشت دوباره اش به مسيحيت ادامه داد:«برخى معتقدند كه حكم مسيحى شدن يك مسلمان، اعدام و ارتداد است اما اگر مسيحى مسلمان شد معتقديم بايد به وى احترام گذاشت و به او جايزه داد كه اين مساله از سوى يك جوان قابل قبول نيست; به او مى گوييم كه اين قانون خداست، مى گويد اگر قانون خدا باشد قبول است اما از كجا معلوم كه اين قانون خدا باشد. بايد براى اين گونه سوالات پاسخى يافت. به نظر من صرف اعتقاد قابل مجازات نيست اما اگر شخصى بخواهد از اعتقاد و ارتدادش سوءاستفاده و به اسلام و مسلمين توهين كند، در اين صورت مستحق مجازات است; چون كسى حق توهين ندارد اما اگر شخص با مسيحى شدن به دنبال كار خودش است ما هم نبايد كارى به او داشته باشيم. ما به صرف اعتقاد نبايد كسى را مجازات كنيم. ارتدادى كه با مجازات همراه است ارتدادى است كه با عملى برخلاف مصالح اسلام و مسلمين همراه باشد.
قانونى به زيبايى قصاص وجود ندارد، قانون قصاص جمع بين حقوق افراد، دولت و ملت است .
آيت الله العظمى صانعى در ادامه به بحث اعدام صدام و اظهارنظر مدافعان حقوق بشر مبنى بر عدم وجود مجازات اعدام تصريح كرد: «ما نمى توانيم آزادى افراد را سلب كنيم. كسى كه چهار فرزند را يتيم و زنى را بى سرپرست مى كند مستحق مجازات است. اين كه مى گويند مجازات قصاص خلاف حقوق بشر است، درست نيست. اعدام و قصاص هريك بحث هايى جدا از هم هستند. در اين جا اسلام عملا بهترين قانون يعنى قانون قصاص را مطرح كرده است. اين قانون بهترين قانون است كه در دنيا قانونى به زيبايى آن وجود ندارد. قانون قصاص جمع بين حقوق افراد، دولت و ملت است».
وى تصريح كرد: «كسى كه افراد زيادى را به خاطر رياست بر كشورش به خاك و خون كشيده يا در جنگ با ايران جانبازانى كه با اين همه مشكل جسمى و روحى مواجه شده اند، به وجود آورده، مخالف با حقوق بشر انجام نداده است؟ اشتباه اين است كه مجازات اعدام را با مساله ى قصاص مخلوط مى كنند. مجازات قصاص مقابله به مثل است و جنبه ى حقوقى دارد. مجازات اعدام را بايد مورد بحث قرار داد. در قصاص، شخص آزاد است كه فرد قاتل را بكشد يا آزاد كند اما اگر بگوييم شخص قاتل را بايد زندانى كرد و حق كشتن آن را به صاحب حق ندهيم و غيره و بالاخره آزادش كنيم، اين حقوق بشر نيست. صدام هزاران تن را كشته و الان صاحبان خون به دنبال كشتنش هستند، اين خلاف حقوق بشر نيست».
آيت الله العظمى صانعى در ادامه با اشاره به اوضاع عراق، با ابراز اميدوارى نسبت به برقرارى امنيت در اين كشور ابراز اميدوارى كرد كه امنيت در عراق حفظ شود و مردم ايران هم بتوانند به راحتى به زيارت اماكن مقدسه بپردازند. اين يك كار فرهنگى، دينى و عاطفى است و بسيارى از مشكلات مردم با رفتن به اين اماكن متبركه كم مى شود.
ايسنا تا به حال در حد توان خود اطلاع رسانى را در مسير افكار امام(ره) انجام داده است.
وى در ادامه با اشاره به هشتمين سال فعاليت خبرگزارى دانشجويان ايران بيان داشت: «به صراحت مى گويم كه ايسنا تا به حال در حد توان خود اطلاع رسانى را در مسير افكار امام(ره) انجام داده است. اين خبرگزارى تمام توانش را به كار بسته، خداوند هم توفيق خواهد داد. من در سفر حج در ديدارى كه با كسانى از داخل و خارج داشتم معمولا همگان از ايسنا راضى بودند و برخى تعريف مى كردند و برخى هم شكايتى نداشتند كه اين جاى شكرگزارى دارد».
آيت الله العظمى صانعى افزود: «امروز راه خدمت به اسلام اين است كه اسلام را دين عقل و منطق، احسان و عاطفه معرفى كنيم; اگر بتوانيم اسلام را اين گونه معرفى كنيم بسيارى از دشمنى ها با اسلام خنثى مى شود».
وى در ادامه در رابطه با حج فرمودند: «حج فلسفه عملى حقوق بشر در اسلام است. قرآن كريم وقتى مى خواهد درباره ى خانه خود صحبت كند خانه خود را هم خانه خود و هم خانه ملت مى داند يعنى از اين بهتر خداوند نمى تواند بشريت را بالا ببرد و انسان را محترم بداند».
آيت الله العظمى صانعى تصريح كرد: «اسلام را بايد به گونه اى معرفى كرد كه ما منطقى بودن و عقلانى بودن آن را در حد افكار خود به ديگران بفهمانيم و بتوانيم حقوق بشر اسلام را در دنيا مطرح كنيم و اين بهترين كارى است كه افرادى كه در رشته هاى حقوقى هستند مى توانند انجام دهند».

هيچ كس را نمى توان از حقوق اجتماعى محروم كرد
وى در پاسخ به سوال ايسنا درباره ى مبناى فقهى و حدودى كه دين براى محروميت افراد از حقوق اجتماعى خود تعيين كرده است، گفت: «محروميت از حقوق اجتماعى در اسلام براى انسان ها وجود ندارد و محروميت هاى فعلى محروميت هاى تعزيرى و مجازات است. در قانون جزايى كه در دوره ى شهيد بهشتى نوشته شد اگر چه نقايصى دارد اما خوبى هايى هم دارد. آنها محروميت از حقوق اجتماعى را به عنوان مجازات در اختيار محكمه قرار دادند. محكمه مى تواند به عنوان يك مكمل قرار بدهد مى تواند هم قرار ندهد. در اسلام ما چيزى تحت عنوان محروميت از حقوق اجتماعى سراغ نداريم. قاضى هم بايد بر اساس موازين حكم كند اما هيچ كس حق ندارد بر اساس ميل و تشخيص خود افراد را محكوم كند».

محروم كردن دانشجويان از تحصيل خلاف است
وى درباره ى محروميت علمى دانشجويان مقاطع مختلف تحصيلى بيان داشت: «اين امر خلاف است. بايد مدرك قانونى معتبرى باشد كه قانون را نمايندگان مردم گذرانده باشند كه در اين صورت قابل قبول است اما خواسته افراد نمى تواند مانع از ادامه تحصيل افراد شود. بايد به تاريخ نگاه كنيم; مى بينيد كه اميرالمومنين على(عليه السلام)خوارج را از مسجد بيرون نكرد، آنها در داخل مسجد به على (عليه السلام) بد گفتند; برخى اصحاب خواستند برخورد كنند كه ايشان فرمودند كارى به آنها نداشته باشيد و فرمودند اين افراد تا زمانى كه دست به اسلحه نبرند از حقوق بيت المال برخوردارند و حق دارند در مسجد حضور داشته باشند».
آيت الله العظمى صانعى ادامه داد: «نمى شود كسى را از آمدن به مسجد محروم كرد حتى خوارج را چه برسد به دانشجو كه كسى آنها را از رفتن به دانشگاه كه مال ملت است، محروم كند».
وى در پاسخ به اين سوال كه در بحث گزينش ها حدود و ثغور شرعى حقوق افراد كجاست؟ بيان داشت:«در دوره هاى قبلى بحث گزينش قانونى نبود بلكه بخشنامه اى بود. ما هم دقت مى كرديم كه افراد بى جهت از حقوق خود محروم نشوند. به هر حال هيچ كس را نمى توان از حقوق اجتماعى محروم كرد».

اگر مى گوييم در انتخابات افراد 18 سال حق شركت دارند در قوانين جزايى هم آن را مطرح كنيم.
وى همچنين درباره ى افزايش سن راى دهندگان از 15 به 18 سال گفت: «مساله ى اصلى، مساله درك و شعور است و مانعى ندارد اما بايد همه جا به همين شكل باشد; اگر مى گوييم در انتخابات افراد 18 سال حق شركت دارند بياييم در قوانين جزايى هم مساله 18 سال را مطرح كنيم، نه اين كه دختر 9 ساله را همانند يك بزرگسال مجازات كنيم. ما يا بايد اين قوانين را به طور كلى بپذيريم يا نپذيريم اما برخى مسايل مثل ايرانى الاصل بودن رييس جمهور جزو نظامات است و از آن جا كه اسلام هم خواهان حفظ مليت ها، زبان ها و وطن پرستى شده بزرگان ما هم خواهان ايرانى الاصل بودن رييس جمهور شدند.
بايد آن جا كه دو مرد براى شهادت مى خواهيم دو زن هم بخواهيم، چه كسى مى تواند بگويد شهادت زنى مطلع در موضوعى قبول نيست اما شهادت مردى بااطلاعات كم قبول است؟»
وى در ادامه در باب شهادت دادن زنان تصريح كرد: «در باب شهادت مى گويند دو زن به جاى يك مرد است محروم كردن دو نفر از شهادت اگر آن را يك حق بدانيم، درست نيست و معتقديم كه زن و مرد با هم برابرند و بايد آن جا كه دو مرد براى شهادت مى خواهيم بايد دو زن هم بخواهيم; آنها فرقى با هم ندارند. جايى كه خواهان حضور دو زن به جاى يك مرد هستيم زمانى است كه زن ها اطلاعات كمى دارند اما اگر جايى زن ها داراى تحصيلات و مثلا دكتراى رشته اى هستند چه كسى مى تواند بگويد كه شهادت او مورد قبول نيست اما شهادت يك مردى كه هيچ اطلاعاتى در آن زمينه ندارد، مورد قبول است؟ در اين جا مى توان از شهادت زن استفاده كرد. هرگاه اطلاعات ضعيف است و بخواهيم ضريب اطمينان را بالا ببريم چه مرد چه زن به نظر من ما به چهار نفر نياز داريم».
آيت الله العظمى صانعى در پاسخ به سوالى درباره ى ديدگاه هاى وى كه حقوق زن و مرد را يكسان مى داند وقوانين مربوط به حقوق زنان كه به گفته ى كارشناسان و در عمل مشكلات زيادى به وجود آورده است، گفت: «مشكل ما اين است كه ما از لحاظ قانونى دستمان بسته است.
وى با تاكيد بر اين كه بايد به زن ها آگاهى داد و تاكيد كرد كه زنان نبايد تحت تاثير ادعاى صرف طرفدارى از حقوقشان قرار بگيرند،يادآور شد كه اگر كسى از حفظ حقوق زنان اعلام حمايت و جانبدارى كرد، بايد از وى توضيح بخواهند تا نحوه جانبدارى و حفظ حقوق را بيان نمايد تا اين ادعاى صرف سخنگويى كلى از حقوق زنان نباشد».
آيت الله صانعى گفت: اين آگاهى ها موجب مى شود كه ما هم چيزى در حد حرف براى گفتن داشته باشيم; امام(ره) در آن زمان وقتى درخصوص منبع زيرزمينى نفت و شطرنج مطالبى جديد مطرح كردند مقاومت هايى وجود داشت اما امروز در اثر همين اعتراضات و سوال و جواب ها در زمينه حقوق زنان و ديگر زمينه ها ما حرف هايى مى زنيم; البته دشمنى هايى هم صورت مى گيرد اما اين دشمنى ها به جايى نمى رسد و اين آگاهى ها و پرسش ها خوب و موثر است.


كليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به موسسه فرهنگي هنري فقه الثقلين مي باشد
نشاني: قم، خيابان شهيد محمد منتظري، كوچه 8، شماره 8 - تلفن: 7832802 - دورنگار: 7832803